Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
يكشنبه ۲۲ تير ۱۳۹۹ برابر با ۱۲ جولای ۲۰۲۰
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :  برابر با 
"اقتصاد مقاومتی واقعی" معجونی از ریاضت کشی مردم، رونق بازار سیاه و شکاف های سیاسی تازه

"اقتصاد مقاومتی واقعی" معجونی از ریاضت کشی مردم، رونق بازار سیاه و شکاف های سیاسی تازه

 

رضا سپیدرودی

 

دو روز پیش نامه ای از سوی وزیر کشاورزی خطاب به وزیر بازرگانی در مورد ممنوعیت واردات 49 محصول کشاورزی به کشور انتشار یافت. این نامه و این ممنوعیت بخشی از سیاست جدید دولت احمدی نژاد است که مستقیما با تحریم ها و اثرات آن ارتباط دارد. همزمان شدن تشدید تحریم های اقتصادی با کاهش درآمدهای نفتی، کسر بودجه عظیم و بدهی های نجومی دولت، و افزایش شدید قیمت کالاهای ضروری وارداتی که هزینه های دور زدن تحریم هاست، دسته بندی سه گانه کالاهای وارداتی به "ضروري، زايد و مضر" را به دولت احمدی نژاد تحمیل کرده است. اگر چه ممنوعیت واردات محصولاتی چون گلابي، توت ‌فرنگي، سيب فرانسوي، پرتقال مصري، پياز، سيب‌زميني و تعداد ديگري از ميوه‌ها براساس قانون جديدي تحت عنوان قانون افزايش بهره‌وري در بخش كشاورزي صورت گرفته، اما این ممنوعیت بخشی از یک استراتژی توسعه داخلی و یا در امتداد یک جهت گیری به این سو نیست؛ بلکه واکنشی احیانا موقتی است در برابر فشار تحریم ها و تشدید محاصره اقتصادی ایران در شرایط ورشکستگی مالی دولت. این سیاست یک نمونه آشکار از همان آرایش جدید رژیم در شرایط تحریم هاست که خامنه ای روز چهارشنبه گذشته از آن به عنوان "اقتصاد مقاومتی واقعی " نام برد. با این حال دو سوی این سیاست که رژیم ناچار به اتخاذ آن شده یا افزایش کمبود کالاهای مصرفی، راه افتادن بازار سیاه و رونق کار مافیای قاچاق و محتکران است، یا تشدید تناقضات درونی رژیم و افزایش ترک خوردگی های آن. دسته بندی واردات براساس ضرورت و نیاز داخلی در شرایط محاصره اقتصادی در میان مدت با منافع مافیای قاچاق که حدود یک سوم کل نیازهای مصرف داخلی را از طریق واردات قاچاق تامین می کند در تناقض است. منطق رویکرد این مافیا تاکنون تبعیت از نیازهای واقعی بازار مصرف داخلی نبوده، بلکه درهم شکستن بازار داخلی از طریق واردات قاچاق کالاهای مشابه خارجی به قیمت ارزان تر و تحمیل مصرف این کالاهای قاچاق ارزان به مصرف کنندگان بوده است. نمونه واردات سیر از چین و فروش آن در بازارهای مصرف نقاطی چون شمال ایران و نابود کردن تولید داخلی در این مناطق از نمونه های جدید عملکرد این مافیاست. بخش مهمی از جریان این واردات قاچاق در دست خود نیروهای امنیتی و پاسداران است و از طریق اسکله های خصوصی آنها صورت می گیرد و وزارت بازرگانی نیز تا پیش از موافقت با اعمال محدودیت های جدید وارداتی خدمتگذار همین سیاست در درهم شکستن تولیدات داخلی بوده است. بنابراین اگر ضرورت حفظ رژیم در شرایط بحرانی کنونی محدودیت واردات یک رشته کالاهای معین را / فعلا/ در حوزه کشاورزی به آنها تحمیل کند، ادامه و گسترش این محدودیت ها از پائین به نارضایتی مردم نسبت به کمبودها و از بالا به تنش هایی در درون ائتلاف اصلی قدرت در درون اصولگرایان دامن خواهد زد. روی دوم این سکه هم بهتر از روی اولش نیست. اگر اولویت تقسیم بندی واردات کالاها به گونه ای تنظیم شود که نخواهد پا در کفش مافیای قاچاق کالاها کند علاوه بر این که نمی تواند پاسخگوی الزامی باشد که چنین رویکردی را ناگزیر کرده، معنای دیگری جز درخواست سفت تر بستن کمربندها برای شهروندان مصرف کننده و رونق دادن به کار قاچاق و "شکوفایی" اولین "صنعت پائین دستی" ناشی از تحریم، یعنی بازار سیاه کالاهای نایاب مصرفی و رونق کار محکتران ندارد.

