Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
جمعه ۲۵ شهريور ۱۳۹۰ برابر با  ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۱
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :جمعه ۲۵ شهريور ۱۳۹۰  برابر با ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۱

چرا ما به یک سازمان سوسیالیست نیاز داریم؟

نویسنده :آلن ماس

مترجم : صادق افروز 

از جمله انتقاداتی که به ما سوسیالیست ها می شود این است که چرا ما توجه خود را به مسائل بسیار گوناگون و متفاوتی معطوف می کنیم ؟ ما به جای تمرکز روی یک موضوع ، خود را درگیر جنبش های سیاسی بسیار زیادی می کنیم .ما معتقدیم بین تبعیض بر علیه ( ال جی بی تی ) (1)ها و تلاش برای رسیدن به دمکراسی یک ارتباط وجود دارد . ما فکر می کنیم این  بسیار مهم است که  نه تنها برای تظاهرات در مورد مسائل روزمره سازماندهی کنیم ، بلکه خودمان را درباره مبارزات کارگری در گذشته و جامعه سوسیالیستی که در آینده قصد ساختن آن را داریم آموزش بدهیم .

این حقایق کاملا آشکار بهانه بدست راست ها می دهد تا خشم خود را متوجه ما سوسیالیست ها کنند . بطور مثال یک فعال سیاسی که بر علیه کم کردن بودجه فعالیت می کند، همچنین در راه پیمایی بر علیه اسرائیلی ها در جنگ بر ضد فلسطینی ها هم شرکت می کند و فکر می کند زنان باید برای سقط جنین از آزادی کامل برخوردار باشند .

اما بعضی از فعالین چپ با مرتبط کردن این مبارزات مختلف مخالفند .در همین زمینه مقالاتی زیادی در مورد  اهمیت جدا نگه داشتن و استقلال این جنبش ها نگاشته شده است . در همین رابطه اتهام زشت تری هم زده می شود .گفته می شود " ما سوسیالیست ها اهمیت زیادی به به جنبش هایی که درآن شرکت می کنیم نداریم و هدف ما  ، جدا کردن افراد از این جنبش ها و عضو گیری  آنهادر سازمان خودمان است ."

شنیدن چنین انتقادات بدبینانه ای  رنج آور است نه فقط به دلیل آنکه با دلائل گرایش ما به سوسیالیزم بیگانه است ، بلکه به این دلیل که در دنیای واقعی مسائل سیاسی با چنین خطوط واضحی از هم متمایز نمی شوند .

دشمنان ما مسائل مختلف سیاسی را جدا نمی کنند . اگر به تبلیغات تی پارتی گوش کنید یا برنامه های جمهوریخواهان دست راستی را که برای این گروه صحبت می کنند در نظر بگیرید آنها به هیچ وجه نگران " استقلال ” مسائل سیاسی از یکدیگر نیستند.

اعضای تی پارتی با خشنودی شعار های نژادپرستانه در مورد برک اوباما را تحمل می کنند .آنها می خواهند حقوق بدست آمده توسط اتحادیه ها را از آنها بگیرند .بدیده آنها مسلمانان و اعراب بالقوه تروریست هستند .از نظر آنها جای زن در منزل است و فمینیزم جنایتی علیه طبیعت انسان است و کلیسا ، دولت ، پدران و شوهران – تقریبا همه به غیر از زنان- باید تعیین کنند که زن با زندگی بازتولید کننده اش چه باید بکند .

بطور خلاصه ، راست ها در سیاست تنها روی یک موضوع متمرکز نمی شوند .آنها در برنامه های سیاسی و اجتماعی مسائل بسیار گسترده و گوناگونی را در نظر می گیرند .

