Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
سه-شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۰ برابر با  ۱۶ اگوست ۲۰۱۱
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :سه-شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۰  برابر با ۱۶ اگوست ۲۰۱۱

بازگشت زلایا به هندوراس و سرنوشت کودتاها در آمریکای لاتین!

 

روبن مارکاریان 

هندوراس کشوری است کوچک در آمریکای لاتین اما کودتائی که در 28 ژوئن 2009 علیه "مانوئل زلایا" نخست وزیر این کشور به وقوع پیوست از اهمیت بسیاربزرگی در تحولات نیم کره آمریکای جنوبی برخوردار است. آیا دوره جدیدی از کودتاهای طبقات حاکم فاسد و وابسته با حمات دولت آمریکا، به عبارت دیگر نوعی پینوشیسم شروع شده است ؟ کودتاهائی که، پس از یک دوره گرایش به چپ و استقلال از آمریکا در نیم قاره جنوبی،  هدفش تقویت نفوذ طبقات حاکم و احیای موقعیت قبلی دولت آمریکا در حیات خلوت تاریخی خود می باشد.

سئوال قابل تامل دیگر این است که چرا این روند  پس از کنار رفتن نومحافظه کاران،  هارترین جناح امپریالیسم آمریکا،  و بر روی کار آمدن لیبرال ترین جناح حزب دمکرات به وقوع می پیوندد؟ آن هم در شرایطی که اوباما قول داده است اعتبار اخلاقی برباد رفته آمریکا در جهان و از جمله آمریکای لاتین را بازسازی کند! و  آیا روند جدید می تواند دستاوردهای چند دهه مبارزه مردمی علیه دیکتاتوری و نئولیبرالیسم در آمریکا لائین را معکوس سازد؟

نقش زلایا در صحنه سیاسی هندوراس!

 مانوئل زلایا، رئیس جمهور برکنار شده هندوراس خود از نخبگان طبقه حاکم در هندوراس است. اما او پس از برگزیده شدن به عنوان رئیس جمهور  تحت تاثیر مجموعه تحولات آمریکا لاتین با موج چپ حاکم بر قاره همراه شده و  یک سلسله اصلاحات مترقی به اجرا نهاد. درکشوری مانند هندوراس، که در شمار فقیرترین کشورهای آمریکای لاتین بوده و هفتاد در صد جمعیت هفت و نیم میلیونی آن در زیر خط فقر زندگی میکنند اصلاحاتی به نفع کارگران وزحمتکشان نمی تواند خشم طبقات حاکم فاسد را بر نیانگیزد. اصلاحات زلایا، که ابعاد چندان گسترده ای  هم نداشت،  عبارت بودند از: ساختن مدارس در مناطق دور افتاده روستائی، برقراری حداقل دستمزد و افزایش آن، ایجاد درمانگاه های پزشکی و ... . او که آغاز کارش از قراردادهای آزاد تجاری با آمریکا حمایت می کرد بعد از دو سال به " آلبا" ( جامعه کشورهای بولیواری آمریکای لاتین که به ابتکار  ونزوئلا به وجود آمده است) پیوست و در نتیجه هندوراس توانست با نفت ارزانی که ونزوئلا  در اختیارش قرار می داد، ضربات ناشی از بحران انرژی جهانی را خنثی سازد.از جمله اقداماتی که خشم کلیسای کاتولیک وسلسله مراتب ارتجاعی آن را برانگیخت موافقت زلایا با قانونی کردن قرص های ضدبارداری بود. از ابتکارات دیگر زلایا تدارک همه پرسی برای فراخوانی مجلس موسسان و ایجاد تغییرات مترقی و دمکراتیک در قانون اساسی موجود هندوراس  بود. برگزاری مجلس موسسان در سایر کشورهای آمریکای لاتین از و نزوئلا، بولیوی تا آکوادور تغییرات دمکراتیک و ترقی خواهانه ای در این کشورها به وجود آورده و بنابراین این نوع همه پرسی ها با استقبال وسیع مردمی و متقابلا" مخالفت شدید طبقات حاکم و دولت آمریکا مواجه می شود. مسئله همه پرسی برسر فراخواندن مجلس موسسان قانون اساسی به گونه ای برای طبقه حاکم و دولت آمریکا حساسیت برانگیز بود که هیلاری کلینتون در حاشیه اجلاس "سازمان کشورهای آمریکائی" در مورد رفراندوم به زلایا هشداداد. 

کودتا و شکل گیری جنبش مقاومت ضددیکتاتوری!

بهر حال این مجموعه کافی بود که طبقه حاکم و نظامیان کودتای 28 ژوئن 2009 را کارگردانی و اجراء کنند. ارتش امریکا دارای پایگاه های نظامی در هندوراس بوده و افسران هندوراسی همگی در مدارس و دانشکده های نظامی آمریکا پرورش یافته اند.هندوراس همچنین مرکز عملیاتی حمایت از کنتراها( ضدانقلابیون مسلح نیکاراگوئه) علیه انقلاب و دولت ساندینیست دردهه هشتاد بود. ریگان و بوش پدر ارتش و امکانات نظامی هندوراس را برای براندازی دولت ساندینیست در اختیار کنتراها قرار دادند.

کودتاچیان برای قانونی جلوه دادن اقدام خود یک علت ظاهرا" قانونی برای کودتا تراشیدند. دادگاه عالی قانون اساسی هندوراس اعلام کرد که فرخوان زلایا برای همه پرسی  مجلس موسسان خلاف قانون اساسی است و دستور عزل او را صادر کرد. بدین ترتیب در 28 ژوئن ساعت پنج صبح ، افسران و نظامیان وارد خانه مسکونی زلایا شده و در حالی که تفنگ هایشان را بر شقیقه  او نهاده بودند وی را با پیژاما به  فرودگاه و از آن جا به پایگاه نظامی آمریکا در هندوراس  به نام " Palmerola Air Base"منتقل کردند. هواپیما پس از سوخت گیری درپایگاه نظامی آمریکا،  زلایا وسایر همراهانش را ( وزاری کابینه و ....)، از هندوراس خارج کرده و در کوستاریکا پیاده کرد. 

