فریاد
«نه به اعدام» در
قتلگاه
قزلحصار
در اعتراض به
گسترش اجرای
احکام اعدام
زندانیان در
سرزمین چوبه
های دار، صدها
تن از
زندانیان
واحد دو
قتلگاه
قزلحصار از
روز دوشنبه ۲۲
تیرماه از دریافت
جیره غذایی
زندان
خودداری کرده
و در سالن بند
تحصن کرده اند.
آنان در دفاع
از حق حیات با
در دست داشتن
دستنوشتههایی
با شعار «نه به اعدام» و سر دادن
این شعار
خواستار توقف
اجرای احکام اعدام
شده اند. در
ویدئوئی که از
اعتصاب و تحصن
این زندانیان در
فضای مجازی
منتشر شده، آنها
از فعالان
حقوق بشر و
کنشگران مدنی
خواسته اند که
صدای آنان را
به گوش افکار
عمومی
برسانند و
تأکید کرده
اند:«اعتصاب
آخرین راه
کسانی است که
دیگر راهی برای
رساندن فریاد
خود ندارند». در
تصویری دیگر
از تحصن و
اعتصاب این
زندانیان
اعتصابی
پلاکاردی با
شعار «حق جوانان
ایران زندان و
اعدام نیست» منتشر شده
است. این
زندانیان تأکید کردهاند
تا تحقق
خواستههایشان
به اعتراض
ادامه خواهند
داد.
در حمایت از
این زندانیان
اعتصابی روز
شنبه ۲۷
تیرماه شماری
از اعضای
خانوادههای
زندانیان
محکوم به
اعدام نیز در
مقابل زندان
قزلحصار تجمع
کردند و با سر
دادن شعار «نه
به اعدام» خواستار
توقف اجرای
احکام اعدام و
نجات جان
زندانیان
شدند. این
اقدام
شجاعانه
زندانیان در
دفاع از حق حیات
و آری به
زندگی و نه به
اعدام و تجمع
خانوادههای
زندانیان می
بایست به هر
نحو ممکن مورد
حمایت قرار
گیرد. لغو حکم
شنیع اعدام می
بایست به یک
خواست عمومی و
همگانی در
جامعه تبدیل
شود.
در حالی که
حکومت اسلامی
حتی در میانه
ی جنگ تجاوزکارانه
آمریکا و
باران بمب و
موشک و ویرانی
نیز ماشین
کشتارش بیوقفه
با شقاوت و بی
رحمی تمام
جوانان را سر
به دار می
کند، در
مقابله با این
قتل های عمد
حکومتی به نام
اجرای عدالت،
کارزار
شکوهمند « سه
شنبه های نه
به اعدام» یکصد
و بیست و نه
هفته در ۵۸
زندان مختلف
ایران تداوم
یافته است. یک
مقاومت مدنی
سازمان یافته
پرشکوه از دل
زندان های
نظام که
نیازمند
بیشترین و
گستردهترین
حمایت هاست.
واقعیت این
است که سیاست
حکومت اسلامی
در تشدید موج
اعدام ها
ارعاب جامعه
کارد به
استخوان
رسیده است که
تجربه سه جنگ
تجاوزکارانه
ویرانگر نیز
بر سختی شرایط
و دشواری مصایب
آن افزوده است.
در ادامه این
کشتار و سرکوبها
شاهد احکام
سنگین و اعدام
برای
زندانیان، بهویژه
بازداشتیهای
قیام دی ۱۴۰۴،
هستیم. علاوه بر دهها
نفری که در
ارتباط با خیزش
دیماه اعدام
شدهاند، بیش
از ۱۰۰
زندانی سیاسی
دیگر که اسامی
آنها منتشر
شده، در حالا
حاضر زیر حکم
اعدام هستند. حکومت
سیاه ولائی در
برخورد با
معضلات و آسیب
های اجتماعی
نیز همواره
سیاستش پاک
کردن صورت
مسأله و
برخورد با
معلول بوده
است. در حکومت
اسلامی با
بالاترین
آمار اعدام به
اتهام مواد
مخدر کیست که
نداند
قاچاقچی
واقعی کیست. قربانی
کردن
قربانیان
آسیب های
اجتماعی با طناب
دار و داغدار
کردن خانوادهها
درواقع
جنایت است نه
اجرای عدالت. ابعاد
جنایت نظام
ولائی آنچنان
گسترده است که
حتی «روزنامه
اطلاعات» را
وادار به
درخواست از
قاضی القضات
جنایتکار
نظام، محسنی
اژه ای، کرده
است. روزنامه
اطلاعات نوشت:
« قوه قضا،
خاصه ریاست
محترم که نماد
عقل و عدل مملکت
است باید با
توجه به شرایط
دشوار کنونی،
چهرهای
مطلوب و سرشار
از رأفت و
رحمت و بخشش و
دادگستری به
مردم ایران
ارائه نماید. وقت
برای تعزیر و
اعدام خاطیان
بسیار است اما
زمانی که
تبلیغات
رسانههای
صهیونیستی،
مردم را علیه
حکومت تحریک
میکند و چهرهای
دروغین از
نظام به جهان
ارائه میدهد،
نمیتوان
اخبار تند و
افزایش آمار
اعدام را
نشانهای
مثبت و دلیل
قدرت قلمداد
کرد.» اینکه از
هیولای
آدمخواری چون
محسنی اژه ای
تقاضای «رافت
و رحمت و بخشش» کرد،در
واقع حکایت
پوستین دوزی
گرگ است.
در پایان
این نکته را
بار دیگر
خاطرنشان میشوم
که مخالفت با
حکم شنیع
اعدام دفاع از
قاتل و متجاوز
و قاچاقچی
نیست، بلکه
مخالفت با این
است که هیچ
حکومتی حق گرفتن
جان انسانها
به نام قانون
را ندارد. جنایتی
که حکومت
اسلامی در
پوشش اجرای
عدالت هر روزه
انجام میدهد. در
قبال این
جنایات نباید
سکوت کنیم. چنانکه
زندانیان در
پشت دیوارهای
بلند زندان
های نظام
خونریز ولائی
سکوت نکردند و
فریاد اعتراضشان
را بلند کرده
اند. وظیفه هر
انسان
آزادیخواه و
هر نهاد و
سازمان و
نیروی مترقی
است که در
دفاع از این
زندانیان اعتصابی
و حمایت از
کارزار «سه
شنبه های نه
به اعدام» به
هر نحو ممکن
اقدام کند. اعدام
هرگز و برای
هیچکس!
یاشار
جاوید
دوشنبه ۲۹
تير ۱۴۰۵ / ۲۰
جولای ۲۰۲۶