Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۹ برابر با ۱۵ اگوست ۲۰۲۰
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار : يكشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۴  برابر با ۰۶ دسامبر ۲۰۱۵
مژده گانی که گربه عابد شد

مژده گانی که گربه عابد شد

 

رضا سپیدرودی

 

عوامل اصلی و دانه درشت فلاکت و بی خانمانی، کارتن خوابی و اعتیاد در کشور اعلام کرده اند که می خواهند از این به بعد به طور قاطع با اعتیاد و کارتن خوابی مقابله کنند. سناریوی برخورد قاطع با معتادان و کارتن خواب ها سه پرده دارد. در پرده اول به ادعای علی مطهری، رهبر که طناب تحریم ها را از طریق احمدی نژاد در گردن ملت انداخت و بابک زنجانی، مرتضوی و سرداران دزد و قاچاقچی سپاه را بر سر ملت خراب کرد، گزارشی شش ساعته در مورد رشد آسیب های اجتماعی استماع می کند و مطهری می گوید که بعد از شنیدنش به گریه می افتد. در پرده دوم آقای رضا خان حزب اللهی، یعنی همان اقای قالیباف شهردار تهران که با همین رییس جمهور فعلی بر سر این که دانشجویان را در کوی دانشگاه در ماجرای اعتراضات هیجده تیر چطور لت و پار کند، بگومگو کرده بود، به جای احمدی نژاد، پوستین مهرورزی می پوشد و با گذاشتن پستی در ایسنتاگرام از مردم تهران می خواهد با معتادان و کارتن خواب ها مهربان تر باشند و به شهرداری برای برچیدن بساط معتادان خیابانی کمک کنند. در پرده سوم که در حد فاصل پرده اول و دوم جریان پیدا می کند خبرگزاری های برداران قاچاقچی سپاه نظیر تسنیم یک دفعه یادشون می آید که در مملکت کارتن خواب هست و شروع می کنند به بادزدن و جریان سازی خبری برای جمع آوری دو مرحله ای معتادان. آنان وعد ه هم می دهند که این دفعه دیگه مثل دفعات پیش نباشد که چند روز بعد از جمع آوری معتادن، همگی دوباره از همون مکان های سابق سردربیاروند. حالا چرا آدمی مثل قالیباف که با زدو بند، رابطه سالاری، کارچاق کنی، تراکم فروشی، اجرای طرح آپارتاید جنسیتی در شهرداری و اجیر کردن ماموران خشن و بیرحم سعد معبر برای جمع کردن بساط های خیابانی دستفروشان و بی توجهی آشکار به گسترش انفجاری آسیب های اجتماعی در بسیاری از مناطق شهر تهران، ماهیت غیرانسانی سیاست هایش را در اداره شهرداری تهران ثابت کرده است، یک باره به یاد کارتن خواب ها می افتد، به ادعای خودش، به خاطر این است که دو جلسه سه ساعته در هفته‌هاي اخير پیش خامنه ای بوده که در آنجا بحث آسیب های اجتماعی مطرح شده است. در واقع حتی اگر کاملا روایت تبلیغاتی مهره ها و کارگزاران خود این نظام را باور کنیم با تصویری چندش آور از بی حقی عمومی مردم ایران روبرو می شویم. حسابش رو بکنید: سال گذشته رییس ستاد ملی بازآفرینی شهری آمار داده است که از 55 میلیون جمعیت شهری 18 میلیون نفر حاشیه نشین هستند. حاشیه هایی که مرکز فقر، اعتیاد، انواع بزه کاری ها و تن فروشی برای تامین یه لقمه نان به شمار می روند. در همین ماه اخیر رسانه ها گزارش داده اند که فقط در منطقه دوازده تهران 120 هزار نفر کارتن خوابند. آمار خرید و فروش نوزادن زنان معتاد کارتن خواب به بیش از یک مورد در روز رسیده است. باندهای مافیایی با قیمت دویست و پنجاه هزار تا چهار میلیون تومان در تهران نوزاد می خرند تا از آنها برای تکدی گری استفاده کنند. تعداد کودکان کار و خیابان روز به روز بیشتر می شود. با خطر انفجار ایدز روبرو هستیم. و... اما هیچ صدایی از جایی برنمی آید، بعد رهبر ناگهان فیلش یاد هندوستان می کند و به گریه می افتد، و نوچه ها و چاپلوس های جاهل مسلک د ربارش به خط شده و یکباره متوجه آسیب های اجتماعی می شوند. آیا بدتر از این می شود به شعور یک ملت توهین کرد؟ مگر بود و نبود آسیب های اجتماعی جامعه ما به تایید یا تکذیب خامنه ای مشروط است؟ آیا اگر خامنه ای گریه کند، آسیب های اجتماعی داریم، اگه نکند نداریم؟ ملتی که حتی به رسمت شناختن دردهایش را مشتی چاپلوس و قاچاقچی به اراده یک نفر آدم به نام ولی فقیه بند می کنند، آیا می توانند همین دردها را به شکل قطعی و پیگیر درمان کنند؟ یا این که قالیباف مردم را هالو فرض کرده است؟

