Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
سه-شنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۵ برابر با  ۱۱ اگوست ۲۰۲۶
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :سه-شنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۵  برابر با ۱۱ اگوست ۲۰۲۶

 

جنگ تجاوزکارانه امپریالستی،

فروپاشی اقتصاد، بازتولید استبداد ولی فقیه(فاشیسم)

جمشید مهر

جنگ تجاوز کارانه ای که امپریالیسم امریکا و دولت فاشیستی اسرائیل علیه ایران آغاز کردند، هم چنان ادامه دارد.

اگر چه نوسانات گفتمانی و تناقضات رفتاری ترامپ پدیده تازه ای نیست. اما در روز های اخیر ترامپ اعلام کرد، به درخواست ایران و شماری از کشورها خاور میانه «حمله به ایران را به شرط دستیابی سریع به توافق ،لغو کردم ».

در همین حال واشنگتن سفارتخانه های خود را در کشور های مصر، کویت ، امارات ،عربستان سعودی ،عمان، قطر برای ترک منطقه در صورت وخامت اوضاع آماده می سازد.

همزمان فرمانده سنتکام از یک «کمپین بمباران دو هفته ای ایران در مقیاس بزرگ »خبر می دهد.

جمهوری اسلامی به کشورهای حاشیه خلیج فارس هشدار داده است که هرگونه حمله جدید آمریکا به خاک این کشور، با پاسخ متقابل علیه زیرساخت های حیاتی انرژی در سراسر منطقه روبه رو خواهد شد.

از این رو تحولات اخیر درخاورمیانه نشان می دهد منطقه وارد مرحله ای تازه ای از تنش ها و درگیری ها ی پیچیده تر شده است.

گسترش دامنه جنگ و چنین وضعیتی می تواند این گونه تصور شود که کانون تحولات از جنگ امریکا و اسرائیل علیه ایران تبدیل به جنگ میان ایران و کشور های منطقه شده است.

توافق نامه مکه نمونه ای ازاین نوع نگرانی در این حوزه را بیان می کند. بر اساس «توافق نامه دفاع مشترک مکه»میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان ، هر گونه حملهٔ مسلحانه به هر یک از کشورها، حمله به هر سه کشور محسوب می شود.

اما در حالی که تحرکات نظامی و تنش ها اندکی کاهش یافته است ، نشانه هایی از قوت گرفتن دیپلماسی و اقدامات میانجی ها برای پرهیز از درگیری های نظامی افزایش یافته است .

گفته می شود بیانیه مشترک ایران - عمان درباره تنگه هرمز در حال نهایی شدن است.

به عبارتی ،پیش نویس توافق درباره تنگه هرمز را نهایی کرده اند؛ اقدامی که می تواند یک نقطه عطف احتمالی در بن بست مربوط به این آبراه حیاتی ،نفتی و کشتیرانی باشد.

گفته می شود ، که مذاکرات ایران و عمان به تفاهمی انجامیده به این معنا که ، حقوق بین الملل را در تنظیم تردد دریایی در تنگه هرمز مد نظر قرار گرفته است، و تهران خواست عمان مبنی بر عدم مغایرت توافق با قواعد بین المللی را پذیرفته است.

اما مهمتر این که ،به نظر می رسدهیچ یک از بازیگران اصلی ظاهرا خواهان جنگی تمام عیار نیستند.

برخی از مقامات آمریکایی می گویند: «به محض توافق بر سر تنگه هرمز محاصره را لغو می کنیم.»

کاظم غریب آبادی معاون امور حقوقی و بین المللی وزارت امور خارجه گفت که پیام هایی از آمریکا دریافت کرده ایم ،مبنی بر آمادگی برای بازگشت به تعهدات. «پیام های دریافتی حاکی از آن است که آمریکا آمادگی کامل برای بازگشت به تعهدات خود را دارد.»

همچنین پاکستان در تدارک ارسال دعوت نامه هایی برای قالیباف و عراقچی به منظور بررسی ازسرگیری مذاکرات است.

