Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
يكشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۰ برابر با  ۰۵ فوريه ۲۰۱۲
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :يكشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۰  برابر با ۰۵ فوريه ۲۰۱۲
قدرت و ثروت برای توده ها

قدرت و ثروت برای توده ها

بیانیه سوسیالیست های انقلابی مصر

مترجم :صادق افروز

سال گذشته در 25 ژانویه ، انقلاب مصر علیه دیکتاتوری حسنی مبارک ، که از پشتگرمی ایالات متحده برخوردار بود، آغاز شد . 18 روز بعد از آن ، مبارک سرنگون  ، و به حکومت سی ساله اش پایان داده شد .

از آن به بعد ، یک شورای نظامی ، که ظاهرا قدرت را  تا تصویب  قانون اساسی جدید توسط پارلمان ،بطور کامل در اختیار دارد ،  بر کشور حکومت می کند .اما بسیاری از شهروندان مصر به دلیل آنکه پس از سرنگونی مبارک ، اوضاع زندگی شان بهبود نیافته ،  کلافه هستند . افزون بر این ، نظامیان آنچنان جسارتی پیدا کرده اند که بر شدت سرکوب ها افزوده ، و اکنون همیارانی  چون اخوان المسلمین در صفوف مخالفین مبارک پیدا کرده اند .

در یک سالگی انقلاب ، سوسیالیست های انقلابی مصر ، بیانیه ای در مورد چالش های کنونی که جنبش انقلابی مصر با آن مواجه هستند ،  انتشار داده اند .

 در مقاله ای که ما پیش  از انتخابات پارلمانی مصر ، منتشر کردیم ، گفیتم که سه نیروی رقیب  ، سرنوشت انقلاب مصر را رقم خواهند زد . نخست   ، ضد انقلاب است که می خواهد با تمام قدرت ، زیر پوشش  تغییرات ظاهری ، رژیم کهنه را محفوظ نگاه دارد .شورای نظامی حاکم به همراه بقایای رژیم در موسسات دولتی  ، ضد انقلاب را نمایندگی می کنند . پشت سر این ها بیزنس های بزرگ ( هزار فامیل ثروتمند مصر) ، دولت ایالات متحده امریکا، صهیونیست ها و دولت سعودی قرار دارند .نیروی دوم ، ترکیبی است از احزاب سیاسی و جنبش های رفرمیستی که با مبارک مخالف بودند و اغلب ریشه در طبقات متوسط جامعه دارند . در راس این نیروها ، اخوان المسلمین و  حزب عدالت و آزادی قرار دارند .اینان  علاقه به تقسیم قدرت  و ثروت با رژیم قدیمی را دارند بدون آنکه تعییری رادیکال و پایه  ای  در سیاست های اقتصادی و اجتماعی بدهند و بدون آنکه در سرمایه گذاری بین المللی خللی ایجاد کنند . سرانجام ، نیروهایی را داریم که برای عمیق تر کردن و رادیکال تر کردن انقلاب تلاش  می کنند .آنان خواهان دمکراسی سیاسی و تغییرات اقتصادی و اجتماعی هستند . این نیروها می خواهند که رژیم پیشین  و در راس آن شورای نظامی بطور کامل، کنار گذاشته شود ، و موسسات سیاسی نیز کاملا پاکسازی شوند . و قدرت و ثروت مصر به اکثریت مردم آن اعطا شود .یعنی به کارگران و کشاورزان و فقرا .

تعادل بین این نیروها در آستانه ورود به دومین سال پس از انقلاب ، پس از انتخابات پارلمانی چگونه خواهد بود ؟

در ابتدا ، همانطور که انتظار داشتیم جنبش رفرمیستی اسلامی به رهبری اخوان المسلمین ، پیروزی در انتحابات پارلمانی را از آن خود کرد . بخش وسیعی از توده های مصر، رای خود را با اطمینانی که انقلاب به آنان داده بود در صندوق ها ریختند ، برای نخستین  بار در زندگی شان رای آنان به حساب می آمد و تقلبی نمی شد . به همراه این ، توهمی بود که این مردم به دمکراسی پارلمانی داشتند ، و می پنداشتند این دمکراسی قادر خواهد بود خواست های انقلابی در مورد عدالت اجتماعی ، آزادی و کرامت انسانی را ، محقق سازد.

ثانیا ، تعادل کنونی نیروهای اسلام گرای  رفرمیست و ضد انقلاب بسیار حساس و متزلزل است .از یک سو  ، تمایل اخوان المسلمین در استفاده از پیروزی  پارلمانی برای ابراز قدرت و از سوی دیگر ، تمایل آنان برای نگاهداری ثبات از طریق معامله با شورای نظامی و بقایای رژیم کهنه می باشد .