واقعیت این است که قالیباف ذره ای عوض نشده و اشک تمساح خامنه ای کسی را فریب نمی دهد. تمرکز بخشی از جناح ولایی بر آسیب های اجتماعی دلایل دیگری دارد. آسیب های اجتماعی در جامعه ما به مرزهایی رسیده و پیامدهایی پیدا کرده است که دیگر نمی توان به آنها بی توجه ماند. از یک طرف شکاف های عمیق طبقاتی، بی حقی های نهادینه شده در حوزه های مهمی از حقوق شهروندی، از هم گسیختگی ها و پاره گی های فرهنگی که ناشی از فقر، بیکاری، بزه کاری، رشد نفرت و خصومت در میان طردشده گان نبست به دارندگان منزلت و هویت اجتماعی و برعکس است، بستر تنش های خطرناک و مهارناپذیر را فراهم کرده است. ماجرای حمله به معتادان پارک هرندی و آتش زدن وسایل کارتن خوابان فقط یک نمود این تنش است. حاشیه هایی که به تراکم بحران تبدیل شده اند، از ظرفیت انفجارهای خودانگیخته برخوردارند. اما هر شکل از ناامنی گسترده اجتماعی موجودیت رژیم را بسرعت به خطر می اندازد و به چاره جویی ناچارش می کند. حالا آژیرهای خطر در زمینه آسیب های اجتماعی طوری به صدا درآمده که صاحبان قدرت را به هراس انداخته است. از اینجاست که آسیب های اجتماعی برایشان توجه برانگیز شده است

در کنار گسترش پارگی ها و تنش های درون شهری، بی توجهی نهادهای حکومتی به ریشه های آسیب های اجتماعی و طرح های آنها برای پاک کردن صورت مساله هم قابل توجه است. چرا که این بی توجهی خودش زمینه نوعی از کنش گری مستقل را برای مددکاری اجتماعی فراهم کرده است که حالا رژیم از آن هم دچار وحشت شده است. توجه داشته باشیم که هم اکنون به اعتراف مسوولان همین رژیم بیش از 14 دستگاه بودجه خوار در حوزه آسيب‌هاي اجتماعي با سبدی از وظايف قانوني وجود دارند؛ ولی خیلی از این نهادها کارشان این است که مسوولیت برخورد با آسیب های را بین خود و سایر نهادها پاسکاری کنند. این نهادها وقتی هم طرح میدهند، گاه طرح هایشان بشدت ضد انسانی و حتی فاشیستی است. مثلا طرح عقیم کردن زنان کارتن خواب از دررون همین نهادها بیرون آمده است. نظامی که در واکنش به فجایع اجتماعی ناشی از حیات کثیفش، فقط فرافکنی و پاک کردن صورت مساله را در پیش می گیرد و طرح هاش فقط برای لاپوشانی و نه درمان است، حالا با تشکل ها و نهادهای مردمی و با ابتکارات مستقل توده ای برای کاستن از درد و رنج طردشده گان، محرومان و خانه خرابان روبروست. در غیاب برنامه های اثربخش برای مهار آسیب های اجتماعی، نوعی مددکاری اجتماعی مستقل از میان مردم پا به میدان گذاشته است که درست به خاطر همین وجهه مردمی و رقیق بودن خصلت سیاسی اش در مقطع شروع کارش، فضای عمل دارد. این رویکرد می ر ود تا آن حائل نامرعی محاصره را که نظام حاکم بر لایه های محروم و آسیب دیده گان اجتماعی داشته است بی اثر کند. یک دلیل دیگر در اینکه شهردار چاپلوس، جاه طلب و سرکوبگر تهران یک باره به فکر کارتن خواب ها و معتادان افتاده همین است. آنها می ترسند قافیه را به یاری رسانی مردمی مستقل ببازند. ما تا کنون گزارش های مستقلی داشتیم که نشان می داد شهرداری تهران طرح هایی برای بی اثر کردن نهادهای مستقل مردمی از طریق پیشنهاد بودجه، امکانات و برنامه های مشترک داشته است. یعنی بگیر و بنند فعالان مستقل حوزه مددکاری مستقال اجتماعی، کودکان کار و خیابان و یا یاری رسانی به مطرودان فقط یک حوزه از برخورد رژیم است. مسخ تشکل های مردم نهاد و تصرف آنها از درون هم در برنامه نهادهای حوزه اجتماعی رژیم مطرح است. به استناد گزارش های مستقل در چهارچوب طرح های مسخ نهادهای مستقل، بعد از مرحله ای از همکاری از این نهادها می خواهند که برخوردهای فرمالیستی و منفعلانه را جایگزین طرح های واقعی خود این تشکل ها کنند تا همچنان به آنها بودجه و امکانات فعالیت داده شود. تشکل های مستقل مردم نهاد که در حوزه آسیب های اجتماعی کار می کنند تا کنون همیشه با مشکل کمبود امکانات روبرو بوده اند و با توجه به دامنه آسیب های اجتماعی و نقش مخرب دستگاههای حکومتی در تولید انبوه فقر و فلاکت بعد از این هم خواهند بود. ولی قطعا استقلال عمل خود را از نهادهای فاسد حکومتی حفظ می کنند. حاشیه نشیان، طردشده گان، کارتن خوابان، تن فروشان، کودکان کار، دستفروشان کنار خیابانی همه از سیاست های همین نظام فاسد و غارتگر جمهوری اسلامی است که درموقعیت فعلی گرفتار شده اند. حمایت از این بخش های جامعه، تلاش در مسیر یاری رسانی و ساماندهی آنان از وظایف مهم همه فعالین کارگری است.

جمعه ۱۳ آذر ۱۳۹۴ برابر با ۰۴ دسامبر ۲۰۱۵

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیر که عضوآن هستید ارسال کنید:  

© 2020 Copyright: All rights reserved