آخرین
انفجار، پایان
جنگ نیست؛
میراث
محیط زیستی حملات
آمریکا و
اسرائیل به ایران
روزبه
اسکندری،
پژوهشگر محیط
زیست
جنگ
تنها با شمار
کشتهها و ویرانی
ساختمانها
سنجیده نمیشود؛
بخشی از خسارتهای
آن سالها
بعد، در آلودگی
آب و خاک، تخریب
زیستبومها
و تهدید سلامت
عمومی آشکار میشود.
حمله به زیرساختهای
نفتی، صنعتی و
آبی میتواند
بحرانهای زیستمحیطی
موجود ایران
را عمیقتر
کند و امنیت
غذایی و آبی
را به خطر
اندازد. تجربه
عراق، سوریه و
لبنان نیز
نشان میدهد
که پیامدهای
محیط زیستی
جنگ، بسیار
فراتر از پایان
درگیریهای
نظامی ادامه مییابد.
بازسازی واقعی
تنها با احیای
آب، خاک، هوا
و زیستبومهای
آسیبدیده
ممکن خواهد
بود.
جنگها
با شمار کشتهشدگان،
حجم ویرانیها
و خسارتهای
اقتصادی سنجیده
میشوند. با
توقف حملات نیز
نگاهها به
بازسازی
ساختمانها،
نیروگاهها،
جادهها و
مراکز صنعتی
معطوف میشود.
بااینحال،
بخش بزرگی از
خسارت جنگ در
سالهای بعد
آشکار خواهد
شد: در خاک و آب
آلوده، بیماریهای
تنفسی، کاهش
تولید
محصولات
کشاورزی، آسیب
به زیستبومهای
دریایی و
مهاجرت از
مناطقی که زیستن
در آنها
دشوار شده
است.
این
خطر برای ایران
اهمیت ویژهای
دارد. جنگ اخیر
بر سرزمینی
تحمیل شد که پیشتر
با بحران آب،
فرونشست زمین،
فرسایش خاک، بیابانزایی،
خشکشدن
تالابها،
آلودگی هوا و
فرسودگی زیرساختها
روبهرو بود.
حملات نظامی،
بحران تازهای
را به این
مجموعه
افزوده و توان
نهادی و
ساختاری کشور
برای ترمیم
خسارتها را
کاهش داده
است.
صنایع
نفت و پتروشیمی؛
کانون آلودگیهای
پایدار
تمرکز
بخش بزرگی از
صنایع نفت،
گاز و پتروشیمی
ایران در
مناطق جنوبی،
خطرات محیط زیستی
جنگ را افزایش
میدهد. حمله
به پالایشگاهها،
مخازن سوخت،
مجتمعهای
پتروشیمی،
خطوط انتقال و
تأسیسات بندری
میتواند حجم
زیادی از مواد
نفتی و شیمیایی
را وارد هوا،
خاک و منابع آب
کند.
دود
ناشی از سوختن
نفت و مواد شیمیایی،
حاوی ذرات
معلق و ترکیبات
سمی است. این
مواد میتوانند
بر زمینهای
کشاورزی بنشینند،
با بارندگی
وارد آبهای
سطحی و زیرزمینی
شوند و از طریق
محصولات غذایی
به بدن انسان
راه پیدا
کنند. خسارت یک
حمله ممکن است
در چند دقیقه
ایجاد شود،
اما آلودگی
ناشی از آن
سالها باقی
بماند.
در
مناطقی مانند
ماهشهر، عسلویه،
بندرعباس،
خارک و لاوان،
صنایع سنگین
در مجاورت
شهرها،
روستاها،
تالابها و
اکوسیستمهای
ساحلی قرار
گرفتهاند. هر
حادثه نظامی
در این مناطق
میتواند همزمان
سلامت عمومی،
معیشت مردم،
منابع طبیعی و
امنیت غذایی
را تحت تاثیر
قرار دهد.
خلیج
فارس، بیدفاع
در برابر
آلودگی جنگی
خلیج
فارس پهنهای
کمعمق، گرم و
نیمهبسته
است و تبادل
محدود آب آن
با اقیانوس
باعث میشود
آلایندهها
مدت بیشتری در
این پهنه آبی
باقی بمانند.
نشت نفت، غرقشدن
نفتکشها یا
آسیب به تاسیسات
ساحلی میتواند
زیستگاه
مرجانها،
لاکپشتهای
دریایی،
پرندگان، ماهیها
و دیگر آبزیان
را تخریب کند.
ماندگاری
آلودگی نفتی
پس از ناپدید
شدن لکههای
سطحی نیز
ادامه دارد.