***

این جنگ علاوه بر ویرانگری های گسترده ای که در همه حوزه ها داشته ،درد و رنجی جانکاه ،عمیق و فراموش نشدنی بر جسم جان مردم بر جای گذاشته است. کودکان میناب نمادی از این درد و رنج همیشگی خواهد بود.

در چنین شرایطی، بررسی پیامدهای همزمانی بحران های مختلف و ترکیب آن با پیامد های جنگ، تحریم های امپریالیستی، بر ضرورت های تشخیص و تعیین وظایف و راهبردهای پیشروی جنبش مردم ایران برای تحقق آزادی ،دموکراسی و به زیر کشیدن این حکومت فاشیستی پرتو خواهد افکند.

 

از این رو تمرکز نوشته بر محور های زیر است:

یکم : پیامد های تجاوز و جنگ طلبی امریکا و اسرائیل بر رویاروئی جنبش انقلابی مردم ایران با جمهوری اسلامی.

دوم : بررسی پیامد های این وضعیت و همزمانی بحران های مختلف بر زندگی مردم و زحمتکشان

سوم : تداوم جنگ، چگونگی و مضمون پایان یافتن آن ،کدام ساختار سیاسی را باز تولید خواهد کرد ؟

 

اول : تهاجم آمریکا و اسرائیل ضربات سختی به جنبش رو به اعتلای مردم ایران واردن آورد!

آغاز وتداوم جنگ امپریالیستی از سوی بزرگترین قدرت نظامی جهان به همراه دولت فاشسیتی اسرائیل، بزرگترین قدرت اتمی منطقه ،ضربات سختی را به جنبش انقلابی مردم ایران، جنبش «زن ،زندگی، آزادی » وارد کرده است . جنبشی که بر پایه انباشت مطالبات و خواست های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی سرکوب شده از بدو استقرار جمهوری اسلامی آغاز گردید و در خیزش های 96، 98 ،1401 و...خیزش دیماه1404  امتداد یافت. رویاروئی این جنبش با حکومت اسلامی وارد یک نبرد فرسایشی برای دستیابی به آزادی ،دموکراسی و عدالت اجتماعی گردیده است.

پیشروی جنبش مستقل و توده ای بر بستر رویاروئی و مبارزه فرسایشی ،حکومت را در برخی حوزه های به عقب رانده وتا حد زیادی همبستگی میان جنبش های مطالباتی و جنبش های اجتماعی و مستقل مردمی را تقویت و بر پائی تشکل و سازمانیابی هایی را از اعماق جامعه رقم زده است. تهاجم و تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران بر پایه داده ها و محاسبات غلط ،توهم پردازی های ترامپ از «تسلیم بی قید شرط » ،تغییر رژیم ، کمک برای ساقط کردن حکومت و... ضربات سنگین متعددی به مردم ایران وارد ساخت. یکی از بزرگترین ضربات این جنگ به مردم ایران ،فرصتی را برای رژیم فراهم کرد تا سرکوب ها را در همه حوزه های گسترش دهد و بر شمار اعدام ها به بهانه های مختلف و از جمله به اتهام «جاسوسی» افزوده و رویاروئی فرسایشی مردم را با حکومت را با موانع متعددی روبرو سازد. به عبارتی این تجاوز بهترین هدیه امریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی برای گسترش سرکوب مردم ایران بود .

امریکا و اسرائیل به هیچ یک از اهدافی که به واسطه آن این جنگ را آغاز کردند، دست نیافتند. چنین وضعیتی تحولاتی را در درون رژیم در جهت تخفیف تضاد های درونی حکومت ایجاد کرد. از جمله مساله جانشینی در حکومت را با تنش های کمتری حل کرد. و البته دستگاه سرکوب را حداقل در کوتاه مدت تقویت کرد.

 

دوم : ریاضت های اقتصادی،برنامه هفتم رژیم ، بحران معیشت و اشتغال!