این به دو دلیل است .نخست این که اخوان المسلمین بیم  آن دارد که ممکن است شورای نظامی ، نتایج انتخابات را باطل اعلام کند (تکرار تجربه الجزائر) . یا نظامیان کودتایی را براه بیاندازند تا رژیم کهنه را ازنو بازگردانند .  دلیل دوم این است که قشر های وسیعی از توده ها ،از رفرمیست ها جداشوند  و بصورت تهدیدی برای یک انقلاب جدید درآیند .این ،  تعادل لرزان بین اخوان المسلمین و شورای نظامی را حتی  لرزان تر خواهد کرد .

قابل توجه است که در این مقطع بحرانی ، اخوان المسلمین حاضر است  به شورای نظامی امتیازات بسیاری بدهند تا بتوانند آنچه را پس از انتخابات پارلمانی بدست آورده اند ، حفظ کند،  اگرچه این دست آورد ها ظاهری هستند . اخوان ، ادامه دولت گنزوری را پذیرفته و آزادی سران  عالی رتبه ارتش و عدم بازخواست از آنان را در مورد کشتار های چند ماهه گذشته  ، تضمین کرده است .

در واقع تضمینی که از سوی  رهبری اخوان  و حزب پیروزمندش ارائه می شود ،  به شورای نظامی محدود نمی گردد ، بلکه این تضمین شامل حال سرمایه داران بزرگ نیر می شود و آنان را تشویق به ادامه سرمایه گذاری می کند و به آنان قول می دهد که سیاست اقتصادی نئولیبرال رژِیم گذشته ، ادامه خواهد یافت . آنان همچنین به رژیم صهیونیستی و دولت امریکا قول می دهند که قرار داد کمپ دیوید را محترم شمرده و همکاری استراتژیک با آمریکا را ادامه خواهند داد . اخوان همچنین موافقت کرده اند با صندوق بین المللی پول باهمان شرایط خفت آور گذشته  ،  همکاری کنند .

شاید عکسی که  ژنرال سامی عنان – کسی که دستش به خون صد ها شهید مصری آلوده است –  را در حال دست دادن با رهبران اخوان همچون محمد مصری و سعد قحطانی نشان می دهد ، بیانگر ترس این دو نیرو ، از نیروی سوم ، یعنی نیرویی که خواهان عمق دادن به انقلاب در عرصه سیاسی و اجتماعی آن است می باشد . ترس این دو نیرو از نیروی سوم ، بسیار بزرگتر از اختلافاتی است که این دو نیرو ، بر سر تقسیم قدرت سیاسی بین خود دارند .

اما اینان از چه می هراسند ؟وقت آن نیست که انتقال قدرت صلح آمیز به دمکراسی را  ، آنگونه که در تونس رخ داد جشن بگیریم ؟.باید بگوییم که مصر تونس نیست ، که دلائل گوناگونی دارد  . نخست  به دلیل بحران اقتصادی است . هیچکدام از دولت هایی که پس از مبارک روی کار آمدند ، نتوانستند  که چیز قابل لمسی به توده ها بدهند ، در عوض ،  موقعیت روز به روز بدتر شده است .

ذخیره ارزی خارجی به سرعت رو به پایان  است ، و در عرض یک سال پس از انقلاب ، از 36 میلیارد دلار به 15 میلیارد دلار رسیده است .تورم در شرایط فقدان مکانیسم کنترل کننده قیمت ها ، رو به افزایش است . بیکاری نیز  فزونی می گیرد .هیچکدام از این دولت های پس از مبارک  ، پیشنهادی در مورد افزایش بودجه برای مسکن ، تعلیم و تربیت ، بیمه بهداشتی ، یا برنامه استخدام جوانان  و افزایش دستمزدها و بهبود خدمات عمومی برای اکثریت مردم مصر ف ارائه نداده اند .

تمام این ها در بستر بحران جهانی سرمایه داری اتفاق می افتد که موجب کاهش درآمد سرمایه داری در مصر شده است .کاهشی که خود را در صنعت توریسم ، کانال سوئز و سرمایه گذاری خارجی نشان می دهد .در نتیجه تعهدات آنها به به نئولیبرالیسم ، دولت نظامی اسلام گرا دولتی ریاضتی خواهد بود که چیزی جز فقر بیشتر ، اخراج  از کار ، بیکاری و از بین رفتن خدمامت عمومی برای توده های مردم مصر ،  به ارمغان نخواهد آورد .

اینان احتمالا  از رژیم قبلی خشن تر خواهند بود . این به آن معناست که ماه عسل بین توده ها و احزاب اسلام گرای رفرمیستی  که انتخاب کردند به این امید که در جهت منافع آنان کار کنند و استاندارد زندگی را بالا ببرند ،  بسیار کوتاه خواهد بود . این به سرعت نا کارآمدی پارلمان را عموما و اخوان را خصوصا  برای حل مشکلات توده ها ،  نشان خواهد داد و آلترناتیو صحیح جایگزین رژیم قبلی را در معرض دید مردم خواهد گذاشت.