ترکیبات سمی
در رسوبات
ساحلی باقی میمانند،
وارد بدن آبزیان
میشوند و در
زنجیره غذایی
تجمع پیدا میکنند.
کاهش ذخایر
آبزی، آلودگی
محصولات دریایی
و آسیب به
مناطق صیادی،
مستقیماً
زندگی جوامع
ساحلی را تهدید
میکند.
این
بحران با
مساله آب ایران
نیز ارتباط
دارد. بخشی از
برنامههای
تامین آب
مناطق مرکزی و
جنوبی کشور بر
شیرینسازی
آب دریا
استوار شده
است. افزایش
آلودگی نفتی و
شیمیایی میتواند
هزینه نمکزدایی
و تصفیه را
بالا ببرد،
فعالیت آبشیرینکنها
را مختل کند و
امنیت آبی
شهرهای ساحلی
را کاهش دهد.
آب
و برق؛ زیرساختهایی
بههم پیوسته
بحران
آب ایران پیش
از جنگ نیز به
مرحلهای
خطرناک
ورشکستگی آبی
رسیده بود. بسیاری
از شهرها و
دشتهای کشور
با افت آب زیرزمینی،
فرونشست و
کاهش منابع
تجدیدپذیر
روبهرو
هستند. آسیب
به نیروگاهها،
خطوط انتقال
برق، تصفیهخانهها
و ایستگاههای
پمپاژ میتواند
این شرایط را
تشدید کند.
شبکه
آب شهری برای
استخراج، تصفیه
و انتقال آب
به برق وابسته
است. خاموشی
طولانی پمپاژ
آب را مختل میکند،
فشار شبکه را
کاهش میدهد و
خطر ورود آلایندهها
به لولهها را
افزایش میدهد.
اختلال در تأمین
آب همچنین بیمارستانها،
صنایع،
کشاورزی و
خدمات شهری را
تحت فشار قرار
میدهد.
در
مناطق خشک و
کمآب، ترکیب
جنگ، آلودگی،
بیکاری و کاهش
خدمات عمومی میتواند
موج تازهای
از مهاجرت
داخلی ایجاد
کند. در چنین
شرایطی، حتی
پس از بازسازی
خانهها،
امکان بازگشت
به زندگی عادی
وجود نخواهد
داشت.
آوار
جنگ و خطرهای
پنهان
بمباران
مناطق شهری و
صنعتی میلیونها
تن آوار بر جای
میگذارد؛
آواری که ممکن
است حاوی
آزبست، سرب، جیوه،
فرآوردههای
نفتی، فلزات
سنگین، بقایای
مواد شیمیایی
و دیگر
پسماندهای
خطرناک باشد.
در بسیاری از
تاسیسات صنعتی،
انبارها و
کارخانهها نیز
مواد اولیه،
سوختها و ترکیبات
شیمیایی در
اثر انفجار با
مصالح
ساختمانی
مخلوط میشوند
و ماهیت آوار
را بهمراتب
خطرناکتر میکنند.
جابهجایی،
انباشت یا دفن
غیراصولی این
پسماندها میتواند
آلودگی را به
زمینهای
کشاورزی،
منابع آب،
رودخانهها و
مناطق مسکونی
گسترش دهد.
بخشی
از این آلایندهها
بهصورت
گردوغبار در
هوا پراکنده میشوند
و بخشی دیگر
همراه بارندگی
به خاک و آبهای
زیرزمینی
نفوذ میکنند.
از آنجا، این
مواد میتوانند
وارد محصولات
کشاورزی،
دام، آب آشامیدنی
و در نهایت
زنجیره غذایی
انسان شوند.
تجربه جنگهای
گذشته نشان داده
است که آلودگی
ناشی از آوار،
برخلاف خود
انفجار، ممکن
است سالها در
محیط باقی
بماند و
پاکسازی آن نیازمند
برنامهریزی،
پایش و مدیریت
تخصصی باشد.
کارگران
پاکسازی، نیروهای
امدادی،
ساکنان محلی و
بهویژه
کودکان بیش از
دیگران در
معرض این خطر
قرار دارند، زیرا
تماس مستقیم
با گردوغبار
آلوده یا حضور
طولانیمدت
در مناطق آسیبدیده،
احتمال
مواجهه با این
مواد را افزایش
میدهد.
درسهایی
از عراق، سوریه
و لبنان
تجربه
جنگ عراق نشان
داد که آلودگی
مراکز نفتی،
صنعتی و نظامی
میتواند دههها
پس از پایان
عملیات نظامی
باقی بماند.