هر سه سنجه اقتصادی ،میزان تورم ،میزان بیکاری و شاخص رشد آشکارا بیان بحران عمیق ساختار اقتصادی کشور است. علاوه بر این، بحران فرو پاشی صندوق های بازنشستگی با نسبت پشتیبانی 0،47 و بحران محیط زیست و کالائی شدن آن، بحران انرژی ،بحران سیاست خارجی و تحولات منطقه ای ،و بحران اقتصاد دیجیتال ابرچالش هائی هستند که اقتصاد ایران را وارد «مرحله بقا »کرده اند.

در شرایط کنونی همزمانی همه بحران ها ،اقتصاد ایران را وارد مرحله ،بروز آشکار بحران ها کرده و بحران های ساختاری اقتصاد سرمایه داری ایران ،فروپاشی آن را بیش از پیش بروز می دهد.

قدرت خرید مزد و حقوق بگیران در پنج سال اخیر 80 در صد سقوط کرده است.تورم «مزمن، خود افزا» و جهش هزینه های زندگی، معیشت اکثریت جامعه به ویژه خانوار هائی که درآمد های ثابت دارندرا دستخوش تغییرات جدی و فرسایش در ابعاد مختلف کرده است.

تورم جاری همراه با رکود است .تورم نه به دلیل رونق اقتصادی بلکه به دلیل انقباض تولید ،کاهش تقاضا و کاهش رشد و یا رشد منفی افزایش یافته است.رشد اقتصاد در سال 1404 به منفی 1،5 درصد تقلیل یافت ودر سال 1405 پیش بینی ها حکایت از سقوط آن به منفی 6،1 در صد دارد.

از سوی دیگر با جهش نرخ ارز،با افزایش هزینه های تولید به دلیل رشد نهاده های تولید و کالا های واسطه ای روبر

تورم نقطه ای در خرداد ماه به 88.6 درصد و تورم سالانه نیز به 62 درصد رسیده است . در کنار این دو رقم تکان دهئده باید در نظر داشت تورم مواد غذائی در ایران سه رقمی است و وارد محدوده 134 درصدی شده است. در حوزه کالاهای اساسی نیز تورم نزدیک به 300 در صد را شاهد هستیم.

در همین حال ،افزایش سنگین اجاره بها وسهم مسکن وکالاهای اساسی در سبد هزینه حانوار به بحران های مختلف دامن زده است.

سهم اجاره بهای مسکن در سبد هزینه خانوار از 50 در صد به 70 در صد رسیده است . مهاجرت اجباری ازشهر به حاشیه شهر و از حاشیه شهر به سکونت گاه های غیر رسمی درحاشیه راافزایش داده است .

زمان ماندن در انتظار ،برای «خرید خانه در تهران به 160 سال رسیده است.

نسبت دستمزد حقیقی به حجم تولیددر دو دهه گذشته تا سال 1404 به نصف کاهش یافته است.جدید ترین آمارها نشان می دهد سهم دستمزد از ارزش افزوده در روند کاهشی ،کمتر از یک سوم است.

کسری بودجه کشور در سال گذشته، طبق آمار رسمی تفریغ بودجه، حدود هزارو 200 هزار میلیارد تومان گزارش شده است.ارزیابی ها برای سال جاری نیز حداقل همین مقدار خواهد بود.گفته می شود، این رقم در سال بعد به دوهزارو 500 هزار میلیارد تومان برسد؛ یعنی نزدیک به 40 درصد بودجه کسری خواهد داشت.

تعرض و تهاجم به طبقه کارگر بصورت بی سابقه ای افزایش یافته است.هم اکنون ،کمتر از یک سوم نیروی کار ایران شاغل هستند،این به معنای آن است که اقتصاد ایران عملا توانائی تولید اشتغال ندارد و حتی حفظ وضع موجود هم در عما ناممکن ویا با محدودیت های گسترده ای و لاینحل روبروست.بدیهی است اقتصادی که نتوامد اشتغال ایجاد کند، توانائی ایجاد رفاه و کرامت برای شهروندان هم ندارد.

