Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
چهارشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۹ برابر با ۰۸ جولای ۲۰۲۰
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :  برابر با 
دو کلمه در باره کارنامه اقتصادی جمهوری اسلامی

دو کلمه در باره کارنامه اقتصادی جمهوری اسلامی!

محمد رضا شالگونی

هفته گذشته بالاخره بانک مرکزی اعتراف کرد که در دوازده ماه گذشته تورم افزایش یافته است. این اعتراف بامعناست ، زیرا ماه ها بود که محمود بهمنی رئیس بانک مرکزی اصرار داشت که تورم تک رقمی شده و همچنان در حال پائین آمدن است. هرچند مردم و مخصوصاً اکثریت زحمتکش کشور که با گوشت و پوست خود مصیبت های اقتصادی را لمس می کنند ، منتظر فتوای بانک مرکزی نبودند و همه می دانستند قیمت ها دارند جهشی بالا می روند ؛ اما اعتراف بانک مرکزی نشان می دهد که آش چنان شور است که حتی خان هم فهمیده یا بهتر است بگوئیم ناگزیر شده به آن اعتراف کند. البته بهمنی که مانند همه اعضای تیم احمدی نژاد به مکتب ایرانی دروغ پردازی گوبلزی تعلق دارد ، پیشتر نیز می دانست که قیمت ها در حال افزایش اند ، اما اصرار داشت که کاهش تورم به معنای کاهش قیمت ها نیست! در هر حال ، فتوای آنها هرچه باشد ، افزایش تورم در یک دوره رکود اقتصادی فلج کننده ، شاهدی است بر بحران اقتصادی مصیبت باری که دارد عمق بیشتری پیدا می کند و زندگی اکثریت مردم کشور را به تباهی می کشاند. و به یاد داشته باشیم که هنوز طرح هدفمند سازی یارانه ها اجرایی نشده است ، یعنی که مصیبتِ بزرگ تر هنوز در پیش است.

 

بی تردید طرح هدفمند سازی یارانه ها زندگی اکثریت زحمتکش کشور را فلاکت بارتر خواهد ساخت و نابرابری های طبقاتی را تشدید خواهد کرد. و هم چنین تردیدی نیست که در پنج شش سال گذشته ، یعنی در دوره احمدی نژاد ، عقب ماندگی اقتصادی ایران بیشتر شده است ، اما به این ساده لوحی نباید بغلتیم که با کنار گذاشتن این یا آن طرح و این یا آن رئیس جمهور مشکلات اقتصادی حل خواهد شد ؛ زیرا علت اصلی عقب ماندگی اقتصادی ایران موجودیت خودِ جمهوری اسلامی است. برای روشن شدن این حقیقت بگذارید فقط به دو سه مقایسه اشاره کنم:

 

در سال ۱۹۷۰ تولید ناخالص داخلی ایران حدود ۶/۱۰ میلیارد دلار بود که در میان کشورهای جهان در رده بیست و هفتم قرار داشت. در همان سال تولید ناخالص داخلی کره جنوبی حدود ۹/۸ میلیارد دلار بود و در رده سی و دوم اقتصادهای جهان قرار داشت. ده سال بعد ، تولید ناخالص داخلی ایران ، حدود ۹۰ میلیارد دلار بود و در رده نوزدهم جهانی و تولید ناخالص کره جنوبی ۶۳ ملیارد دلار در رده بیست و هشتم جهانی. اما در سال ۲۰۰۵ ایران با ۱۹۰ ملیارد دلار تولید ناخالص داخلی به رده سی و یکم جهانی سقوط کرده بود و کره جنوبی با ۷۹۱ ملیارد دلار تولید ناخالص داخلی به رده سیزدهم جهانی رسیده بود. اما مقایسه با کره جنوبی که از آهنگ رشد و توسعه بسیار شتابانی در جهان برخوردار بوده ، شاید عمق فاجعه اقتصادی ایران را نشان ندهد ، بنابراین ، بگذارید ببینیم ایران در مقایسه با کشورهای دیگری که کارنامه اقتصادی خوبی ندارند ، چگونه بوده است:

 