هرکس در سوی دیگر راست ها با سمت و سو گیری مشابهی به مسائل سیاسی برخورد نکند (منظور نویسنده بطور گسترده و وسیع است و نه خلاصه کردن فعالیت در یک موضوع .توضیح مترجم ) ضعیف خواهد بود زیرا مردم را رو در روی یکدیگر خواهد انداخت .برای مثال در ویسکانسین (2) ، فرماندار ایالت ،اسکات واکر آگاهانه آتش نشان ها و پلیس را از از برنامه قطع بودجه خود اسنتثنا کرد .او امید داشت با این کار پشتیبانی آنها را بدست آورد ، اما آتش نشان ها این حیله را دریافتند .آنها متوجه شدند که حمله علیه اتحادیه ، حمله علیه آنها هم هست . به همین دلیل آتش نشان ها در قلب اعتراضات توده ای قرار گرفتند .

یکی از نقاط قوت قیام در ویسکانسین آن بود که مردم بطور غریزی حول یک مبارزه مشترک متحد شدند .اتحادیه های بخش عمومی ، اتحادیه های بخش خصوصی ، دانشجویان دانشگاه ها که علیه قطع بودجه ها مبارزه می کنند ، یا هواداران مردم کم درآمد که علیه حمله دولت به بخش درمانی همگانی فعالیت می کنند باهم متحد شدند .

تقریبا این طبیعی همه جنبش هاست که مردمی که از لحاظ سیاسی فعال شده اند نقاط اشتراک یکدیگر را در می یابند .اما این مسئله بطرز اتوماتیک و خودبخودی اتفاق نمی افتد . افراد مجزا یا سازمان ها بین جنبش های گوناگون و بین نیروهای مختلف سیاسی ارتباط برقرار می کنند تا در تظاهرات و رخداد های بزرگ مردم را گرد هم جمع کند .

حتی در یک مورد مشخص سیاسی ، ایده مردم به یکباره تغییر نمی کند .در هر جنبشی همواره کسانی هستند که مصمم به مواجهه با کارفرمایان و یا قدرتمندان سیاسی هستند . این افراد استعداد بیشتری برای درک ارتباط با دیگر جنبش ها دارند و از اعتماد به نفس بیشتری برای مبارزه و رسیدن به یک آلترناتیو سیاسی برخوردارهستند .

آگاهی این افراد در این کش و قوس ها و پیروزی ها و شکست ها و جلو رفتن ها و عقب نشینی ها تغییر می کند .

حضور سوسیالیست ها در بحث ها و گفتگو ها و مناظراتی که از درون مبارزه بر می خیزد اهمیت بسیار زیادی دارد . در جریان قیام مردم مصر ، سوسیالیست ها در سازماندهی اولین تظاهرات در قاهره در 25 ژانویه نقش مهمی ایفا کردند. همان تظاهراتی که نقطه شروع انقلاب بود .

اما سوسیالیست ها به غیر زدن اولین جرقه های قیام ، از تجربه غنی مبارزاتی در گذشته برخوردار بودند .تجربیات کوچک اما به تعداد زیاد به آنها این توان فکری را داد تا بعد از 25 ژانویه بدانند چه باید بکنند.این تجربه به همراه مروری بر جنبش های گذشته که از مطالعه و بحث و گفتگو حاصل شده بود به آنها ایده بهتری داد تا متحدین و دشمنانشان را تشخیص بدهند و بفهمند چگونه از نبرد برای رسیدن به دمکراسی سیاسی به مسئله قدرت اقتصادی راه یابند .

سوسیالیست هایی که بخشی از سازمان هستند می توانند تجربیات شان را با دیگران در میان بگذارند و درباره آنچه باید انجام شود به بحث و گفتگو بپردازند .چنین اقداماتی می تواند در محیط کار ، در انجمن ها ، در تظاهرات کوچک و یا در بسیج های توده ای انجام شود . آنها می توانند درس های مبارزات گذشته را بیان کنند و راهی برای آینده پیشنهاد کنند .قدرت چنین سازمانی بستگی  به میزان تجربه و درک سیاسی تمامی اعضایش دارد که می توانند در فعالیت های سیاسی شان از آنها استفاده کنند .