ما پارلمانی را برگزیده ایم   که قدرت چندانی ندارد و بی دست و پاست .نیروهای سیاسی مسلط ، متحد شورای نظامی و بقایای رژیم کهنه هستند .هم در عرصه داخلی و هم در عرصه خارجی ، سیاست های اقتصادی و سیاسی رژیم قدیمی را به پیش می برند .

پارلمان جدید و شورای نظامی ، تنها ریاضت اقتصادی ای تولید می کنند که دشمن کارگران و دهقانان و فقراست . همچون رژیم پیشین ، آنان  از منافع سرمایه داران بزرگ ، سرمایه داران خارجی حمایت می کنند . ومهمتر از همه ، آنان خدمتکاران وفادار اربابان رژیم پیشین در واشنگتن ، تل آویو و ریاض باقی خواهند ماند .

مرحله بعدی انقلاب مصر که از ژانویه 2012 آغاز خواهد شد ، نه تنها علامت گذار شکست ضد انقلاب و تلاش خشن آن برای احیای گذشته ای که مردم مصر زیر پای خود له کرده بودند خواهد بود ، بلکه همچنین آغاز نبرد با نیروهای رفرمیستی و توهم پارلمانی است .

نبردی خواهد بود تا  با عمق دادن انقلاب ، انقلاب دمکراتیک را به پروژه توزیع ثروت ( از طریق سرنگونی انحصار اقتصادی نظامیان و 1000 خانواده ثروتمند مصری) و ساختار یک رژیم جدید ، که منافع کارگران و دهقانان مصری را نمایندگی کند پیوند ، زند .

انتقال قدرت از دست نظامیان به شهروندان موضوعی نیست که نیروهای انقلابی آن را نادیده بگیرند یا به آن بی توجهی کنند . اما سوال اینجاست که قدرت  ، به چه کسانی حتی برای یک دوره موقت و انتقالی سپرده می شود . آیا به یک شورای ریاست جمهوری از شهروندان یا پارلمان انتخاب شده این کار را بر عهده خواهد گرفت ؟

در واقع این هردو احتمال ،  بسیار فرمال و کوتاه مدت به نظر می آیند . ایده شورای ریاست جمهوری ، فاقد هرگونه محتوی دمکراتیک است .چه کسانی اعضای این شورا را انتخاب می کنند و با چه مکانیسمی ؟ در مورد پیشنهاد دوم ، انتقال قدرت به پارلمان منتخب حتی دراماتیک تر است . در این صورت نیز معنی خود را از دست خواهد داد

در این لحظه بسیار حساس ، ما روی خواست هایی که منافع انقلاب مصر را بیان می کند متمرکز خواهیم بود . این  ، با شعار های بی معنی درباره انتقال قدرت دروغین حاصل نخواهد شد ، بلکه از طریق یک موج جدید از بسیج توده ای صورت خواهد گرفت . این در خواست ها بطور خلاصه به این قرارند :

اول ، استعفای دولت گنزوری بعنوان دولت دارو دسته مبارک

دوم ، محاکمه شورای نظامی به رهبری فیلد مارشال طنطاوری به اتهام کشتن ، مجروح کردن و هتک حرمت هزاران انقلابی مصری در میدان های عمومی مصر .بدون محاکمه شورای نظامی هیچگونه صحبتی از دمکراسی نخواهد بود .

سوم ، پاک کردن کامل بقایای رژیم کهنه وشبکه هایی که آنها را نمایندگی می کنند از موسسات دولتی مصر .این پاک کردن ها از ارتش باید آغاز شود .

این درخواست ها بخشی از به محک گذاشتن  رفرمیست ها در برابر انظار توده هاست . این درخواست ها همچنین دروازه مرحله بعدی مسیر انقلاب مصر را که باید از آن عبور کند ،  با شعار همه قدرت و ثروت به توده ها نشان می دهد .

وظیفه انقلابیون در این مرحله جدید ارتباط دادن بین قیام ها و بست نشینی  در میدان ها ،  با اعتصابات و اعتراضات کارگران و فقراست .

کسانی که می خواهند انقلاب دمکراتیک را کامل کنند و از حصار ها و محدودیت های دمکراسی پارلمانی عقیم و بی قدرت بگذرند و دمکراسی توده ای و مستقیم را در شکل کمیته های کارگران و دهقانان سازمان بدهند باید این کمیته ها را با اعتصابات و بست نشینی هایی که به منظور عدالت اجتماعی و بازپس گیری ثروت مردم مصر از هزار فامیل ثروتمند و نظامیان انجام می شود پیوند بزنند ، و این ثروت وقدرت را بین کارگران و دهقانان و فقرا دوباره تقسیم کنند .

تاریخ ترجمه :چهارم فوریه 2012

  

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2023 ©