Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۹ برابر با ۱۵ اگوست ۲۰۲۰
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :  برابر با 
مرورآماری بر اعتصابات واعتراضات کارگری در سالی که گذشت "وتوضیح یک نکته

خواست های بیواسطه و یک تجربۀ ساده

 

مرورآماری بر اعتصابات واعتراضات کارگری در سالی که گذشت وتوضیح یک نکته

فهیمه جلوه

مرورآماری براعتصابات واعتراضات کارگران ایران درسالی که گذشت، کار مشترکی با امضای نگار و احمد راستی، رضا رئیس دانا وامیر جواهری لنگرودی به تاریخ ۲۳ تیرماه، کاری است ارزشمند. به دلیل دسته بندي اعتراضات کارگری و تهيه ۶ جدول در این رابطه و هم چنین پرداختن به بخش های مختلف طبقه کارگر و....کاری است جامع. براي کساني که میخواهند در مورد طبقه کارگر ایران در سال ۸۸ بدانند، جدا از این که با تحلیل های آن موافق باشند یا نباشند، ماده خامی فراهم کرده است که با استفاده از آن می توان به آن استناد کرد ووضعيت طبقه کارگر را در بخش هاي مختلف آن، تحلیل نمود. بعلاوه با استفاده از اين جداول می توان در مورد مطالبات، نوع حرکات اعتراضی و.....به طور خاص نیز، در هر قسمت به طور جداگانه بحث کرد. من هم در این نوشته مي خواهم با اشاره ای مختصروکوتاه به نکته ای بپردازم که در چند سال اخیر یکی ازموضوعات مورد بحث در جنبش کارگری ایران بوده است. در جدول شماره ۱ این نوشته که عنوانش است: پیرامون خواسته های مطرح شده وتعداد حرکت های مربوط به آن ها، به ترتیب دستمزدها وحقوق معوقه، مرتبه اول وعدم پرداخت مزایا، مرتبه دوم را دارد. يعني بعد از اعتراض به عدم پرداخت به موقع دستمزد، عدم پرداخت مزایا ی کارگری بیشترين در صد اعتراصات کارگران را به خود اختصاص داده است. اما به نظرمن باید به علت آن پرداخته شود. دراشارات تهیه کنندگان این جمعبندی در سطوری پایین توضیحی پیرامون عدم پرداخت مزايا ي کارگری داده شده است ومزایای کارگری را (عیدی -پاداش -بن کارگری - آکورد - اضافه کاري -و....).تعریف کرده اند و در جایی که بسیاری از کارخانه ها به گواه همین کار آماری، درحال تعطيلی هستند وبسیاري از کارگران از کار بیکار شده اند وقراردادهای موقت بیداد مي کند وباز هم به گواه همین جدول، تعداد حرکات اعتراضی به منظور افزايش دستمزد بسیارکم است، شايد ابتدا کمی عجیب به نظر برسد که در چنین شرايطي چگونه است که مثلا اعتراض برای پرداخت نشدن عیدی وپاداش و....درصد بالایی از اعتراضات کارگری را به خود اختصاص می دهد. من با نوشتن یک تجربه می خواهم بگویم اعتراض حول خواسته های بی واسطه وملموس در بدترین شرایط هم ممکن است. عمدتأ اعتراضات کارگری به جز مقاطعي خاص مثلا دوران انقلابی، حول خواسته هاي بی واسطه و در خواست ها و مطالبات صنفی و رفاهی شکل می گیرد .کارگران ابتدا به این دلیل که می خواهند با سرمایه داری مبارزه کنند نیست که دست به اعتراض می زنند بلکه به این دليل دست به اعتراض می زنند که خواستي واقعي دارند که به نظرشان می رسد طبيعي است به خاطر آن مبارزه کنند. این خواست عیني و واقعی است که آن ها را به مبارزه می کشاند. ممکن است خواست بسیار ساده ای هم باشد اما وقتی کارگران احساس کنند به آن ها اجحاف شده و یا حقی از آنان ضایع شده است، راحت دست به اقدام می زنند. ديگر این که چقدر این اعتراض در نزد کارگران توجیه پذیر است يعنی این که به نظر آن ها عادي و منظقی می رسد که به خاطرش هزینه کنند، نکته ی که باید مورد توجه قرار گیرد .در کارخانه ای که من کار مي کردم در دهه ۶۰، ما ده ها حرکت اعتراضی راه انداختیم که همه از خواست های ملموس و بی واسطه کارگران شروع شد و بسیاري از آن ها موفقيت آميز بودند. من در اينجا به يکی از ساده ترین آن ها اشاره می کنم .