 یک چنین سازمانی باید به مراتب از دیگر سازمان های موجود در جامعه سرمایه داری دمکراتیک تر باشد .ما باید از تجربیات همه کسانی را که در مبارزه شرکت دارند استفاده کنیم .همچنین استفاده از تجربیات  مبارزات نسل های گذشته بسیار ذیقیمت است . ما اینها را باید برای سازمان دادن پیرامون خود ، اساس قرار دهیم .این به مفهوم انجام بحث و مناظره در سازمان و ساختاری است که رهبران منتخب را مسئول قرار می دهد .

اما یک سازمان سوسیالیست همچنین باید دارای مرکزیت باشد تا بتواند سازمان را بر اساس تصمیمات اتخاذ شده دمکراتیک ناشی از بحث ها اداره کند .اگر مرکزیتی وجود نداشته باشد تا اعضا را موظف به انجام تصمیماتی که اکثریت اتخاذ کرده بنماید ، در اینصورت پروسه دمکراتیکی که تصمیمات در آن اتخاد شده بدون ثمر خواهد بود .

این  مسئله سازمان یکی از جنجالی ترین مسائل جنبش سوسیالیستی بوده است . حتی در چپ گهگاه به اینکه یک سوسیالیست عضو یک سازمان باشد با بدبینی نگریسته می شود .

یک دلیل چنین بدبینی تاثیر استالینیزم است که احزاب به اصطلاح کمونیست در اتحاد شوروی و در سراسر جهان را به ماشین های از بالا به پایینی تبدیل کرد که تنها در خدمت منافع بالایی ها بودند .به عبارت دیگر در این احزاب مرکزیت وجود داشت ولی از دمکراسی خبری نبود .

اما دلیل دیگر حتی عمیق تر از دلیل اولی است .بویژه در میان آنهایی که تازه به چپ پیوسته اند .معمولا یک عکس العمل غریزی علیه این عقیده وجود دارد که هرکس در جنبش باید نسبت به تصمیمی که با آن موافق نیست مسئولیت داشته باشد (اجرای تصمیمات اکثریت توسط اقلیت مخالف با آن تصمیمات – مترجم) . به غیر از این اگر ما برای یک دنیای آزاد مبارزه می کنیم آیا نباید برای  انجام هر آنچه می پنداریم صحیح است آزاد باشیم ؟

مشکل اینجاست که ما در یک دنیای آزاد زندگی نمی کنیم . و طرف مقابل ما خود رابرای حفظ چنین موقعیتی خود را سازمان داده است .

طبقه حاکم در سرمایه داری در بالای یک ساختار طبقه بندی شده قرار گرفته تا استثمار و ستم را جاودانه کند .طبقه حاکم تبلیغات سیاسی خود را از طریق مدیا و سیستم تعلیم و تربیت سازماندهی می کند . این طبقه با سازماندهی مستحکمی و با اتکا به پلیس منضبط و ارتش  به مقاومت پاسخ می دهد ، و در بحران با کمک تمامی نهاد هایش عکس العمل نشان می دهد .

از آنجایی که طبقه حاکم یک اقلیت بسیار کوچکی از جامعه را تشکیل می دهد ، این طبقه بدون سازمان قادر به حکومت نیست .بنابر این هر تلاشی برای مقابله با این حاکمیت به معنی چالش با سازمان آن  است . این چالش به یک تقارن احتیاج دارد که چیزی نیست به جز سازمان تا با سازمان آنها به مبارزه اقدام کند .

