Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
سه-شنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۴۰۰ برابر با ۱۸ می ۲۰۲۱
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار : شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰  برابر با ۰۱ می ۲۰۲۱
بیانیه هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

بیانیه هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

 

توافق ایران و چین چه هدف هایی را دنبال می کند؟

 

جمهوری اسلامی و دولت چین روز ۷ فروردین (۲۷ مارس ۲۰۲۱) در تهران توافقی را امضاء کردند که عنوان رسمی آن "برنامه همکاری جامع ایران و چین" است. دستگاه های تبلیغاتی جمهوری اسلامی و همچنین عده ای از مخالفان رژیم نظراتی در باره این توافق بیان کرده اند که بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد و می تواند گمراه کننده باشد. برای رسیدن به یک ارزیابی واقع بینانه از این توافق لازم است به چند نکته توجه داشته باشیم:

 

۱ هرچند محتوای سند امضاء شده مخفی نگه داشته شده ، ولی وزارت خارجه رژیم در گزارش کوتاهی که در این باره منتشر کرده می گوید این سند فقط یک نقشه راه است و هیچ قراردادی در آن گنجانده نشده است. البته بسیاری از مخالفان رژیم این گفته را قبول ندارند و می گویند سند امضاء شده یک قرارداد بین المللی است و از آنجا که جمهوری اسلامی امتیازات بزرگی به چین داده می ترسد آن را علنی کند. طبیعی است که داوری در این باره تا زمانی که مضمون سند منتشر نشده ، همچنان در حد حدس و گمان خواهد ماند. باید به یاد داشته باشیم که توافق یا "تفاهم نامه" (MOU) میان دولت ها ضرورتاً تعهد حقوقی به بار نمی آورد و در شرایطی تنظیم می شود که طرف های توافق هنوز آماده نیستند تعهد حقوقی الزام آور بدهند اما برای مذاکرات بیشتر برای رسیدن به قرارداد قطعی برنامه ریزی می کنند.

 

۲ - آیا امضای این سند همکاری به معنای این است که دولت چین پذیرفته که در عرصه رقابت ها و رویارویی های بین المللی متحد استراتژیک جمهوری اسلامی باشد؟ پاسخ این سؤال قطعاً منفی است. به این دلیل ساده که چین مشابه همین سند همکاری را با عربستان سعودی و امارات متحد عربی هم (که جمهوری اسلامی را تهدیدی علیه خود می دانند) امضاء کرده است. فراتر از این ، سال ها پیش چین با امریکا نیز سند همکاری استراتژیک امضاء کرده و کوشیده تا حد ممکن از رویارویی با آن بگریزد. این همکاری حتی پس از آن که امریکا با طرح سیاست "چرخش به طرف آسیا" (در سال ۲۰۱۱) چین را مهم ترین تهدید علیه هژمونی جهانی خودش اعلام کرد ، همچنان ادامه دارد. با توجه به این نمونه ها ناگزیر باید بپذیریم که اولاً دولت چین "همکاری استراتژیک" را به معنای اتحاد علیه کشوری یا بلوک خاصی از کشورها به کار نمی برد. ثانیاً این نوع همکاری ها را تاکنون با دهها کشور مختلف شروع کرده که منافع بعضی از آنها اصلاً قابل جمع با هم نیستند. ثالثاً همه این همکاری ها را در راستای استراتژی اصلی خودش برای تبدیل شدن به اقتصاد اول و قدرت هژمونیک جهانی از طریق کمترین درگیری ممکن با کشورهای دیگر ، به کار می گیرد.

 

۳ - تأملی در فهرست طولانی توافق های همکاری چین با کشورهای مختلف جهان جای تردیدی نمی گذارد که رهبران چین این همکاری ها را با اولویت بندی بسیار حساب شده و بی رحمانه ای پیش می برند. مثلاً کافی است به چند نمونه از مواضع آنها توجه داشته باشیم:

یک - آنها می دانند که امریکا بزرگ ترین شریک اقتصادی و در عین حال بزرگ ترین دشمن (یا در بهترین حالت ، بزرگ ترین رقیب) چین است. بنابراین می کوشند رابطه با امریکا را به تدریج و تا حد ممکن بدون رویارویی زیان بار ، به نفع خودشان تغییر بدهند.