ضعف نهادهای
دولتی، کمبود
منابع مالی و
نبود پایش
مستقل،
پاکسازی بسیاری
از مناطق
آلوده را به
تعویق انداخت
و جوامع محلی
را برای سالها
در معرض مواد
خطرناک قرار
داد.
در
سوریه، جنگ
شبکههای آب و
فاضلاب، مدیریت
پسماند و ظرفیت
نظارت محیط زیستی
را فرسوده
کرد. استخراج
و پالایش
ابتدایی نفت،
سوزاندن سوخت
و رهاشدن
آوارهای
آلوده، بحران
آب و خاک را
تشدید کرد و
امنیت غذایی
را کاهش داد.
جنگ
سال ۲۰۰۶
لبنان نیز
نشان داد که یک
درگیری نظامی-هرچند
کوتاه مدت- میتواند
پیامدهایی
بلندمدت ایجاد
کند. حمله به نیروگاه
جیه باعث ورود
هزاران تن نفت
به دریای مدیترانه
شد و پاکسازی
سواحل تا سالها
پس از آن
ادامه یافت.
این
تجربهها برای
ایران
هشداردهندهاند.
ایران از شبکه
صنعتی گستردهتر،
جمعیت بیشتر و
بحرانهای محیط
زیستی عمیقتری
برخوردار است.
در صورت تأخیر
در ارزیابی و
پاکسازی،
آثار جنگ میتواند
به بخشی پایدار
از بحران سرزمینی
کشور تبدیل
شود.
قربانیانی
که در آمار
جنگ ثبت نمیشوند
هنوز
نمیتوان
شمار قربانیان
آتی آلودگیهای
ناشی از جنگ
را محاسبه
کرد. برای این
کار به
اطلاعات دقیق
درباره محل
حملات، نوع
مواد
آزادشده، میزان
آلودگی خاک و
آب و سطح
مواجهه مردم نیاز
است.
بااینحال،
تجربه جنگهای
مشابه در
منطقه نشان میدهد
که بخشی از
مرگومیرها و
بیماریها
سالها بعد
ظاهر میشوند.
سرطانها، بیماریهای
تنفسی، آلودگی
آب آشامیدنی،
ناامنی غذایی،
سوتغذیه و
کاهش دسترسی
به خدمات
درمانی میتوانند
شمار قربانیان
غیرمستقیم را
افزایش دهند.
این
افراد
معمولاً در
آمار رسمی جنگ
دیده نمیشوند.
مرگ آنها تدریجی
و پراکنده است
و ارتباط بیماریشان
با یک حمله یا
آلودگی مشخص،
بهسادگی
اثبات نمیشود.
بازسازی
محیط زیست؛
ضرورتی
اجتنابناپذیر
ایران
به برنامهای
شفاف، علمی و
مستقل برای
ارزیابی
خسارتهای محیط
زیستی نیاز
دارد. ثبت
مناطق آلوده،
نمونهبرداری
از خاک و آب،
پایش سلامت
ساکنان مناطق
صنعتی و ساحلی
و بررسی آلودگی
محصولات
کشاورزی و دریایی
باید همزمان
با آغاز بازسازی
انجام شود.
مدیریت
اصولی آوار،
مهار نشتهای
نفتی، حفاظت
از منابع آب و
انتشار عمومی
نتایج ارزیابیها
نیز باید بخشی
جداییناپذیر
از این برنامه
باشد. مشارکت
دانشگاهها،
متخصصان
مستقل،
سازمانهای
مردمنهاد و
نهادهای بینالمللی
میتواند
اعتبار و
اثربخشی این
فرآیند را
افزایش دهد.
بازسازی
جادهها،
ساختمانها و
کارخانهها
بدون احیای
آب، خاک و زیستبومها
به معنای
بازگشت به شرایط
عادی نیست.
جنگ زمانی پایان
مییابد که
امکان زندگی
سالم دوباره
به مناطق آسیبدیده
بازگردد.
آخرین
انفجار شاید
پایان تهاجم
نظامی باشد،
اما پایان
واقعی جنگ برای
مردم و محیط زیست
ایران تنها
زمانی فرا میرسد
که آب سالم،
خاک حاصلخیز،
هوای پاک و
امنیت زیستی
دوباره احیا
شده باشد.
برگرفته
از:«وبسایت
زمانه»
https://www.radiozamaneh.com/895706
مشخصات
تصویر
ابرهای
دود تیره،
خودروهای
منهدم شده در نزدیکی
آتشسوزی
مداوم پس از
حمله هوایی
شبانه به پالایشگاه
نفت شهران در
شمال غربی
تهران در ۸
مارس ۲۰۲۶
را در بر
گرفتهاند.
عکس: AFP