در سال ۱۹۷۷ ( یعنی در آستانه انقلاب ایران ) تولید ناخالص داخلی سرانه ایران ۶۰ در صد بیشتر از شاخص ترکیه بود ، ۳ برابر شاخص مصر و ۵ برابر شاخص پاکستان. اما اکنون تولید ناخالص داخلی سرانه ایران ، حتی بر مبنای برابری قدرت خرید (PPP) فقط ۱۴ در صد از ترکیه بیشتر است ؛ فقط دو برابر مال مصر است و ۹/۴ برابر مال پاکستان. و اگر این مقایسه را برمبنای نرخ رسمی دلار انجام بدهیم ، وضع بدتر از این خواهد بود ، زیرا کافی است به یاد داشته باشیم که بر مبنای نرخ رسمی دلار ، تولید ناخالص داخلی مثلاً ترکیه هم اکنون بسیار بیشتر از مال ایران است. به عبارت دیگر ، کارنامه اقتصادی جمهوری اسلامی حتی در مقایسه با پاکستان که یکی از فاجعه بارترین حکومت های سه دهه گذشته جهان را داشته ، تعریفی ندارد. تازه باید توجه داشته باشیم که در تمام این مدت ، ایران از درآمد عظیم نفتی برخوردار بوده ، در حالی که هیچ یک از چهار کشور یاد شده (یعنی کره جنوبی ، ترکیه ، مصر و پاکستان ) چنین درآمد رانتی سرشاری نداشته اند.

 

اما جمهوری اسلامی که همیشه خود را مدافع مستضعفان و کوخ نشینان جازده ، در زمینه کاهش نابرابری های طبقاتی نیز کارنامه خوبی ندارد. مثلاً جواد صالحی اصفهانی ( اقتصاد دان سرشناس ایرانی مقیم امریکا ) که از طرح هدفمند سازی یارانه های دولت احمدی نژاد هم آشکارا دفاع می کند ، می گوید نابرابری توزیع درآمد در ایران از همه کشورهای خاورمیانه بیشتر است و ایران بدترین توزیع در آمد در میان این گروه از کشورها را دارد.( مراجعه کنید به یاداشت مورخ ۲ ژوئن ۲۰۱۰ او در وبلاگ شخصی اش که به بررسی مسائل اقتصادی ایران اختصاص دارد)

 

مشکل بزرگ ما این است که در جمهوری اسلامی آمار قابل اتکائی وجود ندارد ، تا جایی که رئیس جمهوری کشور علناً به مسؤولان مربوطه دستور می دهد که از انتشار آمار و اطلاعاتی که ممکن است باعث بدبینی مردم بشود ، خودداری کنند. با وجود این ، همین مقایسه های کلی (هر چند نادقیق) نشان می دهند که کارنامه اقتصادی جمهوری اسلامی ، حتی در مقایسه با کشورهای دور و بر ما ، فاجعه بار است. تردیدی نیست که آمار و ارقام دقیق و دستکاری نشده نشان خواهد داد که فاجعه بسیار عمیق تر از این حرف هاست. در واقع ، علی رغم همه گرد و خاک تبلیغاتی رهبران جمهوری اسلامی در ۳۲ سال گذشته ، وابستگی اقتصاد ایران به درآمد نفت مدام بیشتر شده است و به جرأت می توان گفت که جمهوری اسلامی یکی از بدترین نمونه های دولت های رانت خور نفتی انگلی است که هیچ کاری جز حیف و میل کردن درآمد نفتی کشور انجام نمی دهد. و اکنون بزرگ ترین مشکل این دولت انگلی نفتی این است که درآمد نفت نیز دیگر کفاف بدمستی های اش را نمی دهد. بعضی ها ممکن است عقب ماندگی اقتصادی ایران در سه دهه گذشته را به جنگ و تحریم های اقتصادی غرب نسبت بدهند. تردیدی نیست که جنگ ایران و عراق و تحریم های تحمیل شده از طرف امپریالیسم امریکا و متحدان آن ضربات بزرگی بر اقتصاد ایران زده اند. اما آیا نمی شد از این مصیبت ها اجتناب کرد؟ تردیدی نباید داشت که راه های زیادی برای اجتناب از این مصیبت ها وجود داشت. اما رهبران رژیم ، همان طور که بارها خود علناً گفته اند ، این مصیبت ها را نعمت و فرصتی برای حفظ فرمانروایی خود می دانسته اند. والبته حق هم دارند ، زیرا رژیمی از جنس جمهوری اسلامی بدون سایه دشمنی بر دروازه ، نمی تواند خود را حفظ کند و به سرعت با شورش مردم روبرو می شود. بنابراین این مصیبت ها هزینه لازم برای حفظ استقلال کشور نیستند ، بلکه هزینه های موجودیت جمهوری اسلامی هستند که تاوانش را کارگران و زحمتکشان ایران می پردازند.

 

۱۷آبان ۱۳۸۹ / ۹ نوامبر ۲۰۱۰ میلادی

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیر که عضوآن هستید ارسال کنید:  

© 2020 Copyright: All rights reserved