دو - در طرح آنها بیشترین اولویت به همکاری هایی داده می شود که برای گسترش قدرت اقتصادی چین بیش از همه اهمیت دارند. با این معیار است که همکاری با روسیه ، اتحادیه اورپا و "آسه آن" (اتحادیه کشورهای جنوب شرقی آسیا) از بالاترین اهمیت برخوردارند. همکاری با روسیه برای چین بسیار مهم است ، به دلیل منابع عظیم انرژی فسیلی آن ؛ ژئوپولیتیک بی همتای آن که چین را به بازارهای اورپا وصل می کند ؛ معامله با پول های ملی دو کشور برای شکستن انحصار جهانی دلار امریکا ؛ و البته معاملات و همکاری های نظامی. از طریق همین همکاری با روسیه است که "سازمان همکاری شانگهای" شکل گرفته و بسیاری از کشورهای آسیائی را (با عنوان های مختلف ، از عضو کامل گرفته تا ناظر ، طرف گفتگو و مهمان ثابت) دور هم جمع کرده است. فراموش نباید کرد که این سازمان خود را یک ائتلاف نظامی نمی نامد و چین تأکید دارد که اساس رابطه اش حتی با روسیه یک همکاری اقتصادی است.

سه - آنها می کوشند در رویارویی ها و اختلافات میان کشورهای مختلف تا حد امکان بی طرف بمانند و حتی در مواردی که ناگزیر می شوند موضع گیری کنند ، می کوشند رابطه شان با قدرت های بزرگ را در سطحی قابل پیش بینی و قابل کنترل نگهدارند.

چهار - از سال ۲۰۱۳ آنها شبکه گسترده ای از حدود ۹۰ همکاری چند بُعدی در سطح جهانی درست کرده اند که رابطه چین را با کشورهای گوناگون (از قدرت های بزرگ گرفته تا همسایگان آن و همچنین کشورهای در حال توسعه) تنظیم می کند.

۴ - چین در خاورمیانه بزرگ ۱۵ رابطه همکاری پایدار ایجاد کرده (یا می خواهد ایجاد کند) که بسته به اهمیت شان به چهار فقره تقسیم می شوند:

فقره اول "شراکت های استراتژیک جامع" ، با عربستان سعودی ، امارات متحد عربی ، ایران ، مصر و الجزایر ؛

فقره دو "شراکت نوآوری جامع" با اسرائیل و "شراکت تعاونی استراتژیک" با ترکیه ؛

فقره سوم "شراکت استراتژیک" با کشورهای (میان وزن) عراق ، مراکش و سودان ؛

فقره چهارم "شراکت استراتژیک" با کشورهای (کوچک) جیبوتی ، اردن ، کویت ، عمان و قطر. تأملی در این همکاری ها به بعضی نکات در باره سیاست چین در این منطقه روشنائی می اندازد:

یک - همکاری های چین با کشورهای خاورمیانه بیش از همه با متحدان امریکاست ، از عربستان و امارات گرفته تا اسرائیل و مصر. همکاری چین با اسرائیل چنان برای این کشور پرجاذبه است که ناتانیاهو حتی در دوره ترامپ حاضر نشد آنها را کاهش بدهد. در حال حاضر چین تلاش می کند نشان بدهد که قصد تسلط بر این منطقه حساس را ندارد ، بلکه فقط می خواهد یکی از شرکای اقتصادی کشورهای این منطقه باشد.

