Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
دوشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۱ برابر با  ۱۷ اکتبر ۲۰۲۲
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :دوشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۱  برابر با ۱۷ اکتبر ۲۰۲۲
وظایف امروز ما

"فعلا اتحاد"، بر کدام پایه ها؟

آزاده شکوهی

 

در دوران انقلابی به سر میبریم، دورانی که باید به ایجاد تغییرات کیفی در عرصه مبارزه با جمهوری اسلامی فکر کنیم. به تناسب مبارزه در خیابان، تلاش نوین فکری در مبارزه با به قول شروین "مغزهای پوسیده" را در دستور کارقرار دهیم. بنیادهای نو و مدرن فکری را تکوین بخشیم.

تغییرات سریع است و برخی روزها در عرض چند ساعت توازن قوا بین مردم و "ماموران" بهم می خورد. توده های مردم دارند از مرحله گسترش جنبش و تبدیل آن به یک حرکت سراسری و انقلاب  گذر می کنند. اندیشیدن به چگونگی گذار و سازماندهی برای مرحله بعد امری عاجل است. در همین رابطه در این نوشتار روی دو محور متمرکز میشوم. استقلال جنبش انقلابی و اتحاد گرایشات فکری.

 

استقلال جنبش انقلابی

 

استقلال به شرایطی می گویند که یک جنبش، انقلاب یا دولت توانایی خودگردانی امورات خود را داشته باشد و در اتخاذ و اجرای سیاست های خود تحت تاثیر هیچ کشور دیگری نباشد. به دیگر سخن تنها یک جنبش انقلابی مستقل توانایی تاسیس دولتی با تکیه بر منافع اکثریت مردم  و ظرفیت داخلی را دارد. دولتی که برای شهروندان امنیت، آزادی، عدالت و رفاه ایجاد کند. طبیعی است که در دنیای جهانی شده امروز کشورها باید با هم تبادلات سیاسی و اقتصادی و ... داشته باشند. اما همه این ها باید بر اساس احترام و به رسمیت شناختن استقلال هر کشور باشد. به عبارتی ، استقلال از جهان نه، بلکه استقلال در جهان.

 

مسئله استقلال ایران همواره از سوی دولت های در قدرت، در طی ۱۰۰ سال اخیر و همچنین جریانات مختلف سیاسی مخدوش شده است. در دوران پهلوی اول و دوم، شاه و دولت های پیشکار(بر اساس تمامی اسناد و مدارک و تحقیقاتی که توسط تاریخ نگاران انجام گرفته است) تصمیمات مهم را بدون رایزنی با دول آمریکا و انگلیس اتخاذ نمی کرده اند. جمهوری اسلامی هم با سیاست نگاه به شرق و فروش منابع طبیعی ایران به روسیه و چین و طبعا دخالت دادن این کشورها در امور داخلی ایرا ن، دیگر نمی تواند ادعای استقلال طلبی داشته باشد. استقلال واقعی ایران زمانی به دست می آید که دولتی دموکراتیک، بدون دخالت تمامی قدرت های بزرگ و کوچک همچون آمریکا، انگلیس، روسیه، چین و اسراییل و بدون دخالت ارگان هایی همچون بانک جهانی و صندوق بین المللی پول برای اقتصاد و رفاه کشور سیاست گزاری کند. ایران کشوری است ثروتمند با منابع عظیم طبیعی و بسیاری منابع قابل بهره برداری دیگر مثل انرژی خورشیدی و توریسم. آنچه استقلال ایران را تضمین می کند روی کار آمدن دولتی است با جهت گیری مستقل و ملی. امروزه بسیاری نگران استقلال ایران هستند و این که جنبش انقلابی بتواند استقلالش را حفظ کند و زیر نفوذ حیله گرانه قدرتها و دولتهای خارجی با تمامی امکاناتی (تلوزیونها ، پروژه های "تغییر"، ... ) که در دست دارند، نرود.

چٍپ سوسیالیست فمینیست دمکراسی خواه شاید لازم باشد یک واژه دیگر به هویت خود اضافه کند. ملی.