کودتای نظامی علیه رئیس جمهوری منتخب هندوراس جنبش گسترده ای علیه نظامیان بر انگیخت. اتحادیه های کارگری، فعالین جنبش زنان، بومیان، خبرنگاران و روزنامه نگاران و فعالین رسانه های مستقل به صف جنبش ضددیکتاتوری پیوستند. مقاومت عمومی و گسترده متقابلا" سرکوب خشن دولت کودتا را به همراه آورد. این سرکوب ها با عملیات ترور میلیشای(شبه نظامیان) دست راستی یا جوخه های ترور که مورد حمایت نظامیان قرار دارند، تکمیل می شود. بیش از چهل نفر از روزنامه نگاران، فعالین زنان، فعالین حقوق بشر و بویژه فعالین سندیکائی قربانی عملیات سرکوب قوای امنیتی و انتظامی و یا عملیات تروریسی جوخه ها مرگ شده اند که آخرین آنها " ایوان رودریگز" Ivania Velلsquez Rodrيguez  از فعالین اعتصابات معلمین بود که در ماه مارس امسال توسط پلیس ضدشورش هندوراس به قتل رسید.

  موضع دولت آمریکا در قبال کودتاچیان ! 

یک روز پس از کودتا، در 29 ژوئن 2009،  اوباما اعلام کرد که رژیم هندوراس دیگر قانونی نیست و دیگر نباید به گذشته تاریک برگشت. واقعیت این است که اولین مواضع اتخاذ شده توسط اوباما و کلینتون لااقل در سطح حرف با موضع بوش که دو کودتای دیگر امریکای لاتین ( در ونزوئلا علیه چاوز در سال 2002 و در هائیتی در سال2004 علیه آریستید ) را تائید کرده بود تفاوت داشت. اما مواضع اولیه صرفا" واکنشی بود دربرابر خشم سراسری برانگیخته شده در آمریکای لاتین علیه کودتاچیان. دولت امریکا اولا"، کمک مستقیم نظامی شانزده و نیم میلیونی به هندوراس را به موقت قطع کرد اما بسته کمک های 160 میلیونی به دولت این کشور را، که از زمان کودتا به بعد به خزانه کودتاچیان ریخته می شود، دست نخورده باقی گذاشت. ، ثانیا" شماره های حساب بانکی سران کودتا را مسدود نکرده و ثالثا" آنها را از کسب ویزا محروم نساخت. رابعا" پس از کودتا نه اوباما و نه وزارت خارجه حاضر نشدند هیچ گاه کلمه کودتا را در توصیف آن چه که در هندوراس به وقوع پیوسته، بکار برند. خامسا" تعلیم نیروی نظامی هندوراس در مدرسه مخصوص تعلیم نظامیان آمریکای لاتین در "جرجیای آمریکا" همچنان ادامه یافته است، و بلاخره نیروهای نظامی آمریکا همچنان در هندوراس پایگاه داشته و از حضور نظامی موثر برخوردارند. حکومت آمریکا سیاست دفاع از کودتا را با این بهانه توجیه می کند که خواهان حفظ نفوذ خود برای داشتن اهرم فشار بر حکومت کودتا برای تغییرات است؟!. توجیهی که در قرن گذشته برای حمایت از خونریزترین دیکتاتوری های آمریکای لاتین نظیر پنوشه، ویدلا و... به کار برده می شد. در همین ارتباط کافی است به سخنان فیلیپ کراولی Philip Crowley یکی از معاونان وزارت کشور در باره کودتای هندراس اشاره کنیم. کراولی  اعلام کرد زلایا اگر از کودتا این درس را فرا گیرد که   و نزوئلا را الگوی خود قرار ندهد باید گفت که نقش کودتا مثبت بوده است.

اما واکنش اکثریت کشورهای آمریکای لاتین به گونه دیگری بود. پس از کودتا تحت فشار کشورهای مترقی و مستقل آمریکای لاتین  حکومت کودتا به عنوان حکومت غیرقانونی اعلام شده و دولت کودتا در 5 ژوئیه 2009 از سازمان کشورهای آمریکائی( OAS  که ایالات متحده آمریکا،کانادا نیز از اعضای آن هستند، با 34 رای موافق در برابر صفر رای مخالف اخراج شد. "سازمان کشورهای آمریکائی" همزمان با اخراج دولت کودتا از این سازمان خواهان ابقاء زلایا به عنوان رئیس جمهور منتخب هندوراس شد.

تقلب انتخاباتی و مشروع جلوه دادن آن توسط دولت آمریکا!

در ماه نوامبر 2009  در تحت حکومت نظامی یکی از رسوا برانگیزترین انتخابات دستکاری شده دهه اخیرآمریکای لاتین در هندوراس برگزار شد. گرداننده اصلی کودتا "پروفیلو لوبو" از صندوق های رای به عنوان پیروز انتخابات سربرآورد. تقلب انتخاباتی در این انتخابات تشابه زیادی به تقلب انتخاباتی ریاست جمهوری ایران در سال 88 داشت. با این وصف،  وزارت خارجه آمریکا با حمایت کامل از انتخابات تقلبی سازمان داده شده توسط کودتاچیان تلاش کرد تا بر روی "دیالوگ"  میان کودتاگران و زلایا تاکید کرده و بر ابقای دوباره زلایا به عنوان رئیس جمهور قانونی و منتخب هندوراس  خط بطلان بکشد. تردیدی نیست که روش انتخاب شده توسط هیلاری کلینتون  پیامی بود به کودتاچیان در سرتاسر آمریکای لاتین که چنانچه به منافع آمریکا خدمت کنند در صورت کارگردانی و اجرای کودتا جایشان نه در زندان بلکه لااقل در پای میز مذاکره  به عنوان یک طرف اصلی خواهد بود و مضاف بر آن می توانند بعدا" بر روی کمک های بی دریغ مالی و نظامی برای ماندن در قدرت حساب باز کنند.  سیاست آمریکا در حمایت همه جانبه از کودتاچیان هندوراس بازتاب خود را در سطح نیمه قاره بر جای نهاده است. نظامیان در آکوادور  در سپتامبر سال گذشته کودتای نافرجامی را علیه  "کوررا" Correa رئیس جمهور منتخب و مترقی این کشور براه انداختند که  چهارمین کودتای قرن اخیر در آمریکای لاتین علیه روسای دولت های منتخبی است که مخالف سیاست های آمریکا  محسوب می شود.

