Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴ برابر با  ۰۹ ژانويه ۲۰۲۶
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴  برابر با ۰۹ ژانويه ۲۰۲۶

 

چشم‌انداز اعتراضات خیابانی

محمد مالجو

اگر خشمِ بی‌رهبر (https://t.me/mmaljoo/472) عمدتاً محصول ناگزیرِ تشکل‌زداییِ ساختاری است، این شکل از کنش جمعی چه ظرفیت‌ها و چه محدودیت‌هایی را پیشاروی جامعه می‌گذارد؟ 

پذیرفتن واقعیت خشم بی‌رهبر نه به ‌معنای رمانتیزه‌سازی‌اش است و نه به ‌معنای تقلیل‌دهی‌اش به واکنشی کور. جامعه‌ای که دهه‌ها به‌طور نظام‌مند از سازمان‌یابی سیاسی و صنفی و مدنی محروم مانده، ناگزیر اعتراض را نه از مسیر نهاد بلکه از مسیر حضور مستقیم و بدن و خیابان پیش می‌برد. خشم بی‌رهبر در این معنا نه یک انتخاب بلکه شکل واقعاً موجود سیاست در جامعۀ تشکل‌زدایی‌شدۀ ایران است. بی‌رهبربودن در این‌جا به‌ معنای فقدان هر گونه عقلانیت جمعی یا هماهنگی یا افق مشترک نیست. خشم بی‌رهبر لزوماً نه به‌تمامی بی‌سازمان است و نه به‌کلی بی‌افق بلکه بیش از هر چیز فاقد نهادهای پایدار و تثبیت‌پذیر است. در چنین وضعیتی، اشکال غیررسمی و شبکه‌ای و موقعیتیِ رهبری پدید می‌آیند اما مجال انباشت و تداوم نمی‌یابند. خشمِ بی‌رهبر هم مزیت‌های مهم دارد و هم نقصان‌های جدی.

اولین مزیت خشم بی‌رهبر عبارت است از مهارناپذیری نسبی‌اش. خشمِ بی‌رهبر را نمی‌توان با حذف چند چهره یا انحلال یک تشکل یا قطع یک زنجیرۀ فرماندهی خاموش کرد. این خشم نه مرکز واحد بلکه کانون‌های متعدد دارد، سیال است، تکثیر می‌یابد و از طریق سرایت عاطفی و تجربۀ زیسته بازتولید می‌شود. همین ویژگی است که هزینۀ پیش‌بینی و کنترل را برای قدرت سیاسی به‌شدت افزایش می‌دهد و الگوهای کلاسیک مهار را ناکارآمد می‌کند. خشم بی‌رهبر همچنین آستانۀ ورود به کنش سیاسی را پایین می‌آورد: مشارکت دیگر منوط به عبور از فیلترهای عضویت یا ایدئولوژی یا انضباط تشکیلاتی نیست.

بااین‌حال، همین مهارناپذیری اگر با سازوکارهای درونیِ بازاندیشی و تنظیم جمعی همراه نشود می‌تواند سویه‌ای تاریک نیز بیابد: آسیب‌پذیری در برابر خشونت افسارگسیخته یا مصادره‌های فرصت‌طلبانه یا فرسایش مشروعیت اخلاقی. خشم بی‌رهبر اگر نتواند خود را نقد کند، چه‌بسا ناخواسته منطق طرد و تخریب را بازتولید کند.

مزیت دیگر خشم بی‌رهبر عبارت است از صداقت عاطفی و مشروعیت زیستی‌اش. این خشم نه محصول بسیج مصنوعی بلکه واکنشی مستقیم به تجربۀ انباشتۀ بن‌بست و تحقیر و بی‌افقی است. ازاین‌رو می‌تواند همدلی اجتماعی گسترده پدید بیاورد و مرزهای کلاسیک سیاست‌ورزی را جابه‌جا کند. اما درست در همین‌جاست که نقصان ساختاری‌اش نیز رخ می‌نماید. خشم بی‌رهبر فاقد حافظۀ سازمانی است. هر موج اعتراض ناچار است بسیاری از تجربه‌ها را از نو بیازماید. دست‌آوردها به‌سختی انباشته می‌شوند و امکان تبدیل لحظه‌های اعتراضی به مسیرهای پایدارِ تغییر چندان زیاد نیست. حافظۀ جمعی، در غیاب نهادهای پایدار، به‌سرعت فرسوده یا پراکنده می‌شود. 

نقصان دیگر خشم بی‌رهبر عبارت است از تمرکز هزینه‌ها بر بدن‌های معترض. در غیاب شبکه‌های پایدار سازمان‌یابی و سازمان‌دهی، بار اعتراض بیش از هر چیز بر حضور جسمانی افراد سنگینی می‌کند، امری که هم قدرت انفجاری می‌آفریند و هم هزینه‌های انسانی و روانی و اجتماعی را به‌طور نامتوازن توزیع می‌کند. خشم بی‌رهبر می‌تواند جامعه را به حرکت درآورد اما، در غیاب سازوکارهای حفظ نیرو، چه‌بسا به‌سرعت دچار فرسایش شود. 

ازاین‌‌رو خشم بی‌رهبر گرچه ضرورتاً به بن‌بست نمی‌انجامد اما وضعیتی ناپایدار و پرتنش است، وضعیتی که یا به بازتولید چرخه‌های فرسایشی می‌انجامد یا به‌تدریج به سطحی دیگر از کنش جمعی گذار می‌کند، بسته به این که امکان انباشت تدریجی تجربه و شکل‌گیری حافظۀ مشترک و ایجاد پیوندهای حداقلی اما پایدار میان کنشگران تا چه حد باشد. اگر خشم بتواند از صِرفِ فوران لحظه‌ای به ظرفیت انباشته تبدیل شود، آن‌گاه همان چیزی که امروز نشانۀ تشکل‌زدایی است چه‌بسا به مادۀ خام بازسازی امر جمعی بدل شود. در غیر این صورت، خشم همچنان بی‌رهبر و بی‌سازمان خواهد ماند، پرقدرت در انفجار اما ناتوان از گسستن چرخۀ تکرار و محکوم به بازگشتن به نقطۀ آغاز.

برگرقته :«تلگرام نویسنده»

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2026 ©