دو - اکنون بالاترین سرمایه گذاری خارجی در خاورمیانه بزرگ از طرف چین صورت می گیرد. در سال ۲۰۱۹ چین در راستای اجرای استراتژی "ابتکار کمر بند - راه" با ۱۸ کشور عربی توافق نامه امضاء کرد. در یک دوره ۱۶ ساله (از ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۸) تجارت سالانه چین با کشورهای عربی از کمتر از۳۷ میلیارد دلار به بیش از ۲۴۴ میلیارد دلار افزایش یافت ؛ سالی که تجارت آن با ایران کمتر از ۳۶ میلیارد دلار بود ؛ با اسرائیل نزدیک به ۱۴ میلیارد دلار و با ترکیه نزدیک به ۲۲ میلیارد دلار.

سه سهم چین در معاملات تسلیحاتی کشورهای منطقه در مقایسه با قدرت های دیگر آشکارا پائین است. مثلاً (گزارش مؤسسه بین المللی پژوهش های صلح استکهلم نشان می دهد که) در فاصله ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸ سهم امریکا در معاملات تسلیحاتی کشورهای این منطقه ۵۴ در صد بوده ؛ سهم روسیه ۶\۹در صد ؛ سهم فرانسه ۶\۸ درصد و سهم چین کمتر از ۵ درصد. جالب این است که همکاری های نظامی و تسلیحاتی چین در خاورمیانه نیز عمدتاً با متحدان امریکاست. مثلاً حالا چین در عربستان پهپاد تولید می کند و محصولات اش را از طریق این کشور به مصر و عراق هم صادر می کند. یا در جیبوتی پایگاهی نظامی درست کرده و یک نیروی نظامی هزار نفره در آن مستقر کرده که مآموریت شان مقابله با راهزنان دریائی در آب های دریای عرب و دریای سرخ است.

چهار حالا چین بزرگ ترین شریک اقتصادی کشورهای عضو "شورای همکاری خلیج" است و بزرگ ترین شریک تجاری کویت ، عمان ، عربستان سعودی و امارات متحد عربی. در سال ۲۰۱۸ حدود دو سوم کل سرمایه گذاری چین در خاورمیانه بزرگ در همین کشورها بود. در همان سال چین حدود ۳۰ در صد کل واردات نفتی خود را از همین کشورها تأمین می کرد که بیش از نیمی از آن فقط از عربستان سعودی بود. حالا عربستان سعودی به بزرگ ترین منبع واردات نفت خام چین تبدیل شده و حتی از روسیه که یکی دو سال پیش بزرگ ترین صادر کننده نفت به چین بود ، جلو افتاده است. پنج (بنا به ارزیابی کارشناسان شورای روابط خارجی اتحادیه اورپا) سیاست اقتصادی چین در خاورمیانه بر مبنای رابطه با عربستان سعودی و امارات متحد عربی تنظیم می شود و این دو کشور سعی می کنند با گسترش روابط اقتصادی و سیاسی با چین به تدریج تکیۀ یک جانبه شان به امریکا را کاهش دهند.

شش - در سال های اخیر روابط چین با کشورهای عربی گسترش بسیار زیادی داشته و علاوه بر نفت، حوزه های گوناگون زیادی را در بر می گیرد ، از گاز طبیعی و انرژی های تجدید پذیر گرفته تا همکاری در حوزه های مالی و تکنولوژی های جدید ، مانند نسل پنجم شبکه تلفن های همراه (5G) ، هوش مصنوعی ، هوانوردی و مهندسی هوا فضا. برای پیشبرد این همکاری ها قرار است تابستان امسال نشست سران کشورهای عضو اتحادیه عرب و چین با شرکت شی جین پینگ ، در خاورمیانه برگزار شود.

