Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
يكشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۵ برابر با  ۲۶ جولای ۲۰۲۶
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :يكشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۵  برابر با ۲۶ جولای ۲۰۲۶

 

مبارزه با چپ؛

فرش قرمزی زیر پای فاشیسم

نوید مومن زاده

 

دست‌های آلودهٔ سلطنت‌طلبان، سال‌هاست که برای بریدن ریشه‌های چپ، مدام کاردهای خود را تیز می‌کنند. این صرفاً یک اختلاف سیاسی یا فکری نیست؛ پروژه‌ای است آگاهانه برای تخریب حافظهٔ تاریخی مردم ایران. آنان به‌خوبی می‌دانند که بدون تحریف گذشته، بازگشت به استبداد ممکن نیست. از همین رو، یکی از اصلی‌ترین هدف‌هایشان، بی‌اعتبار کردن اندیشهٔ چپ و همهٔ کسانی است که برای آزادی، برابری و عدالت اجتماعی مبارزه کرده‌اند.

سلطنت‌طلبان، چه در قالب تشکل‌های سیاسی و چه به‌صورت فردی، با تکیه بر شبکه‌ای از رسانه‌های پرنفوذ و همسو، چپ را بزرگ‌ترین مانع رؤیای بازگشت سلطنت مطلقهٔ پادشاهی می‌دانند. اغراق نیست اگر گفته شود که اگر گاه ناچار شوند سطری در نقد حکومت سلطنت مطلقهٔ فقیه بنویسند، در کنار آن ده‌ها و بلکه صدها سطر علیه چپ می‌نویسند. سند جعل می‌کنند، روایت می‌سازند، دروغ را با حقیقت درمی‌آمیزند و تاریخ را وارونه روایت می‌کنند تا چهرهٔ نیروهایی را که بخش مهمی از مبارزات آزادی‌خواهانهٔ مردم ایران را رقم زده‌اند، مخدوش سازند.

آنان در گوشه‌وکنار تاریخ معاصر ایران جست‌وجو می‌کنند؛ نه برای شناخت حقیقت، بلکه برای یافتن هر خطا، هر اشتباه یا هر حادثه‌ای که بتوان آن را بزرگ کرد و به کل تاریخ چپ تعمیم داد. اگر حقیقتی برخلاف خواست آنان باشد، آن را تحریف می‌کنند؛ اگر سندی وجود نداشته باشد، سند می‌سازند؛ و اگر هیچ‌کدام ممکن نباشد، دروغ را چنان تکرار می‌کنند که جای حقیقت را بگیرد.

اما این پروژه تنها به رسانه‌های سلطنت‌طلب خارج از کشور محدود نیست. حکومت سلطنت مطلقهٔ فقیه نیز در سال‌های اخیر، هم‌زمان با از دست دادن اعتبار رسانه‌های رسمی خود، به راه‌اندازی رسانه‌ها و استودیوهایی روی آورده که ظاهری مستقل دارند، اما از اتاق‌های فکر امنیتی تغذیه می‌شوند. حکومت دریافته است که صداوسیما و رسانه‌های رسمی دیگر حتی برای بخش بزرگی از نیروهای خود نیز اعتبار گذشته را ندارند. از همین رو، افرادی با ظاهر روشنفکری، با کت‌وشلوار، ادبیاتی متفاوت و زبانی غیرحکومتی روبه‌روی دوربین می‌نشینند تا همان مأموریت قدیمی را با چهره‌ای تازه انجام دهند؛ یعنی تخریب نیروهای مترقی، دموکرات و به‌ویژه چپ.

تاریخی که با خون هزاران زن و مرد آزادی‌خواه نوشته شده است، تاریخی که با زندان، شکنجه، تبعید و جان‌باختن بهترین فرزندان این سرزمین شکل گرفته، امروز هدف یک جنگ تمام‌عیار تبلیغاتی قرار گرفته است. هدف این جنگ آن است که آن همه فداکاری و آرمان‌خواهی را به «هیچ» تبدیل کند و پیوند چپ با آزادی، عدالت اجتماعی و مردم‌دوستی را از حافظهٔ جامعه بزداید.

نمونه‌های این کارزار کم نیست. در داخل ایران، افرادی مانند عباس سوری می‌کوشند همهٔ مصائب تاریخ معاصر را به گردن چپ بیندازند. او غلامحسین ساعدی را نویسنده‌ای معرفی می‌کند که گویا فقط «بدبختی» را می‌دیده و «دوران طلایی پهلوی» را ندیده است. سپس با لحنی تحقیرآمیز می‌پرسد: «اگر شما و ساعدی این‌قدر از بدبختی می‌نوشتید، چرا به فرانسه رفتید و نماندید تا آش را بخورید؟»

این تنها نقد یک نویسنده نیست؛ تلاشی است برای تحقیر همهٔ روشنفکرانی که حاضر نشدند در برابر استبداد سکوت کنند.

