Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
چهارشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۹ برابر با ۰۸ جولای ۲۰۲۰
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار : يكشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۴  برابر با ۰۶ دسامبر ۲۰۱۵
برابر بودن در آزادی زمینه ساز منزلت و جایگاه شایسته زن

برابر بودن در آزادی زمینه ساز منزلت و جایگاه شایسته زن

 

مریم محسنی

 

اخیرا سایت تابناک نزدیک به جناح اصولگرای رژیم گزارشی از میزان حضور و موفقیت زنان تهیه کرد. گزارش نظرات رهبر نظام را به تاسی از خمینی در مورد نقش زنان در انقلاب و باصطلاح تجلیل از مقام زن ایرانی مطرح کرد. خامنه ای در این مورد گفت: " بعد از انقلاب، از زن ایرانى تجلیل شده است. پیشقراول این تجلیل هم امام بزرگوار بود که با همه ی وجود براى زن ایرانىِ مسلمان ارزش و احترام قائل بود". البته همه می دانند که این حرف های خامنه ای واقعیت ندارد، ولی برای در نظر آوردن تنها گوشه کوچکی از چیزی که مسوولان این نظام اسمش را تجلیل ازمقام زن ایرانی گذاشته اند اظهار نظر برخی از مقامات در مورد زنان کافی است. مثلا در همین گزارش، پور محمدی وزیر دادگستری در خصوص حضور زنان در عرصه سیاست و قدرت می‌ گوید : "از حضور زنان در عرصه های مختلف استقبال می‌کنیم اما کپی برداری و تقلیدی کار کردن جالب نیست." این سخن به معنای آن است که در حرف استقبال می کنیم، ولی در عمل زنان نباید به جایگاهی برابر حقوق با مردان فکر کنن؛ چرا که کپی برداری تلقی می شود. پورمحمدی از یک طرف می گوید:"زنانی که در عرصه های سیاسی توانایی فعالیت دارند حتما مورد استقبال قرار می‌گیرند. در عرصه مدیریت هم خانم ها آمدند و بسیار موفق عمل کردند." همین پورمحمدی چندی پیش گفته بود" جدا کردن محل کار خانم ها با ارزش ها هم خوان است. چون این کار بهره وری کار را بالا می برد. فرمانده سپاه پاسداران هم در جهت اعمال سیاست آپارتاید جنسی گفته است:"معنا ندارد که خواهران و برادران در محیط کار در کنار یکدیگر بنشینند و پرده های حیا را کنار بزنند."