پس از سه دهه رواج قراردادهای موقت و بی ثبات سازی قراردادها وگسترش شرکت های پیمانکاری تامین نیروی انسانی، اکنون 97 در صد قرارداد های کار، قراردادموقت هستند.دولت رسما اعلام کرد که قصد ندارد بساط شرکت های پیمانکاری را برچیند ونیرو های شرکتی تغییر وضعیت داده نمی شوند.

مقرر شده است که تنها حق بیمه و حقوق آنها، مستقیماً از طرف ارگان های دولتی به حساب .کارکنان شرکتی واریز شود .بنابراین شرکت های پیمانکاری همچنان حفظ خواهد شد.

شکاف جنسیتی در بازار کار تشدید شده است.

در سال 1405 نرخ بیکاری افزایش ،و همزمان، مشارکت اقتصادی کاهش و جمعیت غیرفعال افزایش یافته است.

نرخ مشارکت اقتصادی نسبت به سال قبل کاهش یافته و از 41.2 درصد در بهار سال گذشته به 40.7 درصد رسیده است. نرخ بیکاری جمعیت 15 سال و بیشتر در بهار 1405 افزایش یافته و به 9.1 درصد رسیده است.

همچنین جمعیت غیرفعال کشور افزایش یافته است،به عبارتی ،شمار افرادی که نه شاغل هستند و نه در جست وجوی کار، به بیش از 39 میلیون نفر رسیده است. از این تعداد، حدود 29 میلیون نفر زن هستند؛ آماری که بیانگر سهم بسیار بالای زنان از جمعیتی است که به دلایل مختلف از بازار کار رانده شده اند ویا امیدی به یافتن شغل ندارند

مهم تر این که بر اساس آمار آذر ماه سال 1404 از حدود سه میلیون و 600 هزار زن شاغل در کشور، بیش از دو میلیون نفر یعنی نزدیک به 57 درصد زنان در بخش غیررسمی فعال اند.و آشکار است که ، این بخش از زنان از شمول قانون کار و قانون تامین اجتماعی و امنیت شغلی خارج اند.

 

سوم : فقر بیکاری ،بی خانمانی و بحران معیشت!

رئیس سازمان بهزیستی در پایان دی ماه 1404 جمعیت زیر خطر فقر در ایران را 34 میلیون نفر اعلام کرده و تاکید می کند که 44 درصد این جمعیت کشور دچار فقر مطلق هستند. اوگفته است. «جمعیت زیر خط فقر مطلق از 16 میلیون به 34 میلیون نفر رسیده و تاب آوری اقتصادی مردم کاهش یافته است… از سال 1397 به بعد روند فقر در جامعه ایران روزافزون شد به گونه ای که اکنون در این دهه جمعیت زیر خط فقر مطلق دو برابر شده است.»

در خوشبینانه ترین حالت ،یعنی 35 میلیون نفر از مردم توان تامین هزینه های ضروری زندگی آنگونه که شایسته یک زندگی انسانی است را ندارند و 4 میلیون دچار فقر شدید هستند .این جمعیت عظیم هزینه های کافی برای تامین معمول زندگی ندارند و این وضعیت پیامد های متعدی دارد و از جمله تضعیف سلامت جسمی، روانی و چرخه بین نسلی فقر را به همراه دارد.

شکاف عمیق میان «دستمزد مصوب» و «سبد معیشت حداقلی» (که در سال جاری به حدود 60میلیون تومان رسیده است)، خود گویای «شدت فقر» است . حکومت فریبکارانه از طرح«یاوران پیشرفت» رونمائی کرده که می گویدهدف نهایی این طرح آن است که خانواده کارگری از جایگاه «فروشنده نیروی کار» به جایگاه «مالک ابزار تولید» تبدیل شود تا بتواند در برابر تورم، از طریق مدیریت کسب وکار خُرد خود، قدرت خریدش را حفظ کند. »

اخراج کارگران و بیکار سازی های گسترده و معوق ماندن حقوق کارگران به شدت افزایش یافته است.

