Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
دوشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۰ برابر با  ۲۰ دسامبر ۲۰۲۱
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :دوشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۰  برابر با ۲۰ دسامبر ۲۰۲۱
نبرد برای آینده شیلی

نبرد برای آینده شیلی

 

نوشته ملانی کروز

ترجمه به آلمانی : الکساندر برنتلر

ترجمه به فارسی : ارژنگ بامشاد

 

در دور دوم، انتخابات شیلی، به سوی یک تحول  بنیادین سیاسی به پیش می رود. در این انتخابات، دو سوی جبهه ، نمی توانند متفاوت تر از این باشند؛ در یک سو، یک راستگری افراطی شیفته آگوستو پینوشه  و  در سوی دیگر یک چپگرا که علیه نابرابری در کشور می جنگند.

 

دور اول انتخابات شیلی در ۲۱ نوامبر با شگفتی همراه بود. نه نماینده  ائتلاف چپ میانه «Nuevo Pacto Social » و نه نماینده راست سنتی، ائتلاف رئیس جمهوری فعلی شیلی «سباستیان پینه را» «Chile Podemos» نتوانستند به دور دوم انتخابات راه یابند. در عوض، جبهه چپ «AprueboDignidad» و ائتلاف راست افراطی « Frente Social Cristiano»، ۱۹دسامبر در دوردوم انتخابات با هم به رقابت خواهند پرداخت.

 

در قانون انتخاباتی شیلی، اکثریت مطلق برای انتخاب رئیس جمهور ضروری است. اما به دلیل گستردگی احزاب دراین کشور، هیچ کاندیدائی در دور اول به اکثریت مطلق دست نیافت. از این رو در دور دوم، «خوزه آنتونیو کاست» راست افراطی در برابر گابریل بوریچ چپگرا قرار خواهد گرفت.

 

برای بسیاری که واگرائی های گستردۀ سیاسی و سربرآوردن و رشد راست افراطی را رصد می کنند، نتایج این انتخابات نمی تواند شگفتی آفرین باشد. با این حال در مورد شیلی عوامل جدیدی را باید مورد توجه قرار داد و بیش از همه پیوند خیزش های اجتماعی ۲۰۱۹ را با انتخابات پیش رو را مد نظر داشت. چه گونه توانست کاندیدای راست افراطی شیفته پینوشه با۹۱\۲۷  درصد آرا پیروز دور اول شود. و گابریل بوریچ، یک رهبر سابق جنبش دانشجوئ سال ۲۰۱۱ با  ۸۳\۲۵ درصد آراء در رده دوم  قرار گیرد، علیرغم آنکه نظرسنجی ها پیروزی او را پیش بینی می کردند.

 

برای این که نتایج انتخابات را بهتر درک کنیم لازم است تا تحولات اجتماعی و سیاسی سال های اخیر را در ذهن خود مرور کنیم. شورش علیه دستگاه حاکم حافظ نئولیرالیسم در ۲۰۱۹ به زنجیره ای از ناآرامی های مسالمت آمیز و یا خشونت آمیز اجتماعی بویژه در شهرها  دامن زد. روایت غالب نشان می داد که دوران پینوشه و قانون اساسی آن بسر آمده است.

 

احزاب و سازمان های چپ نارضایتی عمومی را در جریان یک رفراندم قانون اساسی کانالیزه کردند که در نتیجه آن مجلس موسسان قانون اساسی انتخاب و کار خود را از آوریل آغاز کرد. اکثریت این مجلس را نیروهای تحول خواده تشکیل می دهند که خواهان تحولات بنیادین در کشور و قطع کامل از نئولیرالیسم حاکم هستند که قرار است دو سال دیگر در یک رفراندم به تائید مردم برسد.

 

هر چند ائتلاف چپ «Frente Amplio» و « Apruebo Dignidad» که حزب کمونیست هم عضو آن است، تمام  تلاش خود را به کار گرفتند  تا نارضایی های عمومی نهفته در شورش های اجتماعی را بسیج کنند، اما موفقیت قابل انتظارشان حاصل نشد.