از این بگذریم که مرتبط کردن رابطه کاری زن و مرد در محیط های کار به دریده شدن پرده حیا، نگاه بیمارگونه جنسیتی است. این نگاه اکنون دیگر به قدری واپس مانده است که حتی بین خانواده های خود حزب الهی های سرشناس و رهبران مذهبی هم کارکردش را از دست داده است. تناقض پورمحمدی جالب است: موفقیت زنان در عرصه مدیریت را چطور می توان با ارتقا بهره وری از طریق فرستادن زنان به پشت صحنه جمع کرد؟ مدیریت اصلا بدون رابطه اجتماعی معنا ندارد. و رابطه اجتماعی با آپارتاید جنسیتی قابل جمع نیست. همین شیوه مزورانه پورمحمدی را در مورد نقش و جایگاه زنان کم و بیش همه آخوندهای دیگر هم دارند. مثلا در حالی رهبر مدعی تجلیل از مقام شامخ زن است که همین آقای رهبر در همه دو سال گذشته در پشت تمام طرح های ضد زن بوده است: از طرح ارتجاعی تعالی خانواده و جمعیت و محدودیت و ممنوعیت استفاده از وازکتومی و توبکتومی و تبدیل زنان به ماشین جوجه کشی و بچه زایی گرفته تا طرح های گوناگونی تحت عناوین مختلف ولی با هدف خانه نشین کردن زنان و بیرون راندن زنان از بازار کار رسمی. در دوسال گذشته در دو حوزه بازار کار و خانواده بیشترین اعمال فشار به زنان صورت گرفته و ما شاهد حملات تهاجمی وهیستریک به زنان بودیم. اگه به این سیاهه، سرکوب دائمی و همیشگی زنان بی حجاب و بد حجاب را هم اضافه کنیم بهتر معلوم می شود که دستاوردهای نظام برای تجلیل از مقام شامخ زن چه بوده! در دوسال گذشته هیچ عرصه ای از فعالیت زنان وجود نداشته که از سرکوب حکومتی درامان مانده باشد. فریبکاری و ریاکاری حضرات در دفاع از مقام شامخ زن، مانندی ندارد. زن در جمهوری اسلامی موجودی برابر حقوق با مردان نیست؛ شهروند درجه دوم به حساب می آید. در جمهوری اسلامی تنها مردان شهروند به حساب می آیند و زنان فقط در معیت مردان معنا پیدا می کنند. این دست دوم بودن و شهروند درجه دوم بودن زن در تمام قوانین جمهوری اسلامی وجود دارد؛ از قانون مدنی گرفته تا قانون اساسی. بیرون از دایره قوانین هم در همه عرصه ها مرتب به زنان یادآوری می شود که شهروند درجه دوم هستند. درست همین حقیر شمردن زن و همین جایگاه فرودست است که از آن به مثابه تجلیل مقام زن ایرانی یاد می کنند. زن ایرانی هر قدر بی حقوق تر و غیر اجتماعی تر باشد از نظر آخوندها کرامت بیشتری دارد. دو رویی، ریاورزی و شکاف بین حرف و عمل شاهرگ برداشت سفسطه آمیز آخوندی از مقام زن است و نفرت و طغیان اجتماعی تنها پاسخ شایسته به این بینش و عملکرد. بی دلیل نیست که توده ای ترین شکل های نافرمانی در برابر جمهوری اسلامی را در حوزه زنان شاهدیم.

البته این هم لازم به تاکید است که بین جناح های مختلف حکومتی نسبت به نگاه شان به جایگاه اجتماعی زنان تفاوت وجود دارد، اما وقتی پای پیگیری حق زنان به میان می آید و یا پای جلوگیری از تعرض به حقوق زنان، جناح مقابل به راحتی از حق مسلم و بدیهی زنان عقب نشینی می کند و در این میان مانعی در مقابل تعرض به حقوق زنان ایجاد نمی شود. نمونه مشخص این موضوع را در همین یکی دوماه اخیر، در اظهار نظرهای مقامات دولتی در مورد فوتسال زنان دیدیم. وقتی منازعات بالا گرفت دیدیم که چطور معاون امور زنان و وزارت ورزش حتی از بیان حق شرکت کاپیتان این تیم در مسابقات جهانی طفره رفت و بعد از اما و اگرهای فراوان بالاخره حاضر نشد از حق کاپیتان این تیم برای شرکت در مسابقات جهانی دفاع کند و بالاخره در بر همان پاشنه چرخید که همیشه می چرخید. در نظامی که بنیادش بر تبعیض و بی حقی زنان، بر تاریک اندیشی و واپس نگری استوار است، نه فقط صعود زنان به جایگاه برابر با مردان که کسب حقوق اجتماعی و شهروندی هم، جز با تکیه بر پایگاه جنبش زنان در میان خود توده های زن امکان عملی شدن ندارد. برابری در آزادی و رهایی اجتماعی است که زمینه ساز دستیابی زن به جایگاه واقعی و مقام و منزلت سزاوار است. این مقام نه با سفسطه های توخالی مشتی آخوند ریاکار و زن ستیز که اساسا با مبارزه خود زنان به دست می آید.

جمعه ۱۳ آذر ۱۳۹۴ برابر با ۰۴ دسامبر ۲۰۱۵

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیر که عضوآن هستید ارسال کنید:  

© 2020 Copyright: All rights reserved