 

ایجاد محدودیت های واقعی در واردات کالاها و کنترل و نظارت بر این حوزه به تعارضات جدید در ائتلاف اصلی قدرت می انجامد. مشابه این وضعیت را در حوزه سیاسی اکنون آشکارا شاهدیم. در شرایطی که نظام از بالا شکاف برداشته و بخش قابل توجهی از دستگاه دیپلماسی به دولت و دستگاه ولایی پشت کرده و سفرا و نمایندگان دیپلماسی رژیم یکی پس از دیگری استعفا می دهند و به مخالفان می پیوندند، احمدی نژاد به "موازات" این دستگاه سعی کرد با انتخاب نمایندگان ویژه معتمد کارش را پیش ببرد با این حال این سیاست حتی اگر تعادل قدرت در حوزه اجرایی را موقتا به سود دولت بهبود بخشد از طریق تشدید شکاف در ائتلاف اصلی قدرت آن را تضعیف می کند. و این شکاف درست چیزی است که اکنون با اعتراضاتی که علیه "موازی کاری" از درون اردوی اصولگرایان برخاسته آشکارا شاهدیم. نمونه دیگر "موازی" کاری بازی با ورق ناسیونالیسم در شرایط کاهش بی سابقه میزان بهره وری از مذهب به عنوان ابزار جلب حامی برای دولت و دستگاه ولایی از طریق مهره هایی چون رحیم مشایی است که حاصل آن نارضایتی بخشی از روحانیت سنتی است. بنابراین چشم انداز اجرای همین سیاست در حوزه اقتصاد آن هم با نیروهایی که خود در راس شبکه های واردات قاچاق کالا هستند تنها تشدید شکاف هاست. نمی توان پایه طبقاتی اقتصاد صنعتی تولید محور را در کشور ویران کرد و بعد با مشتی نظامی قاچاقچی و جنایتکار "اقتصاد مقاومتی واقعی" بنا کرد. و نمی توان سگ وحشی قیمت ها را "آزاد" کرد و به جان شهروندان انداخت و سپر حمایتی یارانه ها را حذف کرد و بعد محدودیت شدید مصرف برای مردم را چنانچه خامنه ای گفته"مدیریت دقیق و عالمانه منابع مالی" نامید. جوهر اصلی اقتصاد مقاومتی واقعی مورد نظر خامنه ای آمیزه ای است از ریاضت کشی شدید اقتصادی توده های مردم، رونق بازار سیاه و شکاف های سیاسی تازه..

هسته اصلی ائتلاف قدرت با افزایش بی سابقه وزن نظامیان در سیاست و اقتصاد، محدود کردن دایره خودی ها، و تن دادن به ایجاد نارضایتی در درون اردوی اصولگرایان سعی کرده با مجموعه ای از سیاست های ضد و نقیض از تناقضات ذاتی ای که اساسا ریشه در موجودیتش دارد اما بحران همه جانبه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کنونی آن را برجسته تر کرده، از مهلکه جان بدر ببرد اما اقداماتش تنها به دست و پا زدن در باتلاق شباهت دارد و با هر تقلایی تاکنون تنها "ترک خوردگی" های نظام را شدیدتر و عمیق تر کرده است.

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیر که عضوآن هستید ارسال کنید:  

© 2020 Copyright: All rights reserved