در همین جاست که می رسیم به بحث اتحاد. در حول و حوش انقلاب "زن ، زندگی، آزادی" بسیاری صحبت از اتحاد برای سرنگونی می کنند. می گویند الان بحث نکنید که مرا یاد گفتمان "بحث بعد از مرگ شاه" سال های انقلاب 57 می اندازد. ملت ما یک بار این اشتباه تاریخی را کرده و دیگر نباید تکرارش کنیم. باید از همین امروز بحث و تحلیل و بررسی کنیم. کنار چه کسانی می خواهیم بایستیم؟  اتحاد با چه جریاناتی؟ برای چه؟ ودر چه مقاطعی؟

 

اتحاد گرایشات فکری

 

همانطور که در مقاله قبلی تحت عنوان «  جنبش و یا بزودی شاید انقلاب «برای…» و نقش چپ»[1] تاکید کردم، این انقلاب پلاتفرم سیاسی خودش را داده است. خواسته های اثباتی انقلاب جمهوری، سکولاریسم، مدرنیته، سیاست درست برای محیط زیست، تامین اجتماعی و رفاه عمومی ، رفع تبعیض قومی، ملیتی، جنسی و جنسیتی و برابر حقوقی همه شهروندان و البته آزادی و دمکراسی می باشد. اگر کسی با تمام شعارها، ترانه ها ، سرودها ، تراکت ها و ... یک ماه اخیر هنوز به این پلاتفرم و این خواسته های اثباتی شک دارد، در بهترین حالت تیز بینی سیاسی ندارد و در بدترین حالت مغرض است. اگر پلاتفرم سیاسی این جنبش تعیین شده است، باید دید چه گرایشات فکری توانایی تحقق بخشیدن این پلاتفرم را دارند. آن گرایشات فکری که می توانند برای تحقق این پلاتفرم و یا حداقل بندهایی از آن، فکر و اندیشه بیافرینند و نیرو بسیج کنند، طبیعتا می توانند (به شکلهای متفاوت مثلا مقطعی و ... ) متحد شوند و تلاش واحدی را سازماندهی کنند. اجازه دهید نکته به نکته این پلاتفرم را در رابطه با اتحاد گرایشات فکری بررسی کنیم.  

 

*جمهوری؛  در پلاتفرم صحبت از تعیین تکلیف کردن با "مغزهای پوسیده" است. مغز پوسیده مغزی است که هنوز رهبری فرد، یک رهبر مصنوعی یا یک پدر سالار بزرگ را خواهان است. مغز پوسیده تاب مردم سالاری و رای مستقیم مردم برای اداره حکومت را ندارد. شعار آگاهانه "نه شاه میخوایم نه رهبر مرگ بر ستمگر" که شنبه ۲۳ مهراز سوی دختران شجاع دانشجو دوباره تکرار شد و یا شعار" نه شاه میخوایم نه رهبر نه بد میخوایم نه بدتر" در هفته های اخیر به روشنی جمهوریت خواه بودن این انقلاب را نشان می دهد. آنان که به جمهوریت باور ندارند، متحدان این انقلاب نیستند.

 

*سکولاریسم و مدرنیته ؛  "زن، زندگی، آزادی" شعار و شاید به زودی، اسم این انقلاب است. بدون جدایی دین از دولت و رعایت مبانی اصلی مدرنیته یعنی تاکید بر آزادی های فردی، تفکر انتقادی و حقوق شهروندی این شعار نمی تواند تحقق یابد. گرایش فکری و نیروهایی که سکولاریسم و مدرنیته را بر نمی تابند نمی توانند متحدان این انقلاب باشند.

 

*تامین اجتماعی و رفاه عمومی؛  در طی ۴۳ سال گذشته اکثریت عظیم مردم ایران از فقر رنج برده اند. فقط بین سالهای ۹۲ تا ۹۸ حدود ۹ میلیون نفر دیگر از جمعیت ایران به کسانی که پیشتر زیر خط فقر بودند، اضافه شده است. شهاب نادری عضو کمیسیون اقتصادی مجلس ۵ سال قبل گفت ۸۰% جمعیت ایران زیر خط فقربه سر می برند. این درصد بخصوص بعد از اپیدمی کرونا به شدت افزایش یافته است. خصوصی سازی در از جمله معادن، بهداشت و درمان، آموزش و پرورش ...موجب محروم شدن بخش های بزرگی ازمردم از امکانات درجه اول رفاهی و انسانی بوده است. بدون قطع کامل خصوصی سازی ها ، دولتی کردن صنایع بزرگ، بهداشت و درمان، آموزش و پرورش، کمک به رشد صنایع و ایجاد کار با بودجه های دولتی، بیمه بیکاری، مرخصی با حقوق در دروان بیماری، بیمه همگانی و فراگیر و کوتاه کردن دست سرمایه داری نئولیبرال، امکان فراهم کردن تامین اجتماعی و رفاه عمومی امکان پذیر نیست. گرایش های فکری و نیروهائی که با نکات فوق همگرایی نداشته باشند، نمی توانند متحدان این انقلاب باشند.