۵ - نگاهی به خطوط اصلی سیاست خارجی چین و مجموعه بزرگ توافق هایی که با کشورهای مختلف امضاء کرده ، ناگزیر ما را به چند نتیجه گیری روشن در باره توافق اخیر آن با جمهوری اسلامی می رساند:

یک - در صورت ادامه مقابله جمهوری اسلامی با امریکا و متحدان منطقه ای آن ، همکاری ایران و چین ابعاد قابل توجهی پیدا نخواهد کرد. فراموش نباید کرد که چین و حتی روسیه تاکنون ضمن بهره برداری فرصت طلبانه از درماندگی جمهوری اسلامی ، بیش از حد معینی به آن نزدیک نشده اند. آنها همۀ تحریم های امریکا علیه جمهوری اسلامی را رعایت کرده اند.

دو همین حالا نیز برخورد چین با توافق امضاء شده با جمهوری اسلامی به حد کافی روشنگر است: امضای همه سندهای همکاری چین با کشورهای مختلف توسط رئیس جمهور یا نخست وزیر (و در یکی دو مورد ، معاون رئیس جمهور) آن بوده ؛ توافق نامه آن با جمهوری اسلامی تنها سندی است که توسط وزیر خارجه چین ، یعنی در پائین ترین سطح ، امضاء شده است. امضای غالب اسناد همکاری استراتژیک چین با کشورهای مختلف همراه با بیانیه مشترک دو طرف صورت گرفته ، و توافق با ایران تنها سندی است که بدون انتشار بیانیه مشترک امضاء شده است. اسناد مشارکت چین با کشورهای مختلف عموماً به صورت رسمی منتشر شده و تنها سند مشارکت آن با ایران است که محرمانه مانده است. همه اینها نشان می دهد که دولت چین فعلاً می خواهد این توافق را یک سند مشروط نشان بدهد و احتمالاً وسیله ای برای چانه زنی با دولت بایدن.

سه در جذابیت ژئوپولیتیک حساس ، منابع و بازار ایران برای چین تردیدی نمی توان داشت ، اما مسلم است که چین به خاطر آن نمی تواند با آمریکا و متحدان منطقه ای آن در گیر شود و استراتژی توسعه خود را به خطر بیندازد. بنابراین مسأله این نیست که جمهوری اسلامی با امضای این توافق چه هدف هایی را دنبال می کند ، مهم این است که چین از آن چه می خواهد. چهار مهم نیست سند امضاء شده تفاهم نامه ای ساده است یا یک قرارداد بین المللی الزام آور ، مهم این است که جمهوری اسلامی در شرایطی نیست که بتواند دولت چین را به قول و قرارهای اش متعهد سازد. به تجربه می دانیم که چین و روسیه بارها تعهدها و قرارهای شان با جمهوری اسلامی را نقض کرده اند بی آن که تاوانی داده باشند. فراموش نکنیم که ضمانت اجرائی قانونیت در روابط بین المللی بسیار ناچیز است و زور عریان و میزان توانائی و اقتدار دولت هاست که حکمرانی می کند.

۶ چگونگی دستیابی جمهوری اسلامی و دولت چین به توافق اخیر باز هم نشان داد که خامنه ای ایران را قلمرو فرمانروائی و حتی مِلک شخصی خودش می داند و دیگر حاضر نیست حتی تشریفات ظاهری مربوط به رابطه با دولت های دیگر را رعایت کند. تصادفی نیست که کارگزاران "آقا" رسماً اعلام می کنند که مفاد توافق با چین را بنا به درخواست دولت چین اعلام نمی کنند و هیچ یک از حکومتیان حتی جرأت اشاره به اصل های هفتاد و شش و هفتاد و هفت قانون اساسی همین "نظام مقدس" را ندارند. تصادفی نیست که حالا روسیه نیز با استفاده از این فرصت فشار می آورد که جمهوری اسلامی تکلیف توافق بر سر "کنوانسیون حقوقی دریای خزر" را روشن کند. راستی آیا خودکامگی سید علی خامنه ای ظل اللهی فتحعلی شاه قاجار را پشت سر نگذاشته است؟!