پس از انتخابات کذائی نوامبر2009 وزارت خارجه آمریکا همراه با اتحادیه اروپا تمام تلاش خود را برای تحمیل حکومت کودتا به عنوان نماینده قانونی مردم هندوراس انجام دادند. اما این سیاست مخالفت های هرچه بیشتری را بویژه از سوی کشورهای مستقل و مترقی آمریکای لاتین برانگیخت. محبوبیت اولیه اوباما به عنوان کسی که پس از انتخاب مدعی شده بود فصل دیگری از روابط را با نیمکره جنوبی خواهد گشود به شدت رو به افول نهاد و مخالفت با سیاست های منطقه ای آمریکا افزایش چشمگیری یافت. و بالاخره ابتکار بسیار جسورانه ای توسط زلایا و با حمایت دولت برزیل و سایر کشورهای مستقل و مترقی آمریکای لاتین انجام گرفت. زلایا مخفیانه وارد پایتخت شد و در سفارت برزیل مستقر شد. ورود او موج تازه ای از جنبش توده ای علیه حکومت کودتا را برانگیخت. دولت کودتا  عملا "کاری در برابر این ابتکار نمی توانست انجام دهد زیرا زلایا در سفارت نیرومندترین کشور آمریکای لاتین سکنی گزیده بود و دولت برزیل تمام وزن خود را در پشت این ابتکار سیاسی قرار داده بود. واقعیت این است که مناسبات دولت برزیل( برخلاف دولت هائی مانند ونزوئلا)  با  دولت آمریکا حسنه بود اما حمایت دولت برزیل از این ابتکار ترس کشورهای آمریکای لاتین از بازگشت به دوره کودتاهای نظامی را بازتاب می داد. دولت اومابا به اقدام زلایا و حمایت برزیل روی خوش نشان نداد و بدین ترتیب کودتا چیان مطمئن شدند که باید سیاست سرکوب وعدم انعطاف خود را علیرغم، تظاهرات، اعتصابات و اعتراضات توده ای برانگیخته شده توسط ورود زلایا را ادامه دهد. عدم انعطاف و سرسختی کودتاچیان که به حمایت آمریکا دلگرم بودند موجب شد که زلایا پس از چند ماه دوباره راه تبعید را در پیش بگیرد. دولت آمریکا اما تلاش هایش را برای شکستن تحریم دولت کودتا را همچنان ادامه داد.هیلاری کلینتون در طول سفرهایش به آمریکای جنوبی تلاش کرد برای ورود مجدد حکومت کودتا به سازمان کشورهای آمریکائی( OAS )  لابی گری کند اما تلاش هایش ثمری به بار نیاورد. اتحادیه اروپا نیز تلاش کرد که در کنفراس مشترک میان آمریکای لاتین و اتحادیه اروپا در مادرید سروکله دولت کودتا را وارد کند اما کشورهای آمریکای لاتین تهدید کردند که در صورت حضور کودتاچیان اجلاس را تحریم خواهند کرد.  

بازگشت زلایا و سرنوشت جنبش ضددیکتاتوری در هندوراس!

اما بازگشت زلایا این بار حاصل مذاکراتی است که میان نمانیدگان دولت ونزوئلا( سرسخت ترین مخالف دولت آمریکا در منطقه) با پشتیبانی برزیل  و دولت کلمبیا ( متحد و تکیه گاه اصلی دولت آمریکا در آمریکای لاتین) صورت گرفته است. در جریان این مذکرات توافقی چهار ماده ای میان کودچیان و زلایا منعقد شد که مفاد آن  عبارتند از اولا"، تمامی اتهامات جنائی وارد شده از سوی دولت کودتا علیه زلایا پس گرفته شده و آزادی شرکت او در فرایند سیاسی کشور تضمین می شود، ثانیا"، " جبهه ملی مقاومت مردمی" ( همایشی از همه جنبش های مخالف دیکتاتوری که خواهان ابقاء زلایا و برگزاری مجلس موسسان است) به عنوان یک جریان سیاسی به رسمیت شناخته می شود، ثالثا"، همه موارد نقض حقوق بشر در دوره کودتا در مراجع صالحه مورد بررسی قرار می گیرد، رابعا"، مجلس موسسان برای تدوین مجدد قانون اساسی با تضمین آزادی کامل انتخابات برگزار خواهد شد.

علیرغم آن که در هندوراس دولت کودتا هم چنان بر سر کار است اما بازگشت زلایا بویژه تحمیل پذیرش برگزاری انتخابات آزاد و مجلس موسسان یک پیروزی بزرگ برای مردم هندوراس و جنبش ضددیکتاتوری محسوب می شود. زلایا به همراهی خانوده اش، برخی از وزرای دولت سابق، وزاری کشورهای آمریکای لاتین به هندوراس برگشت و در فرودگاه برای جمعیت عظیمی که برای استقبال از او گرد آمده بودند به سخنرانی پرداخت. دولت آمریکا  که از مذاکرات اولیه کنار گذاشته شده بود  چندان تمایلی به سرگرفتن این توافق نداشت اما درعین حال برخورد بسیار سرد کلینتون به توافق برای بازگشت زلایا نشان داد که دولت آمریکا در شرایط حاضر نمی خواهد لااقل علنا" با این توافق مخالفت کند. این هم واقعیتی است که علیرغم ایجاد کمیسیون دیده بان برای اجرای مفاد توافق نامه  که توسط دولت های ونزوئلا و کلمبیا ایجاد شده  باز هم هیچ تضمینی وجود ندارد که کودتاچیان پس از ورود مجدد به سازمان کشورهای آمریکائی( OAS ) زیر قول و قرار های خود نزنند. اما بازگشت زلایا و چهره های سرشناس مخالف حکومت شکستی برای سیاست های آمریکا در آمریکای لاتین به شمار می رود. در همین ارتباط باید همچنین به بازگشت جان برنارد آرستید رئیس جمهور هائیتی نیز اشاره کرد. دولت آمریکا در سال 2004 دولت آریستید را که در یک انتخابات آزاد برگزیده شده بود از طریق سازماندهی کودتا از کار برکنار کرده و روانه تبعید به آفریقای جنوبی نمود.بوش و پس از آن اوباما با بازگشت او شدیدا" مخالفت می کردند. اما آریستید با توجه به مجموعه فضای حاکم بر آمریکای لاتین تصمیم به بازگشت گرفت و علیرغم مخالفت شدید دولت آمریکا و مداخله شخص اوباما برای ممانعت از بازگشت ، آریستید به هائیتی بازگشت. انتخاب هومالا Ollanta Humala در پرو نیز آخرین ضربه ای است که به متحدین پروپاقرص دولت آمریکا در آمریکای لاتین وارد می شود. و بلاخره محاکمه و محکوم شدن ویدلا دیکتاتور سابق آرژانتین به زندان ابد و باز شدن مجدد پرونده قتل آلنده و پابلو نرودا در شیلی نشانگر آن است که کودتاچیان علیرغم خدمتشان به برادر بزرگ شمالی نمی توانند از محاکمه و مجازات بگریزند.