 

«خوزه آنتونیو کاست» با استفاده از شیوه های مردم فریبانه بولسونارو و ترامپ توانست نتایج انتخابات را به نفع خود تغییر دهد. هر چند برنامه سیاسی او خالی از ایده های بزرگ و جذاب بود با این حال او این خلاء را با دفاع قاطع از نظم و قانون  و نفرت از مهاجران پر کرد.  او تمرکز خود در مبارزات انتخاباتی را روی دو موضوع گذاشت. یکی درگیری میان بومیان «ماپوچه» شیلی با نیروهای دولتی در سرزمین های آباء و اجدادی شان در آرائوکانیا که در جریان آن تعدادی از بومیان کشته یا دستگیر شدند و مدت ها در سرتیتر خبرهای رسانه های همگانی بود. دومین موضوع مورد تمرکز «کاست»، مسئله مهاجران و پناه جویان بود که با سیاست فاجعه بار دولت «پینه را» به یک موضوع جنجالی تبدیل شده بود. پناهجویان و مهاجران کلمبیا، ونزوئلا و هائیتی مجبور شده بودند تا در میدان های شهری بدون هیچ گونه حمایتی زندگی کنند و به نحوی زندگی روزمره خود را سروسامان دهند، کاری دست و پا کرده و آذوقه ای بدست آورند، آنهم در کشوری که خود از نابرابری های اجتماعی بشدت در رنج بود. تفکرات مسیحی «کاست» در مورد سقط جنین او را در میان اوانگلیک های ضد سقط جنین  که با فرهنگ مدرن مخالف و طرفدار زندگی سنتی و خانواده سنتی هستند، نیز محبوب کرد.

 

راه حل های ساده و مردم فریبانه راستگرایان توانست بسیاری از مردمی که به شعارهای اجتماعی چپ ها با رهبری بوریچ امید بسته بودند را به سوی خود جلب کند. درست گره مسئله در اینجاست. در شورش های اجتماعی به شکل توده ای اعتراضات علیه دستگاه حاکم شکل گرفت که به درگیری های و ناآرامی ها قهرآمیز در شهرها منجر شد. در نتجیه تمرکز رسانه های همگانی روی درگیری ها و ناآرامی ها، این امکان برای «کاست» فراهم آمد تا او به  ترس همگانی علیه اقدامات خشونت آمیز با مقصر دانستن «تروریست ها»، «کمونیست ها» و «مهاجران» دامن بزند و خود را مدافع صلح اجتماعی با اتوریته دولت قدرتمند و خانواده مستحکم جا بزند.

 

پیروزی «کاست» در دور اول انتخابات، تنها شگفتی آن نبود. در رده سوم با ۸\۱۲درصد، «فرانکو پاریسی» قرار گرفت. رده سوم و چهارم در انتخابات دور اول معنای خاصی داشت زیرا نشان می داد که در دور دوم تقسیم آراء چگونه رقم خواهد خورد. علیه «فرانکو پاریسی»، یک کارفرمای عوامفریبف پرونده اختلاس در جریان است. تمام مبارزات انتخاباتی او از طریق آنلاین به پیش برده شد.

 

پدیده «پاریسی» نشان می دهد که چه مشکلاتی در نتیجه نارآمی های اجتماعی ممکن است ظهور کند. حمایت از احزاب ضدساختار و استدلال ها علیه صاحبان قدرت و فراخوان برای تقسیم منابع اقتصادی از شعارهای «پاریسی» بود. او خود را متحد یک ائتلاف انتخابی تحت عنوان « La Lista del Pueblo» قلمداد می کرد که هوادرانش خود را مستقل از راست و چپ می دانستند و برای مجلس موسسان نیز نمایندگانی معرفی کرده بودند.

 

علیرغم آنکه «La Lista del Pueblo» با ایده های پیشرو در مبارزات انتخاباتی شرکت می کرد و توانسته بود با ۲۷ نماینده سومین قدرت مجلس موسسان باشد، اما از انسجام سیاسی برخوردار نبود. همچنین نتوانسته بود برخورد مستقل با شخصیت های مسئله دار داشته باشد و برنامه روشنی ارائه دهد. به همین دلیل هواداران «پاریسی» می توانستند در دور دوم هم به «کاست» رای دهند هم به «بوریچ».

 

موفقیت انتخاباتی «کاست» و«پاریسی» درس مهمی در ارتباط با فضای سیاسی ضد لیبرالی به ما می دهد . هیچ کدام از این دو به ساختار سیاسی و احزاب سنتی وابسته نیستند. با این حال دست رد آنها به نئولیبرالیسم ناشی از ایده های آشفته آنها و ترسیم یک دشمن خیالی است. سیاست های نئولیبرالیستی در شیلی در سی سال گذشته به یک اندازه از سوی دمکرات مسیحی ها، سوسیالیست ها و لیبرال ها به پیش برده شده است.

 

وقتی نئولیبرالیسم دشمن نامرئی همه می شود، می تواند مورد سوءاستفاده هر کس قرار گیرد، حتی شخصیت هائی همچون «کاست» و «پاریسی» که سال ها بهره برندگان این سیستم سیاسی ـ اقتصادی بوده اند. این را نباید به سادگی با غیر سیاسی بودن مردم توضیح داد و همسان گرفت. زیرا مردم شیلی بیش از گذشته سیاسی شده اند. مردم به صورت سراسری در اعتراضات، در رفراندم برای مچلس موسسان و انتخابات شرکت می کنند در کشوری که در قرن بیستم اکثریت از قدرت دور شد. سئوال کلیدی این است که سیاست برای مردم بسیج شده امروزی چه معنا دارد.

