Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
چهارشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۹۰ برابر با  ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۱
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :چهارشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۹۰  برابر با ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۱
میر حسین و پابلو اسکوبار های وطنی

 

میر حسین و پابلو اسکوبار های وطنی

صادق افروز

 

سبزها خبر آوردند که میر حسین در دیدار با دخترانش از آنها خواسته تا به کسانی که جویای حال او و چگونگی احوالش هستند بگویند تا اگر می خواهند از چند و چون حالش باخبر شوند بهتر است بروند و کتاب " اخبار یک آدم ربایی " نوشته نویسنده معروف کلمبیایی ، گابریل گارسیا مارکز را که فعلا در مکزیک زندگی می کند بخوانند .(۱ و ۲2) دهان به دهان گشتن این پیام موجب شد تا هواداران میر حسین به کتاب فروشی ها هجوم بیاورند و به سرعت ، این کتاب که توسط دونفر و دو انتشارات متفاوت  در ایران ترجمه و چاپ شده ، به پر فروش ترین کتاب روز ایران تبدیل شود .انبوه مراجعه به فیس بوک گابریل گارسیا مارکز از سوی این هواداران حتی در صفحه فیس بوک مارکز نیز نمایان شده است .

خوب  ، من رفتم یک سری از مقالاتی را که درنقد این کتاب نوشته اند خواندم تا ببینم چه شباهتی بین سرنوشت قهرمانان این کتاب با سرنوشت میر حسین وجود  دارد .اگر خوانندگان این سطور علاقه دارند می توانند به یکی از این نقد ها و خلاصه ها مراجعه کنند .(۳) این روزها واقعا لازم نیست که یک رمان قطور چند صد صفحه ای را تمام و کمال خواند .خلاصه و انواع و اقسام نقد ها در مورد کتاب ها در اینترنت موجود است . اگر این کار در مورد کتاب های ایرانی هم انجام شود ، شاید دیگر لازم نباشد خواننده علاقمند به آثار دولت آبادی چند ماه وقت صرف کند تا ببیند داستان کلیدر درباره چیست و سرانجام آن  پس از پایان ۹ جلد کتاب قطور چه می شود .

داستان "اخبار یک آدم ربایی" مربوط می شود به دورانی که کارتل های مواد مخدر در کلمبیا خدایی می کردند . قاضی های دادگستری ، پلیس ، ژورنالیست ها و صاحبان رسانه ها از ترس پابلو اسکوبار جرئت هیچ انتقادی و قانونی کردن هیچ لایحه ای را نداشتند . پابلو اسکوبار از منطقه مدیین کلمبیا بود .او  به همراه یک ارتش از عمله و اکره ، کارتل مواد مخدر را اداره می کرد و  با ساختن کلیسا و ورزشگاه و مدرسه برای خودش در بین منطقه نفوذ ایجاد کرده و  با ترافیک مواد مخدر به آمریکا به ثروت بی حد و حسابی رسیده بود . مبارزه با چنین دم ودستگاهی از عهده دولت کلمبیا به تنهایی بر نمی آمد .دولت آمریکا به دولت کلمبیا فشار می آورد تا قانونی را تصویب کند که استرداد مجرمینی نظیر اسکوبار به آمریکا امکان پذیر باشد .دولت کلمبیا در حال تصویب چنین قانونی بود که اسکوبار برای فشار آوردن به دولت دست به آدم ربایی زد .در همین راستا  ۱۰ نفر و از جمله دختر یک رئیس جمهور سابق ربوده شدند .از این ۱۰ نفر ، هشت نفر در اسارتگاه به قتل رسیدند  .دولت کلمبیا پس از کشته شدن گروگان ها می رفت زیر بحران سیاسی ایجاد شده به خواست اسکوبار تن در دهد و از قانونی کردن لایحه صرف نظر کند . ولی به فاصله ۲ روز اسکوبار به قتل رسید و دو گروگان باقی مانده آزاد شدند . ماروجا پاچون از جمله جان بدربردگان بود که به همراه شوهرش ، ویلامیزا به سراغ گابریل گارسیا مارکز در مکزیک می روند  و  از او می خواهند ماجرایی را که بر ماروجا  رفته است به نگارش درآورد. مارکز این مسئولیت را قبول می کند ، ولی کتاب او  تنها به توضیح مصیبت های وارده بر ماروجا در این دوره اکتفا نمی کند  و شرح داستان غم انگیز دیگر گروگان ها را نیز در بر می گیرد .