 

در یکی از روزها اعتراض ما از يک خواست ساده ی روشن نبودن بخاری شروع شد. یادم نيست که سال ۶۳ بود یا سال ۶۴ .یک روز صبح وقتی به سر کار رفتيم بخاری ها خاموش بود. در آن زمان هنوز در کارخانه ما لوله کشی گاز نشده بود. سالني که در آن کار می کردیم با چند بخاری معمولي بزرگ نفتی و خيلی قدیمی کارمی کرد واز رختکن تا سالن، مسافتی را در سرما طی می کرديم تا به سالن برسیم وگاهی اوقات کنار بخاري می ایستادیم تا کمي گرم شویم وبعد سرجایمان می رفتیم تا کار کنيم چون با وجود روشن بودن بخاري حتی، همه جای سالن خیلي گرم نبود. چندین بار بود که وقتي ما به کارخانه می رفتیم بخاری خاموش بود و مجبور شده بودیم در سرما کار کنيم ولی کارگران اعتراضشان در همین حد بود که به سرپرست اعتراض کنند واز اوبخواهند ترتیبی دهد تا بخاری را روشن کنند. اما اين روشن کردن بخاری به فردا می کشید وما مجبور بودیم یک روز را بدون بخاری کار کنیم .یک روزکار بدون بخاری، با یک روز کار با بخاری، بسيار تفاوت دارد. یک روز سرد زمستاني بود وقتي به سر کار رفتیم دیدیم باز هم بخاری ها خاموش است و ما باز هم مجبوریم در سرما کار کنیم. همان اول صبح در بخش ایستادیم وگفتيم ما کار نمي کنیم.هر چقدر سرپرست بخش اصرار کرد بی فایده بود و ما حاضر نبودیم کار کنیم و گفتيم تا بخاری نباشد ما کار نمی کنیم و از جایمان بلند شدیم ودست از کار کشیدیم. هر چقدر سرپرست ما را تهدید کرد که برایمان بد می شود باز هم ما حاضر نبوديم بنشینیم و کار کنیم. او هم مرتب ما را تهدید می کرد. آن زمان مشکل کارگران فقط اين نبود که اخراج می شوند ویا این که از حقوقشان کم می شود بلکه از این می ترسیدند که به آنها گفته شود شما ضد انقلاب هستید و در مقابل اعتراضات کارگری، به ما می گفتند در جایی که بچه های ما یعنی پاسدارها و...دارند در جبهه مي جنگند اونوقت شما دارین برای منافع خودتون اعتراض می کنين. این کارها آب به آسیاب دشمن ریختن است وشما دشمن را شاد مي کنید. وقتی آنها دارند در جبهه ها شهید می شوند آن وقت یک عده بیايند سر اين چیز ها شلوغ کنند و....ودهها بار این حرفا روشنیده بوديم .و ما تا جُم می خوردیم می گفتند این ها کار ضد انقلاب است وفضای رعب ووحشت باعث شده بود که کارگران بترسند. در چنین فضای ارعابي که هر حرکت اعتراضی کارگران مارک دشمن و ضد انقلاب می خورد، بسیار مشکل بود که کارگران دست از کار بکشند وبه قول بسیجی ها دشمن شادکن باشند. اما مي خواهم بگویم خواست هاي بي واسطه و ملموس چیزي است که در هر شرایطی کارگران حاضرند بر سر آن اعتراض کنند. واتفاقا با وجود اين که من ودوستم به دلیل اين که مشکل امنیتی داشتیم ونباید به قول امروزی ها تابلو میشدیم با وجود این به قول "انجمن اسلامی ها" ما داشتیم کارگرها رو تحریک مي کردیم ما مي گفتيم چطور آن ها خودشان در جاي گرم ونرم می نشینند کار می کنند اما ما باید در سرما کار کنیم این بود که من ودوستم، وقتی حا ضرنشدیم بریم سرجایمان بنشینیم آنها ما را تهدید کردند و در این موقع یکی از افراد بسيج را آوردند. من و دوست نزدیکم بیشتر از همه شلوغ می کردیم راستش را بخواهید اتفاقا ما خوشحال بودیم دشمن را شاد مي کردیم . آخر دشمن کی بود؟ دشمن همان دوستان و رفقای ما بودند که بسیاری از آن ها در زندان های رژیم زیر شکنجه قرار داشتند وبسیاری از آن ها اعدام شده بودند و یا زیر حکم اعدام بودند. اما ما باز هم کار نکردیم تا به ما قول دادن بخاري را روشن کنند. در این موقع رفتیم سرجايمان وشروع کردیم به کار کردن و با گرفتن این قول سر کار رفتیم . فردا که آمدیم همه بخاري ها روشن بود ودیگر بخاری ها خاموش نمي شدند .

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیر که عضوآن هستید ارسال کنید:  

© 2020 Copyright: All rights reserved