 

بی توجه به نتایج انتخابات دور دوم، یک چیز روشن است؛ تحولات عمیق اجتماعی،  قطب بندی های سیاسی را به دنبال خواهد داشت. از ابتدا روشن بود که پایان دادن به نئولیبرالیسم در شیلی راهی کوتاه و هموار نخواهد بود بلکه در جریان یک مبارزه طبقاتی طولانی میان طرفداران سیستم قدیم و نیروهای پیشرو جامعه که نه در قدرت سهیم هستند و نه از رسانه های همگانی برخوردارند،  اتفاق خواهد افتاد که مجبورند ایده های جدید و راه های تازه ای برای جلب توده های ناراضی بیابند.

 

این مبارزه، نیروهای ائتلاف لیبرال دمکرات را که پس از بازگشت دمکراسی در 1990 به عنوان نیروهای میانه قدرت را در دست داشتند تضعیف کرده و مقاومت ها و اعتراضات اجتماعی جدیدی را دامن خواهد زد.

 

علیرغم آنکه نیروهای چپ در دور اول انتخابات با قرار گرفتن در مکان دوم سرخورده به نظر می رسند، باید دقت داشت که سازمانیافتگی چپ و برنامه روشن آن قابل حذف نیست. فمنیست ها، طرفداران محیط زیست و اتحادیه های کارگری در این نبرد نقش مهمی دارند و قطعآ در پارلمان آتی پست های مهمی را از آن خود خواهند کرد. مهمتر آن است که در دو سال گذشته یک شالوده مستحکم ایجاد کرده اند که هنوز ظریفت گسترش و بسیج دارد.

 

با این حال این تحول طولانی درس های مهمی در خود دارد. نیروهای پیشرو نتوانسته اند مهمترین ادعاهای «کاست» را از او بگیرند به ویژه در زمینه امنیت، مبارزه با جنایت و ایجاد نظم اجتماعی. در شب انتخابات او در یک سخنرانی از ایده های "آزادی" از کمونیسم؛ "صلح" از بومیان ماپوچه،  و  ایجاد "نظم" از مهاجران و پناهجویان داد سخن گفت.  این پیام از آن رو داده شد تا به ترس و نگرانی مردم دامن زده شود و آنها را علیه نئولیبرالیسم که عامل این وضعیت است بشوراند. این استراتژی فاشیست ها و راست های افراطی است که در گذشته به کار گرفته اند.

 

دامن زدن به ترس مردم یک شیوه مفید برای نیروهای راست است. گفتمان وحشت از کمونیست ها، تروریست ها و مهاجران  تلاشی است تا نارضاتی های اجتماعی و اقتصادی را مجددا در  چهارچوب نیروهای سرکوب گر و تاریک اندیش  جای گرفته در ارگان های قدرت هدایت کنند.

 

گابریل بوریچ چپ پرچمدار امید را نمایندگی می کند. او در سخنرانی هایش  امید را به جای ترس در  دل مردم می شوراند. با این حال فاصله امید و ترس بسیار باریک است. برای ما به عنوان نظاره گران وضعیت، این امید باقی می ماند که چپ شیلی همان اشتباهی را تکرار نکند که چپ برزیل در قبال بولسونارو با شعار «Ele Não» "هیچ" مرتکب شد و تنها روی شخصیت او متمرکز گشت بدون آنکه ریشه های عمیق موفقیت او را مورد بررسی قرار دهد.

 

چپ شیلی باید با این نگرانی و مسئله به صورتی روشن روبرو شود که مردم شیلی در برابر مسائلی همچون مهاجران، حقوق زنان و تقسیم ثروت، به صورت طبیعی در کنار چپ نیایستاده اند.آنها باید بدانند که هنوز  رای دهندگان نسبت به  سیاست های  مترقی و پیشرو تردید دارند و لازم است با ترس و نگرانی مردم به صورت جدی روبرو شوند. این ها می تواند راهگشا باشد. برای شکست فرصتی باقی نمانده است، وقتی که بربریت دم در ایستاده است.

.................................

ملانی کروز استاد سیاست بین الملی در دانشگاه لستر

منبع : ژاکوبن

https://jacobin.de/artikel/kampf-um-chiles-zukunft-stichwahl-sebastian-pinera-jose-antonio-kast-gabriel-boric-neoliberalismus/

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2022 ©