 

*محیط زیست؛ خشک کردن زاینده رود، دریاچه ارومیه و درختان فرسوده ولی عصر و آلودگی هوا و ...همه و همه با سیاست های درست محیط زیستی قابل بازسازی است. پایه اصلی سیاست های درست  زیست محیطی کوتاه کردن دست بزرگ سرمایه داران است که برای منافع خودشان صدمات جدی به محیط زیست ایران زده اند. گرایشات فکری  و نیروهایی که با محدود کردن عملکرد سرمایه، گسترش اقتصاد سبز بر پایه صنعت کم کربن، توسعه حمل و نقل عمومی سبز و غیر فسیلی، استقرار نظام حسابرسی زیست محیطی و بسیاری اقدامات دیگر از این دست همسویی ندارند، نمی توانند متحدان این انقلاب باشند.

 

*دموکراسی؛  به معنای به رسمیت شناختن حق مستقیم مردم در انتخاب، مشارکت و تصمیم گیری های کشور است. حق انتخابات آزاد با شرکت همه افراد که دارای حق رای هستند و پذیرفتن رای اکثریت و هر آنچه از صندوق های رای بیرون می آید، از مشخصه های دمکراسی است. دموکراسی به معنای ارزش برابر همه انسان ها که دارای حقوق برابر هستند، می باشد. دموکراسی یعنی تضمین حق آزادی عقیده، بیان، قلم، تشکل و آنکه همه شهروندان در برابر قانون یکسان هستند و همه باید از قوانین جاری پیروی کنند. در شرایط امروز ایران تلاش برای تشکیل مجلس موسسان یعنی مجمعی از نمایندگان منتخب ملت که از طریق انتخابات آزاد تعیین می شوند و برای تدوین قانون اساسی نوین کار خواهند کرد، یکی از عرصه های دفاع از دموکراسی است. یکی دیگر از ارکان دموکراسی به رسمیت شناختن حقوق ملیت های ساکن ایران بر اساس یک اتحاد داوطلبانه و به هر شکل که خود این ملیت ها خواستار آن هستند، می باشد. راه های متفاوتی وجود دارد از خودمختاری تا فدرالیسم منطقه ای. گرایشات فکری که با دموکراسی همخوانی فکری ندارند نمی توانند جزو متحدان این انقلاب باشند.

 

نیروهائی که به این مؤلفه ها پایبند نیستند، حداکثر، نیروهای سرنگونی طلبی هستند که می خواهند بر موج انقلاب مردم سوار شوند و اهداف خاص خود و متحدان شان را در فردای سقوط جمهوری اسلامی  بر مردم تحمیل کنند.

 

نتیجه گیری و جمعبندی

 

بر اساس همه آنچه در بالا آمد،  به نظرم امروز برای سازماندهی مرحله بعدی انقلاب، دو امر واجب است که باید به موازات هم بیش برده شوند.

ائتلاف گرایشات سوسیالسیت فمینیست دموکراسی خواه که در مقاله قبلی«  جنبش و یا بزودی شاید انقلاب «برای…» و نقش چپ»1 به آن پرداخته بودم. وقتی از این ائتلاف صحبت میکنم منظورم این نیست که احزاب و جریانات موجود در خارج کشورمتحد شوند. بسیاری از این احزاب و جریانات، دیگر تبدیل به سکت های کوچکی شده اند و بسیاری اصلا به دموکراسی وقعی نمی گذارند. بحث من در رابطه با  همگرا شدن آن گرایشات، جریانات فکری است  (بویژه در داخل ایران) که با هم  سر این سه محور سوسیالیست فمینیست و اهمیت دموکراسی توافق دارند. شکل و نوع ائتلاف می تواند متفاوت باشد از حد همکاری های مقطعی تا تشکیل یک حزب جدید چپ

 

ائتلاف چپِ سوسیالسیت فمینیست دموکراسی خواه با گرایشات فکری که "جمهوری سکولار دموکراتیک" بدون دخالت قدرت های خارجی را می پذیرند، می تواند عملی باشد. نیروهایی که توانایی تحقق بندهایی از پلاتفرم انقلاب را دارند. به طور مشخص ائتلاف با ملی گرایان، جمهوریخواهان و نو اندیشان دینی  که به مؤلفه های جمهوری، سکولاریسم، مدرنیته و دموکراسی باور داشته باشند، می تواند در دستور کار قرار گیرد. این ائتلاف ها لازم است  پلاتفرم های علنی داشته باشند و می توانند موقتی و مقطعی باشند.

برای آن که بار دیگر انقلاب به تاراج نرود، موظف هستیم این دو امر را همزمان و مجدانه به پیش بریم تا در مقابل تاریخ سرافکنده نشویم.

دوشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۱ برابر با  ۱۷ اکتبر ۲۰۲۲



مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2024 ©