اگر مدیای آنها به توهین و افترا علیه اتحادیه های ما بپردازد تا آنها را لکه دار کند ، ما به همان قدرت و اندازه به یک پاسخ سازمان داده شده نیاز داریم .روزنامه ها و مجلات   و وبسایت های ما باید به دفاع از جنبش بپردازند و دیدگاه های ما را در معرض دید همگان قرار دهند . اگر نیروی پلیس برای درهم شکستن تظاهر کنندگان دستور گرفته است ، ما به یک استراتژی سازمان داده شده احتیاج داریم تا تعداد بسیار بیشتری را بر علیه خشونت و سرکوب دولتی به میدان بیاوریم

البته هر جنبش توده ای اصیل باید بسیار بزرگتر از تعداد اعضای یک سازمان سوسیالیست باشد .در مصر این واقعیت را مشاهده کردیم که از همان روز اول انقلاب و پس از آن ، نفرت انباشته شده از حسنی مبارک و رژیمش در جامعه کافی بود تا میلیون ها مصری را متحد کند و به اراده و قاطعیت شان در عمل پس از نخستین جرقه ها الهام بخشد .

اما حالا پس از آنکه مبارک رفته است چالش های سیاسی وجود دارد که تنها با اقدام و عمل یک سازمان نمی تواند حل بشود .آنچنان سازمان سیاسی مورد نیاز است که به آنچه پس از مبارزه باید نگریسته شود بپردازد .چگونه باید با حاکمان جدید مصر که می خواهند با حداقل تغییرات رژیم کهنه را محفوظ نگه دارند به مبارزه برخیزند .در محیط های کار که توسط آدم های مبارک اداره می شود چه باید کرد ؟ با محیط های کاری که توسط مردمی که ادعا می کنند از طرفداران دمکراسی سیاسی هستند چه باید کرد ؟ چگونه باید مبارزه برای حقوق سیاسی دمکراتیک را با مسئله فقر ، بیکاری و دیگر مسائل پیوند بزنیم ؟

یک سازمان سوسیالیست لازم است تا اطمینان باشد که  صدای کسانی که می خواهند از شر تمامیت رژیم خلاص شوند و پس از آن  مسئله دمکراسی اقتصادی را در دستور کار قرار دهند  و جامعه ای را در دورنما می بینند که بر اساس قدرت کارگران بنا شده باشد، شنیده شود .

تجربه تاریخی نشان می دهد که یک سازمان سوسیالیست در دوره مبارزات گسترده به سرعت رشد می کند .اما چنین سازمانی یک شبه بوجود نمی آید .چنین سازمانی باید قبل از انفجار بزرگ اجتماعی ساخته شود .این سازمان بین جنبش های گوناگون پیوند های زنده را ایجاد می کند ، تجربیات مبارزات گوناگون را جذب می کند و نتایج را در عمل به آزمایش می گذارد . اعضای این سازمان باید ایده و تاریخ سوسیالیزم را بیاموزند و در بحث های پیرامون معنی و مفهوم آن شرکت کنند تا قادر باشند در مبارزات پیش رو راه حل های مناسبی ارائه دهند .

به همین دلیل است که شما باید یک سوسیالیست باشید ، نه تنها در فکر بلکه در واقع به عنوان جزئی از جنبش سوسیالیستی .اگر مابخواهیم یک نقش مثبت در جنبش امروز بازی کنیم و آلترناتیو خودمان را در برابر سرمایه داری مطرح کنیم به سوسیالیست های بیشتری در جنبش نیاز داریم .

اما یک چیز دیگر هم صادق است .شما به ما احتیاج دارید .اگر شما بخواهید جامعه را تغییر دهید شما به تنهایی قادر به انجام این کار نخواهید بود .حتی با آگاهی از این که دنیای ما چه مشکلی دارد و چگونه می تواند متفاوت باشد این کار انجام شدنی نیست . به عنوان بخشی از یک سازمان که خود را وقف بیان هر جنبشی برای رسیدن به عدالت کرده است ما قادر به انجام تغییرات خواهیم بود .

تاریخ ترجمه :15 سپتامبر 2011

 

1. Lesbian ,Gay ,Bisexual, Transgender (L,G ,B,T)

2.در فوریه 2011 در اعتراض به تغییر بودجه ایالت ویسکانسین حدود 100 هزار نفر در تظاهرات علیه این طرح گرد آمدند .

آنها بطور غریزی  دییااتیایاتتتتتت

 

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2022 ©