پاسخ به دو سئوال!

  در مقدمه این نوشته دو سئوال مطرح کردیم که جا دارد اکنون به پاسخ آنها بپردازیم. آیا  در آمریکای لاتین دور جدیدی از بازگشت به سه دهه خونین قبل از پایان قرن بیستم، ویا نوعی پینوشیسم شروع شده است ؟

 واقعیت این است که علیرغم عقب نشینی مهمی که سیاست دولت آمریکا در نیم کره آمریکای جنوبی متحمل شده است هنوز "برادر بزرگ"!!! آمریکای لاتین را حیات خلوت امپراطوری آمریکائی دانسته و تلاش  می کند تا شورش مردمی علیه نئولیبرالیسم را به عقب رانده و اقتدار ضربه خورده اش را بازسازی کند. کودتا علیه چاوز در 2002، کودتا علیه آریستید در 2004، حمله به آکوادور در مارس 2008 توسط ارتش کلمبیا که به قطع رابطه دولت آکوادور و آمریکا انجامید، حمایت فعال از جدائی طلبان بولیوی پس از پیروزی رفرادوم مورالس برای تغییر قانون اساسی که بولیوی را به آستانه جنگ داخلی و فروپاشی کشاند و بلاخره کودتا در هندوراس نشانه هائی برای برگرداندن عقربه ها به گذشته هستند. علاوه بر آن آمریکا دارای 23 پایگاه نظامی در آمریکای لاتین بوده، در صدد تقویت پایگاه ها نظامی خود در کلمبیا و گسترش آنها می باشد. حضور گسترده نظامی آمریکا توسط "ستاد فرماندهی جنوب" Southern Command ارتش هماهنگ شده و تحت هدایت پنتاگون( وزارت دفاع آمریکا) قرار دارد. زلایا در حین بازگشت به هندوراس در پاسخ به سئوال "آنی گودمن"( شبکه تلویزیونی دمکراسی اکنون) می گوید که پس از انتخاب شدن به ریاست جمهوری چارلز فورد Charles Ford  سفیر آمریکا مانند یک کارمند با او رفتار کرده و به وی دستور می داده است که چه بکند و چه نکند! پس از انتخاب اوباما چارلز فورد بازگشت زلایا به هندوراس و سرنوشت کودتاها در آمریکای لاتین!

 

روبن مارکاریان

 

هندوراس کشوری است کوچک در آمریکای لاتین اما کودتائی که در 28 ژوئن 2009 علیه "مانوئل زلایا" نخست وزیر این کشور به وقوع پیوست از اهمیت بسیاربزرگی در تحولات نیم کره آمریکای جنوبی برخوردار است. آیا دوره جدیدی از کودتاهای طبقات حاکم فاسد و وابسته با حمات دولت آمریکا، به عبارت دیگر نوعی پینوشیسم شروع شده است ؟ کودتاهائی که، پس از یک دوره گرایش به چپ و استقلال از آمریکا در نیم قاره جنوبی،  هدفش تقویت نفوذ طبقات حاکم و احیای موقعیت قبلی دولت آمریکا در حیات خلوت تاریخی خود می باشد.

 

سئوال قابل تامل دیگر این است که چرا این روند  پس از کنار رفتن نومحافظه کاران،  هارترین جناح امپریالیسم آمریکا،  و بر روی کار آمدن لیبرال ترین جناح حزب دمکرات به وقوع می پیوندد؟ آن هم در شرایطی که اوباما قول داده است اعتبار اخلاقی برباد رفته آمریکا در جهان و از جمله آمریکای لاتین را بازسازی کند! و  آیا روند جدید می تواند دستاوردهای چند دهه مبارزه مردمی علیه دیکتاتوری و نئولیبرالیسم در آمریکا لائین را معکوس سازد؟

 

نقش زلایا در صحنه سیاسی هندوراس!

 