۷ مصیبت های آوار شده بر سر مردم ایران ناشی از وابستگی جمهوری اسلامی به چین و روسیه نیست ، بلکه نتیجۀ ادامه موجودیت خودِ همین رژیم جهنمی است. بنابراین لازم می دانیم آنچه را که سال گذشته (در ۲۷ مرداد ۱۳۹۹) [چرا خامنه ای می کوشد به زیر بالِ شی جین پینگ پناه ببرد؟] در باره تلاش خامنه ای برای خزیدن به زیر بال دولت چین یادآوری کردیم ، یک بار دیگر تکرار کنیم:

 

استقلال قبل از همه یعنی حاکمیت مردم کشور

به یاد داشته باشیم که نطفه اولیه جمهوری اسلامی با تأکید ویژه بر شعار "استقلال" از طرف هوادران خمینی در دوره انقلاب ۵۷ بود که شکل گرفت و این رژیم در چهار دهۀ گذشته نیز انصافاً به هیچ یک از قدرت های بزرگ خارجی وابسته نبوده است. اما اکنون به تجربه می دانیم که هزینه ویرانی های هولناکی که این رژیم غیر وابسته به قدرت های خارجی در چهار دهه گذشته در کشور ما به بار آورده ، اگر از هزینه اشغال خارجی بیشتر نبوده باشد ، کمتر نیست. چرا؟ برای این که جمهوری اسلامی بیش از چهل سال است که حق حاکمیت مردم ایران برای تعیین سرنوشت شان را سرکوب می کند ؛ کاری که شاید هیچ قدرت اشغالگر خارجی نمی توانست این همه سال آن را ادامه بدهد. استقلال هر کشوری قبل از همه با حاکمیت مردم آن کشور برای تعیین سرنوشت شان معنا پیدا می کند ، بنابراین استقلال در ایرانِ زیر سلطه "ولایت مطلقه فقیه" معنای عملی درخور توجهی ندارد ، زیرا مردمی که نمی توانند در باره سرنوشت خودشان تصمیم بگیرند ، مسلماً از حق تصمیم گیری در باره رابطه کشورشان با قدرت های خارجی نیز محروم هستند و تنها فرمانروای مطلق العنان حاکم بر کشور است که در باره همه مسائل تصمیم می گیرد و اگر به مصلحت خودش (یا به قول خمینی "مصلحت نظام") بداند حتی می تواند به زیر بال یک قدرت خارجی (هرچند "نامسلمان" و "اسلام ستیز") نیز پناه ببرد.

مردم ایران اگر بتوانند با رهایی از چنگال جمهوری اسلامی و اصل رسوای "نه شرقی ، نه غربیِ" آن به حق تعیین سرنوشت خودشان دست یابند ، خواهند توانست در باره همه مسائل ، از جمله سیاست خارجی کشورشان تصمیم بگیرند. در آن روز به احتمال خیلی زیاد ، آنها در خواهند یافت که برای شکوفایی کشورشان هم به رابطه با "شرق" و "غرب" نیاز دارند ، هم به رابطه با "شمال" و "جنوب". پا گرفتن حاکمیت مردم ایران برای تعیین سرنوشت شان بی تردید می تواند ظرفیت های ما را برای محکم تر کردن پیوند ها و همبستگی های مان با همسایگان مان (که اکثرشان خویشاوندان قومی و فرهنگی ما هستند) آزاد سازد. به یاد داشته باشیم که کشور ما و منطقۀ ما یکی از حساس ترین گرهگاه های ژئوپولیتیک جهان هستند ؛ چنان حساس که اگر مردمان آنها به حق تعیین سرنوشت شان دست یابند ، می توانند به یکی از شکوفاترین کانون های تمدن انسانی تبدیل شوند و اگر نه ، به وادی ویرانی و ماتمی خواهند غلتید که اکنون می بینیم.

 

 

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی، دمکراسی و سوسیالیسم

هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ برابر با ۰۱ می ۲۰۲۱

 

 

 

 

 

 

 

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیر که عضوآن هستید ارسال کنید:  

© 2021 Copyright: All rights reserved