تناقض تلخ آنجاست که حکومت، در مسیر تخریب چپ، گاه ناخواسته به تطهیر بخشی از کارنامهٔ سلطنت نیز کمک می‌کند. این تناقض از ماهیت استبدادی هر دو نظام سرچشمه می‌گیرد؛ زیرا هر دو، از حافظهٔ تاریخی مردم هراس دارند. حکومتی که امروز برای حذف چپ می‌کوشد، نمی‌بیند که هم‌زمان، به بازسازی چهرهٔ سلطنت نیز یاری می‌رساند؛ درست مانند گرگی که برای رهایی از تله، پای خود را می‌جود.

در سوی دیگر، رسانه‌های سلطنت‌طلب نیز همان پروژه را با زبانی دیگر ادامه می‌دهند. رضا تقی‌زاده، که سال‌ها از مدافعان سلطنت و ساواک بوده است، در برنامه‌ای با عنوانی سراسر توهین‌آمیز دربارهٔ احمد شاملو، می‌کوشد یکی از بزرگ‌ترین شاعران معاصر ایران را نه از منظر شعر و اندیشه، بلکه با تخریب شخصیت، تحقیر، نسبت دادن فساد اخلاقی، بی‌سوادی و وابستگی مالی از چشم مردم بیندازد.

هدف، فقط احمد شاملو نیست. فردا نوبت غلامحسین ساعدی است، پس‌فردا رضا براهنی، و روزی دیگر هر نویسنده، شاعر، هنرمند یا اندیشمندی که حاضر نشده است در برابر استبداد زانو بزند. وقتی استدلال جای خود را به ترور شخصیت می‌دهد، دیگر با نقد روبه‌رو نیستیم؛ با حذف فرهنگی روبه‌رو هستیم.

نمونهٔ تلخ دیگر، مازیار جزنی است؛ کسی که خود را حقوق‌دان معرفی می‌کند، اما با حضور در کنار رضا پهلوی، روایتی را تکرار می‌کند که سال‌ها دستگاه تبلیغاتی حکومت پهلوی برای پوشاندن یک جنایت ساخته بود. بیژن جزنی و هشت زندانی سیاسی دیگر، پس از سال‌ها زندان، در تپه‌های اوین به شکلی فجیع به قتل رسیدند؛ اما هنوز همان دروغ قدیمی تکرار می‌شود که «هنگام فرار کشته شدند».

هنگامی که حتی فرزند یک قربانی نیز این روایت را بازگو می‌کند، تنها یک دروغ تاریخی تکرار نمی‌شود؛ بلکه حق دادخواهی قربانی نیز بار دیگر پایمال می‌شود.

سلطنت‌طلبان از گذشته درس نگرفته‌اند. آنان همچنان می‌پندارند که می‌توان با تحریف تاریخ، آینده را ساخت. اما جامعه‌ای که حافظهٔ تاریخی خود را از دست بدهد، دیر یا زود دوباره به دام استبداد خواهد افتاد.

رفتار بخشی از جریان سلطنت‌طلب در جریان تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، نمونهٔ دیگری از همین نگرش بود. بسیاری از آنان نه‌تنها این تجاوز را محکوم نکردند، بلکه از آن استقبال کردند و کوشیدند پیامدهای انسانی آن را کم‌رنگ یا انکار کنند. فاجعهٔ مدرسهٔ میناب، که جان کودکان بی‌گناه را گرفت، به‌جای آنکه همه را به همدردی و مطالبهٔ حقیقت فراخواند، به میدان جنگ روایت‌ها تبدیل شد؛ تلاشی برای آنکه مسئولیت این جنایت از دوش عاملان آن برداشته شود و به گردن دیگری انداخته شود.

هیچ آرمان سیاسی، هیچ رقابت قدرت و هیچ دشمنی با یک حکومت، نمی‌تواند توجیه‌کنندهٔ سکوت در برابر کشته شدن کودکان باشد. اگر اخلاق قربانی سیاست شود، دیگر چیزی از انسانیت باقی نمی‌ماند.

مبارزه با چپ، صرفاً دشمنی با یک جریان سیاسی نیست؛ مبارزه با حافظهٔ تاریخی مردم ایران است. هر نیرویی که بخواهد آزادی، عدالت اجتماعی، استقلال و کرامت انسانی را از ذهن یک ملت پاک کند، ناگزیر باید تاریخ مبارزات آن ملت را نیز تحریف کند.

از همین رو، تخریب چپ، تنها تخریب یک اندیشه نیست؛ فرش قرمزی است که برای بازگشت سلطنت مطلقهٔ پادشاهی یا استمرار سلطنت مطلقهٔ فقیه پهن می‌شود.

حقیقت را می‌توان برای مدتی زیر انبوهی از تبلیغات، دروغ و تحریف پنهان کرد؛ اما نمی‌توان آن را برای همیشه از میان برد. تاریخ، دیر یا زود، پرده را کنار خواهد زد و نشان خواهد داد که آزادی و عدالت، نه با تحریف گذشته، بلکه با شناخت صادقانهٔ آن و نقد بی‌امان هر دو گونهٔ استبداد، امکان تحقق می‌یابد.

تاریخ، سرانجام، نه به سود جاعلان، بلکه به سود حقیقت داوری خواهد کرد.

🌹🌍🌹

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2026 ©