 مانوئل زلایا، رئیس جمهور برکنار شده هندوراس خود از نخبگان طبقه حاکم در هندوراس است. اما او پس از برگزیده شدن به عنوان رئیس جمهور  تحت تاثیر مجموعه تحولات آمریکا لاتین با موج چپ حاکم بر قاره همراه شده و  یک سلسله اصلاحات مترقی به اجرا نهاد. درکشوری مانند هندوراس، که در شمار فقیرترین کشورهای آمریکای لاتین بوده و هفتاد در صد جمعیت هفت و نیم میلیونی آن در زیر خط فقر زندگی میکنند اصلاحاتی به نفع کارگران وزحمتکشان نمی تواند خشم طبقات حاکم فاسد را بر نیانگیزد. اصلاحات زلایا، که ابعاد چندان گسترده ای  هم نداشت،  عبارت بودند از: ساختن مدارس در مناطق دور افتاده روستائی، برقراری حداقل دستمزد و افزایش آن، ایجاد درمانگاه های پزشکی و ... . او که آغاز کارش از قراردادهای آزاد تجاری با آمریکا حمایت می کرد بعد از دو سال به " آلبا" ( جامعه کشورهای بولیواری آمریکای لاتین که به ابتکار  ونزوئلا به وجود آمده است) پیوست و در نتیجه هندوراس توانست با نفت ارزانی که ونزوئلا  در اختیارش قرار می داد، ضربات ناشی از بحران انرژی جهانی را خنثی سازد.از جمله اقداماتی که خشم کلیسای کاتولیک وسلسله مراتب ارتجاعی آن را برانگیخت موافقت زلایا با قانونی کردن قرص های ضدبارداری بود. از ابتکارات دیگر زلایا تدارک همه پرسی برای فراخوانی مجلس موسسان و ایجاد تغییرات مترقی و دمکراتیک در قانون اساسی موجود هندوراس  بود. برگزاری مجلس موسسان در سایر کشورهای آمریکای لاتین از و نزوئلا، بولیوی تا آکوادور تغییرات دمکراتیک و ترقی خواهانه ای در این کشورها به وجود آورده و بنابراین این نوع همه پرسی ها با استقبال وسیع مردمی و متقابلا" مخالفت شدید طبقات حاکم و دولت آمریکا مواجه می شود. مسئله همه پرسی برسر فراخواندن مجلس موسسان قانون اساسی به گونه ای برای طبقه حاکم و دولت آمریکا حساسیت برانگیز بود که هیلاری کلینتون در حاشیه اجلاس "سازمان کشورهای آمریکائی" در مورد رفراندوم به زلایا هشداداد. 

 

کودتا و شکل گیری جنبش مقاومت ضددیکتاتوری!

 

بهر حال این مجموعه کافی بود که طبقه حاکم و نظامیان کودتای 28 ژوئن 2009 را کارگردانی و اجراء کنند. ارتش امریکا دارای پایگاه های نظامی در هندوراس بوده و افسران هندوراسی همگی در مدارس و دانشکده های نظامی آمریکا پرورش یافته اند.هندوراس همچنین مرکز عملیاتی حمایت از کنتراها( ضدانقلابیون مسلح نیکاراگوئه) علیه انقلاب و دولت ساندینیست دردهه هشتاد بود. ریگان و بوش پدر ارتش و امکانات نظامی هندوراس را برای براندازی دولت ساندینیست در اختیار کنتراها قرار دادند.

کودتاچیان برای قانونی جلوه دادن اقدام خود یک علت ظاهرا" قانونی برای کودتا تراشیدند. دادگاه عالی قانون اساسی هندوراس اعلام کرد که فرخوان زلایا برای همه پرسی  مجلس موسسان خلاف قانون اساسی است و دستور عزل او را صادر کرد. بدین ترتیب در 28 ژوئن ساعت پنج صبح ، افسران و نظامیان وارد خانه مسکونی زلایا شده و در حالی که تفنگ هایشان را بر شقیقه  او نهاده بودند وی را با پیژاما به  فرودگاه و از آن جا به پایگاه نظامی آمریکا در هندوراس  به نام " Palmerola Air Base"منتقل کردند. هواپیما پس از سوخت گیری درپایگاه نظامی آمریکا،  زلایا وسایر همراهانش را ( وزاری کابینه و ....)، از هندوراس خارج کرده و در کوستاریکا پیاده کرد.

 

کودتای نظامی علیه رئیس جمهوری منتخب هندوراس جنبش گسترده ای علیه نظامیان بر انگیخت. اتحادیه های کارگری، فعالین جنبش زنان، بومیان، خبرنگاران و روزنامه نگاران و فعالین رسانه های مستقل به صف جنبش ضددیکتاتوری پیوستند. مقاومت عمومی و گسترده متقابلا" سرکوب خشن دولت کودتا را به همراه آورد. این سرکوب ها با عملیات ترور میلیشای(شبه نظامیان) دست راستی یا جوخه های ترور بود که مورد حمایت نظامیان قرار دارند، تکمیل می شود. بیش از چهل نفر از روزنامه نگاران، فعالین زنان، فعالین حقوق بشر و بویژه فعالین سندیکائی قربانی عملیات سرکوب قوای امنیتی و انتظامی و یا عملیات تروریسی جوخه ها مرگ شده اند که آخرین آنها " ایوان رودریگز" Ivania Velلsquez Rodrيguez  از فعالین اعتصابات معلمین بود که در ماه مارس امسال توسط پلیس ضدشورش هندوراس به قتل رسید.

 

  موضع دولت آمریکا در قبال کودتاچیان ! 

 

یک روز پس از کودتا، در 29 ژوئن 2009،  اوباما اعلام کرد که رژیم هندوراس دیگر قانونی نیست و دیگر نباید به گذشته تاریک برگشت. واقعیت این است که اولین مواضع اتخاذ شده توسط اوباما و کلینتون لااقل در سطح حرف با موضع بوش که دو کودتای دیگر امریکای لاتین ( در ونزوئلا علیه چاوز در سال 2002 و در هائیتی در سال2004 علیه آریستید ) را تائید کرده بود تفاوت داشت. اما مواضع اولیه صرفا" واکنشی بود دربرابر خشم سراسری برانگیخته شده در آمریکای لاتین علیه کودتاچیان. دولت امریکا اولا"، کمک مستقیم نظامی شانزده و نیم میلیونی را به موقت قطع کرد اما بسته کمک های 160 میلیونی به هندوراس را، که از زمان کودتا به بعد به خزانه کودتاچیان ریخته می شود، دست نخورده باقی گذاشت. ، ثانیا" شماره های حساب بانکی سران کودتا را مسدود نکرده و ثالثا" آنها را از کسب ویزا محروم نساخت. رابعا" پس از کودتا نه اوباما و نه وزارت خارجه حاضر نشدند هیچ گاه کلمه کودتا را در توصیف آن چه که در هندوراس به وقوع پیوسته، بکار برند. خامسا" تعلیم نیروی نظامی هندوراس در مدرسه مخصوص تعلیم نظامیان آمریکای لاتین در "جرجیای آمریکا" همچنان ادامه یافته است، و بلاخره نیروهای نظامی آمریکا همچنان در هندورس پایگاه ها و حضور نظامی موثر دارند. حکومت آمریکا همه این ها را با این بهانه توجیه می کند که خواهان حفظ نفوذ خود برای داشتن اهرم فشار بر حکومت کودتائی برای تغییرات است. توجیهی که در قرن گذشته برای حمایت از خونریزترین دیکتاتوری های آمریکای لاتین به کار برده می شد. در همین ارتباط کافی است به سخنان فیلیپ کراولی Philip Crowley یکی از معاونان وزارت کشور در باره کودتای هندراس اشاره کنیم. کراولی  اعلام کرد زلایا اگر از کودتا این درس را فرا گیرد که   و نزوئلا را الگوی خود قرار ندهد باید گفت که نقش کودتا مثبت بوده است.