خوب جای شکی نیست که میر حسین خود را در جای ماروجای به گروگان گرفته شده می بیند .ولی درباره بقیه کاراکتر ها چه فکر می کنید .پابلو اسکوبار های وطنی که میر حسین را ربوده اند چه کسانی هستند ؟  اسکوبار یک شخصیت بسیار قوی ولی غیر قانونی بود .کنار دستگاه دولت کم کم رشد کرده بود وشده بود یک کارتل .  کسی هم حریفش نمی شد .آیا میر حسین با اشاره به وضعیت اسکوبار می خواهد بگوید در ایران هم یک چنین کارتلی کم کم و کنار دولت رشد کرده است .کارتلی که زندان و پلیس و دادگستری و روزنامه و تلوزیون و روزنامه ها را در چنگ خود دارد و کسی بر خلاف میلش امکان حرکت ندارد ؟آیا اشاره میر حسین به چیزی غیر از سپاه پاسداران است که مثل سرطان در این جامعه رشد کرده  و حالا کسی حریفش هم نیست ؟  سپاهی که نه تنها مناقصات بزرگ و پروژه های میلیاردی را در اختیار دارد بلکه کنترل کامل دخانیات و مواد مخدر و ترافیک آن از افغانستان به ایران و خارج از ایران در اختیار دارد .میر حسین سپاه را به هیبت پابلو اسکوبار می بیند .ولی خودمانیم سپاه بسیار مخوف تر از پابلو اسکوبار است .اسکوبار به هرحال یک مجرم فراری بود .سپاه یک ارگان قانونی و علنی این مملکت است . سپاه آن محدودیت های اسکوبار و قایم موشک بازی ها را ندارد . جعقری ، فرمانده آن چپ و راست با ولی فقیه عکس های قد و نیم قد می گیرد .و هر ازچندی مانوور های وحشت را در گوشه ای از ایران برگزار می کند . اسکوبار با دولت کلمبیا در حال جنگ بود .سپاه بخشی از دولت است . به هرحال علیرغم اختلافات بسیار ،  فعال بودن هم   اسکوبار و  هم سپاه که  احمدی نژاد آنها را برادران قاچاقچی خوانده بود در امر قاچاق مواد مخدر  و  استفاده از شیوه های ترور ،  شکنجه و آدم ربایی برای پیشبرد مقاصد خود شباهت هایی ایجاد می کند .

شباهت دادن سپاه  به اسکوبار از این  نظر جالب است ولی از سوی دیگر گمراه کننده است . جالب است چون سپاه را با یکی از منفور ترین کارتل های مواد مخدر در کنار هم می گذارد . ولی گمراه کننده است چون سعی می کند این شباهت ها را به غیر قانونی بودن امتداد دهد .به یاد داریم که در اوایل سال های ۶۰ حزب توده هرگاه مورد هجوم چماق بدستان  حزب اللهی واقع می شد  ، داد و هوار و انتقادش  را  متوجه نیروهای غیر قانونی و خودسری می کرد که بدون توجه به فرمان خمینی چنین اقداماتی را سازمان داده بودند  . وقتی چند سال بعد سران حزب توده را در اوین به خط کردند بر آنها روشن شد که آن نیروهای غیر قانونی که آنهمه درباره شان می نوشتند خود قانون بودند. نسبت غیرقانونی دادن به اعمال سپاه و مقایسه  آن در این مورد با اسکوبار غیرقانونی از این جهت یاد آور اشتباه حزب توده و گمراه کننده است .

آیا موسوی می خواهد مثل ماروجا به کمک دولت بشتابد تا با پابلو اسکوبار های وطنی دربیفتد ؟ آیا سپاه موسوی را در حبس نگاه داشته تا بر دولت فشار بیاورد ؟کدام دولت ؟ شاید نگاه موسوی که هنوز می خواهد در چهارچوب نظام و قانون اساسی جمهوری اسلامی حرکت کند و هنوز رویاهای ده ساله طلایی دوران امام را رها نکرده و یاران محبوسش که شنیدیم این روزها در اوین گل کوچک بازی می کنند خود را پاک ترین فرزندان امام می خوانند ، متوجه یک دولت قانونی در چهارچوب قانون اساسی است .واز یک چنین دولت ساخته مخیله خود انتظار همکاری می کند.

سپاه پاسداران محصول رژیم جمهوری اسلامی است .این نهاد را از کلیت جمهوری اسلامی نمی توان جدا کرد  .دل خوش داشتن به ایجاد یک جمهوری اسلامی پاک و منزه و تهی از اعمال فشار های اسکوبار های وطنی یک اتوپی است که تنها میر حسین و یارانش قادر به ساختن آن هستند .برای رهایی  از شر سپاه پاسداران باید از شر کلیت جمهوری اسلامی خلاص شد .

۲۰ سپتامبر ۲۰۱۱

توضیحات :

۱.کتاب مارکز درسال ۱۹۹۶ به زبان اسپانیایی و سال بعد از آن به زبان انگلیسی منتشر شد .

News of a Kidnapping

۲.سایت تحول سبز

http://www.tahavolesabz.net/item/37489

۳.سایت ای نوتز

http://www.enotes.com/news-kidnapping   

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2022 ©