نتیجه:

بحران های اقتصادی ،اجتماعی ،سیاسی ،زیست محیطی ،در کشور به امری اجتماعی تبدیل شده است وبه این معنا که اقتصاد ایران چشم انداز خروج از چرخه بحران را ندارد. به عبارت دیگر، بحران اقتصادی پاسخ های فنی و یا اقتصادی ندارد. پاسخ بنیادی به این بحران های هم زمان، پاسخی اجتماعی دموکراتیک و سیاسی وفرآیندی با مداخله و مشارکت دموکراتیک و عاملیت همبسته مردمی را می طلبد . به عبارتی «اصلاحات » تاکنونی حکومت،برنامه،سیاست هاو راهبرد هایش بر شدت بحران افزوده،شکست خورده و کشور و زندگی مردم را به لبه پرتگاه کشانده است.

 

چهارم :مبارزه مستقل برای پایان دادن به این جنگ!

در شرایط کنونی.مساله اساسی جنبش مستقل و مدنی و طبقه کارگر ایران وهمه نیروهای چپ ومترقی در برابر جمهوری اسلامی کدام است؟

اکنون در حالی که اکثریت عظیم ایرانیان از جمهوری اسلامی به جان آمده اند و به چگونگی رهائی از فاشیسم مذهبی می اندیشند، اتکا بر سازمانیابی از پائین و تلاش برای همگرائی و همبستگی و تقویت تشکل های صنفی و مدنیِ موجود،مبارزه فرسایشی با حکومت را گسترش می دهد.

بیاد داشته باشیم که ،در شرایط کنونی در حالی که حاکمیت برای اوجب واجبات یعنی حفظ نظام .همزمان، باز آرائی و بازسازی ساختار قبلی را با تغییرات حداقلی و جابجائی برخی عناصر و عوامل دنبال می کند.

از این رو سازمانیابی محرومان و تهیدستان از اعماق جامعه بر زمینه مبارزه عینا جاری مردم و نارضایتی عمیق وگسترده منتج از فقر،نابرابری، وفلاکت ناشی از سیاست ها و برنامه های حکومت،این امر را قابل حصول می سازد.مبارزه برای آزادی ،برابری و دموکراسی و عدالت اجتماعی را گسترش می دهد.سازمانیابی دموکراتیک و مستقل از حکومت با افق برنامه استراتژیک دموکراسی و عدالت اجتماعی و رهائی می تواند توانائی جامعه رانه فقط برای تغییر بلکه به عنوان، ساماندهنده تغییر در ساختار قدرت فراهم آورد.

 

پنجم : مخالفت آشکار و صریح با سیاست های هر دوسوی این جنگ امپریالیستی !

نیروهای چپ ضد امپریالیست و نیروهای آزادی خواه ومترقی بر این امر وقوف دارند که ،درشرایط کنونی ضمن مخالفت قاطع با سیاست های جنگ طلبانه و ماجراجویانه جمهوری اسلامی و همزمان مخالفت صریح با سیاست های جنگ طلبانه امریکا و مخالفت با سلطه امپریالیسم،دو مولفه یک روند برای تغییرات بنیادین وافزایش توان جامعه برای سازمانیابی و اثر گذاری در مناسبات قدرت خواهد بود

بدیهی است که ،مسئله باز آرائی و بازسازی ساختارقدرت ، پیش از هر مقوله دیگری، امری سیاسی است.این که کدام نیروی اجتماعی بازسازی را پیش می برد؟ کدام ساختار قدرت چگونه و با مشارکت کدام نیروها بنیاد گذشته می شود و یا باز سازی می شود،سمت گیری مناسبات قدرت در ساختار جدید را نشان خواهد داد.

اکنون لحظه ای تاریخی روبرویمان قراردارد، تا خطر بازتولید فاشیسم جمهوری اسلامی کم اهمیت ندانیم.

16 مرداد 1405 – هشتم آگوست 2026

برگرفته از: «اتحاد فراگیر چپ  انقلابی»

https://www.etehadefaragir.org/

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2026 ©