 

اما واکنش اکثریت کشورهای آمریکای لاتین به گونه دیگری بود. پس از کودتا تحت فشار کشورهای مترقی و مستقل آمریکای لاتین  حکومت کودتا به عنوان حکومت غیرقانونی اعلام شده و دولت کودتا در 5 ژوئیه 2009 از سازمان کشورهای آمریکائی( OAS  که ایالات متحده آمریکا،کانادا نیز در شمار آنها هستند، با 34 رای موافق در برابر صفر رای مخالف اخراج شد. ضمن ا خراج دولت کودتا "سازمان کشورهای آمریکائی" خواهان ابقاء زلایا به عنوان رئیس جمهور منتخب هندوراس شد.

 

تقلب انتخاباتی و مشروع جلوه دادن آن توسط دولت آمریکا!

 

در ماه نوامبر 2009  در تحت حکومت نظامی یکی از رسوا برانگیزترین انتخابات دستکاری شده دهه اخیر در آمریکای لاتین در هندوراس برگزار شده و گرداننده اصلی کودتا "پروفیلو لوبو" از صندوق های رای به عنوان پیروز انتخابات خارج شد. تقلب انتخاباتی در این انتخابات تشابه زیادی به تقلب انتخاباتی ریاست جمهوری ایران در سال 88 داشت. با این وصف،  وزارت خارجه آمریکا با حمایت کامل از انتخابات تقلبی سازمان داده شده توسط کودتاچیان تلاش کرد تا بر روی "دیالوگ"  میان کودتاگران و زلایا تاکید کند و  نه ابقای دوباره زلایا به عنوان رئیس جمهور قانونی و منتخب هندوراس. تردیدی نیست که روش انتخاب شده توسط هیلاری کلینتون  پیامی بود به کودتاچیان در سرتاسر آمریکای لاتین که چنانچه به منافع آمریکا خدمت کنند در صورت کارگردانی و اجرای کودتا جایشان نه در زندان بلکه لااقل در پای میز مذاکره  به عنوان یک طرف اصلی خواهد بود و مضاف بر آن می توانند بعدا" بر روی کمک های بی دریغ مالی و نظامی برای ماندن در قدرت حساب باز کنند.  سیاست آمریکا در حمایت همه جانبه از کودتاچیان هندوراس بازتاب خود را در سطح نیمه قاره بر جای نهاده است. نظامیان در آکوادور  در سپتامبر سال گذشته کودتای نافرجامی را علیه  "کوررا" Correa رئیس جمهور منتخب و مترقی این کشور براه انداختند که  چهارمین کودتای قرن اخیر در آمریکای لاتین علیه روسای دولت های منتخبی است که مخالف سیاست های آمریکا  محسوب می شود.

 

پس از انتخابات کذائی نوامبر2009 وزارت خارجه آمریکا همراه با اتحادیه اروپا تمام تلاش خود را برای تحمیل حکومت کودتا به عنوان نماینده قانونی مردم هندوراس انجام دادند. اما این سیاست مخالفت های هرچه بیشتری را بویژه از سوی کشورهای مستقل و مترقی آمریکای لاتین برانگیخت. محبوبیت اولیه اوباما به عنوان کسی که پس از انتخاب مدعی شده بود فصل دیگری از روابط را با نیمکره جنوبی خواهد گشود به شدت رو به افول نهاد و مخالفت با سیاست های منطقه ای آمریکا افزایش چشمگیری یافت. و بالاخره ابتکار بسیار جسورانه ای توسط زلایا و با حمایت دولت برزیل و سایر کشورهای مستقل و مترقی آمریکای لاتین انجام گرفت. زلایا مخفیانه وارد پایتخت شد و در سفارت برزیل مستقر شد. ورود او موج تازه ای از جنبش توده ای علیه حکومت کودتا برانگیخت. دولت کودتا کاری در برابر این ابتکار نمی توانست انجام دهد زیرا زلایا در سفارت نیرومندترین کشور آمریکای لاتین سکنی گزیده بود و دولت برزیل تمام وزن خود را در پشت این ابتکار سیاسی قرار داده بود. واقعیت این است که مناسبات دولت برزیل( برخلاف دولت هائی مانند ونزوئلا)  با  دولت آمریکا حسنه بود اما حمایت دولت برزیل از این ابتکار ترس کشورهای آمریکای لاتین از بازگشت به دوره کودتاهای نظامی را بازتاب می داد. دولت اومابا به اقدام زلایا و حمایت برزیل روی خوش نشان نداد و بدین ترتیب کودتا چیان مطمئن شدند که باید سیاست سرکوب وعدم انعطاف خود را علیرغم، تظاهرات، اعتصابات و اعتراضات توده ای برانگیخته شده توسط ورود زلایا را ادامه دهد. اما سرسختی کودتاچیان و نیز حمایت آمریکا موجب شد که زلایا پس از چند ماه دوباره راه تبعید را در پیش بگیرد. دولت آمریکا اما تلاش هایش را برای شکستن تحریم دولت کودتا را همچنان ادامه داد.هیلاری کلینتون در طول سفرهایش به آمریکای جنوبی تلاش کرد برای ورود مجدد حکومت کودتا به سازمان کشورهای آمریکائی( OAS )  لابی گری کند اما تلاش هایش ثمری به بار نیاورد. اتحادیه اروپا نیز تلاش کرد که در کنفراس مشترک میان آمریکای لاتین و اتحادیه اروپا در مادرید سروکله دولت کودتا را وارد کند اما کشورهای آمریکای لاتین تهدید کردند که در صورت حضور کودتاچیان اجلاس را تحریم خواهند کرد.

 

بازگشت زلایا و سرنوشت جنبش ضددیکتاتوری در هندوراس!

اما بازگشت زلایا این بار حاصل مذاکراتی است که میان نمانیدگان دولت ونزوئلا( سرسخت ترین مخالف دولت آمریکا در منطقه) با پشتیبانی برزیل  و دولت کلمبیا ( متحد و تکیه گاه اصلی دولت آمریکا در آمریکای لاتین) صورت گرفته است. در جریان این مذکرات توافقی چهار ماده ای میان کودچیان و زلایا منعقد شد که عبارتند از اولا"، تمامی اتهامات جنائی وارد شده از سوی دولت کودتا علیه زلایا پس گرفته شده و آزادی شرکت او در فرایند سیاسی کشور تضمین می شود، ثانیا"، " جبهه ملی مقاومت مردمی" ( همایشی از همه جنبش های مخالف دیکتاتوری که خواهان ابقاء زلایا و برگزاری مجلس موسسان است) به عنوان یک جریان سیاسی به رسمیت شناخته می شود، ثالثا"، همه موارد نقض حقوق بشر در دوره کودتا در مراجع صالحه مورد بررسی قرار می گیرد، رابعا"، مجلس موسسان برای تدوین مجدد قانون اساسی با تضمین آزادی کامل انتخابات برگزار خواهد شد 

علیرغم آن که در هندوراس دولت کودتا هم چنان بر سر کار است اما بازگشت زلایا بویژه تحمیل پذیرش برگزاری انتخابات آزاد و مجلس موسسان یک پیروزی بزرگ برای مردم هندوراس و جنبش ضددیکتاتوری محسوب می شود. زلایا به همراهی خانوده اش، برخی از وزرای دولت سابق، وزاری کشورهای آمریکای لاتین به هندوراس برگشت و در فرودگاه برای جمعیت عظیمی که برای استقبال از او گرد آمده بودند به سخنرانی پرداخت. دولت آمریکا  که از مذاکرات اولیه کنار گذاشته شده بود  چندان تمایلی به سرگرفتن این توافق نداشت اما درعین حال برخورد بسیار سرد کلینتون به توافق برای بازگشت زلایا نشان داد که دولت آمریکا در شرایط حاضر نمی خواهد لااقل علنا" با این توافق مخالفت کند. این هم واقعیتی است که علیرغم ایجاد کمیسیون دیده بان برای اجرای توافق نامه که توسط دولت های ونزوئلا و کلمبیا تاسیس شده است باز هم هیچ تضمینی وجود ندارد که کودتاچیان پس از ورود مجدد به سازمان کشورهای آمریکائی( OAS ) زیر قول و قرار های خود بزنند. اما بازگشت زلایا و چهره های سرشناس مخالف حکومت شکستی برای سیاست های آمریکا در آمریکای لاتین به شمار می رود. در همین ارتباط باید به بازگشت جان برنارد آرستید رئیس جمهور هائیتی نیز اشاره کرد. دولت آمریکا در سال 2004 دولت آریستید را که در یک انتخابات آزاد برگزیده شده بود از طریق سازماندهی کودتا از کار برکنار کرده و روانه تبعید به آفریقای جنوبی نمود.بوش و پس از آن اوباما با بازگشت او شدیدا" مخالفت می کردند. اما آریستید با توجه به مجموعه فضای حاکم بر آمریکای لاتین تصمیم به بازگشت گرفت و علیرغم مخالفت شدید دولت آمریکا و مداخله شخص اوباما برای ممانعت از بازگشت ، آریستید به هائیتی بازگشت. انتخاب هومالا Ollanta Humala در پرو نیز آخرین ضربه ای است که به متحدین پروپاقرص دولت آمریکا در آمریکای لاتین وارد می شود. و بلاخره محاکمه و محکوم شدن ویدلا دیکتاتور سابق آرژانتین به زندان ابد و باز شدن مجدد پرونده قتل آلنده و پابلو نردوا در شیلی نشانگر آن است که کودتاچیان علیرغم خدمتشان به برادر بزرگ شمالی نمی توانند از محاکمه و مجازات بگریزند. 

پاسخ به دو سئوال!

  در مقدمه این نوشته دو سئوال مطرح کردیم که جا دارد اکنون به پاسخ آنها بپردازیم. آیا  در آمریکای لاتین دور جدیدی از بازگشت به سه دهه خونین قبل از پایان قرن بیستم، ویا نوعی پینوشیسم شروع شده است ؟

 واقعیت این است که علیرغم عقب نشینی مهمی که سیاست دولت آمریکا در نیم کره آمریکای جنوبی متحمل شده است هنوز "برادر بزرگ"!!! آمریکای لاتین را حیات خلوت امپراطوری آمریکائی دانسته و تلاش  می کند تا شورش مردمی علیه نئولیبرالیسم را به عقب رانده و اقتدار ضربه خورده اش را بازسازی کند. کودتا علیه چاوز در 2002، کودتا علیه آریستید در 2004، حمله به آکوادور در مارس 2008 توسط ارتش کلمبیا که به قطع رابطه دولت آکوادور و آمریکا انجامید، حمایت فعال از جدائی طلبان بولیوی پس از پیروزی رفرادوم مورالس برای تغییر قانون اساسی که بولیوی را به آستانه جنگ داخلی و فروپاشی کشاند و بلاخره کودتا در هندوراس نشانه هائی برای برگرداندن عقربه ها به گذشته هستند. علاوه بر آن آمریکا دارای 23 پایگاه نظامی در آمریکای لاتین بوده، در صدد تقویت پایگاه ها نظامی خود در کلمبیا و گسترش آنها می باشد. حضور گسترده نظامی آمریکا توسط "ستاد فرماندهی جنوب" Southern Command ارتش هماهنگ شده و تحت هدایت پنتاگون( وزارت دفاع آمریکا) قرار دارد. زلایا در حین بازگشت به هندوراس در پاسخ به سئوال "آنی گودمن"( شبکه تلویزیونی دمکراسی اکنون) می گوید که پس از انتخاب شدن به ریاست جمهوری چارلز فورد Charles Ford  سفیر آمریکا مانند یک کارمند با او رفتار کرده و به وی دستور می داده است که چه بکند و چه نکند! پس از انتخاب اوباما او به ستاد فرماندهی جنوب منتقل شده و از نظر زلایا عملیات کودتا را رهبری کرده است. 

 

  گفتیم که سئوال قابل تامل دیگر این است که چرا کودتای هندوراس  پس از کنار رفتن نومحافظه کاران،  هارترین جناح امپریالیسم آمریکا، و بر روی کار آمدن لیبرال ترین جناح حزب دمکرات به وقوع می پیوندد؟  وارن کریستوفر وزیر خارجه آمریکا( در دوره ریاست جمهوری بیل کلینتون)در مورد اختلافات حزب دمکرات و جمهوری خواه گفته بود تفاوت جمهوری خواهان و دمکرات ها در آمریکا تفاوت در تاکتیک هاست و گرنه آنها در مورد منافع اساسی و اهداف استراتژیک دولت آمریکا اختلافی با هم ندارند. به دیگر سخن دو جناح طبقه حاکم آمریکا علیرغم اختلافاتشان در تاکتیک ها،  در حفظ و گسترش منافع امپراطوری آمریکا منافع شان در انطباق کامل با یکدیگر است. درهمین ارتباط شاید یادآوری یک نکته خالی از فائده نباشد. در آمریکای پس از جنگ جهانی دوم جیمی کارتر در شمار یکی از لیبرال ترین روسای جمهور آمریکا بود که در عرصه سیاست داخلی با تاکید بر دفاع از سیاهان و همراهی با جنبش ضد جنگ و در عرصه بین المللی تاکید بیشتر بر حقوق بشر انتخاب شد. اما هم او بود که در مورد منافع آمریکا در حفظ منابع نفتی خلیج فارس " دکترین کارتر" را مطرح کرد. کارتر اعلام کرد "جریان غیرقابل انقطاع نفت از خلیج فارس برای اقتصاد آمریکا امری ضروری است و هر نوع حرکتی توسط نیروهای متخاصم برای جلوگیری از جریان نفت به عنوان" تعرضی به منافع حیاتی آیالات متحده آمریکا" قلمداد شده و با توسل به هر وسیله ای از جمله قوای نظامی پس زده خواهد شد." هوارد زین مورخ نامدار و مارکسیست آمریکائی در فصلی از کتاب " تاریخ مردمی ایالت متحده" تحت عنوان "کارتر، ریگان ، بوش: همرائی دوحزبی" با تفصیل نشان داده است که چگونه در همه موارد سیاست های داخلی و خارجی کارتر ازیک سو با ریگان  بوش پدر( که نماینده از راست ترین جناح حزب جمهوری خواه بودند) هم رای بوده و در همه موارد کلیدی از سیاست های هم حمایت کرده اند.

کوتاه سخن: آمریکا در تمامی دوره استیلای خود بر سیاست و نظم جهانی موجود همواره مخالف آزادی، دمکراسی و عدالت اجتماعی و مدافع نظام های فاسد و دیکتاتوری بوده است. حقوق بشر، آزادی و دمکراسی طرح شده از سوی دولت آمریکا متوجه دیکتاتورهای نامطلوب یا دیکتاتوری های مخالف دولت آمریکا و برای تبدل به احسن آنها به دیکتاتوری های مطلوب و مطیع دولت آمریکا بوده است. 

  شکست های دولت آمریکا در جنگ های عراق و افعانستان، برخاستن موج انقلابات عرب که مستبدین متحد آمریکا در خاورمیانه و شمال آفریفا  را در بحران سقوط و سرنگونی فروبرده و تحولات قاره آمریکای لاتین که به شمه ای از آن در این مقاله اشاره شد نشان می دهد که حضور آگاهانه مردم در صحنه پیکارهای اجتماعی و طبقاتی هم  دیکتاتوری ها و هم سیاست های امپریالیستی سرمایه جهانی را در برابر شکست ها و آزمون های جدی قرار داده و جهان معاصر ما مانند قبل برای آنها قابل حکومت نیست. همین روند کاربادمجان دور قاب چین های وطنی راکه در بساط دولت آمریکا و نهادهای وابسته به آن می رقصند  و تلاش می کنند سیاست های دولت آمریکا برای برقراری سلطه مجددش برکشورمان را به عنوان دفاع از دمکراسی و  حقوق بشر جا بزنند را البته با مشکل مواجه ساخته است!

 

جمعه ۲۴ تير ۱۳۹۰  برابر با ۱۵  ژوئن ۲۰۱۱ |********************************************************************

منابع مورد استفاده

Obama and Honduras, It's All About the Constitution,            By Nikolas Kozloff  

The Right Strikes Back, July 18, 2009                                     By Immanuel Wallerstein!

Honduras, Moment of Truth for the Obama Administration,   By James D. Cockcroft

                By ROGER BURBAC                               Hillary and Obama Nix Change in Honduras  

Obama and Latin America                                                 By Kevin Young

The Political Quandary of Barack Obama                         By Immanuel Wallerstein     

The U.S. Role in Honduran Coup, WikiLeaks and Why He Was Ousted

By Manuel Zelaya and Amy Goodman

A Step Forward, But Will Political Repression Continue   By Mark Weisbrot

Reportback from Zelaya's Return to Honduras                   By Lisa Suillivan

What Now for a Post-Coup Honduras                                 By Alexander Main

Return of Zelaya to Tegucigalpa Augurs Honduras' Return to the OAS

   By Naomi Glassman 

Zelaya zu Hause  & Blamierter Norden                               Andre  Scheer

Michael T.Klare :  Petroleum anexity and  the militarisaton of Energy Security in

Energy Security and Global Politics The militarization of resource management Edited by Daniel Moran and James A. Russell

Howard  Zinn: Carter-Regan- Bush: The Bipartisan Consensus in People s History of the United States

 

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2022 ©