«در حال
تحقیق هستیم»؛
اما
برای دفن حقیقت
نوید
مؤمن زاده
وقتی
جلوههای ناب
از میان
رفتند
در هیاهوی
گلهای مینا،
فهمیدم
که مرا کشتهاند.
فدریکو
گارسیا لورکا
«شاعر در نیویورک»
گاهی
یک جمله میتواند
همهچیز را
ساده کند:
«بمبها
منحرف شدهاند.»
بمبی
برای هدفی
مشخص پرتاب
شده، اما از
مسیر خود
منحرف شده و
به خانهای در
کوهستک اصابت
کرده است؛
خانهای که در
آن مراسم عروسی
برپا بوده
است.
حادثهای
رخ داده است.
و
اکنون:
«در
حال تحقیق هستیم.»
اما
اگر بمب منحرف
شده باشد، آیا
مسئولیت نیز میتواند
منحرف شود؟
در
کوهستک،
خانوادهای
که برای جشن
عروسی گرد
آمده بودند،
قربانی جنگ
شدند. کودکی
چهار ساله،
نوجوانی
شانزده ساله و
شماری دیگر از
انسانها جان
باختند و دهها
نفر زخمی
شدند.
اما
در برابر این
مرگها، بار دیگر
همان پاسخ
تکرار میشود:
«در
حال تحقیق هستیم.»
اما
مسئله فقط
کوهستک نیست.
مسئله،
معنای انسانی
و سیاسی جنگی
است که قربانیان
آن الزاماً
کسانی نیستند
که سلاح در
دست دارند.
تجاوز
نظامی آمریکا
و اسرائیل به
ایران و
فشارهای فزاینده
اقتصادی و
محاصره دریایی
میتواند زمینهساز
نوع دیگری از
فاجعه انسانی
شود؛ فاجعهای
که برخلاف
انفجار یک
بمب، در سکوت
اتفاق میافتد
و شاید حتی در
آمارهای رسمی
نیز بهسادگی
دیده نشود.
جنگ
فقط با موشک و
بمب انسان نمیکشد.
گاهی
دارو نایاب میشود.
گاهی
بیمارستانها
با کمبود تجهیزات
و مواد اولیه
روبهرو میشوند.
گاهی
مسیر ورود
دارو و نیازهای
حیاتی مردم
مسدود میشود.
و
گاهی انسانی
که میتوانست
با یک دارو
زنده بماند،
نه در میان
انفجار، بلکه
در سکوت جان میدهد.
کودکی
که زیر آوار
بمب جان میبازد،
قربانی جنگ
است؛ بیماری
که به دلیل
نبود دارو جان
میدهد نیز
قربانی جنگ
است.
تفاوت
فقط در صدای
مرگ است.
یکی
با انفجار شنیده
میشود؛
دیگری
در سکوت اتفاق
میافتد.
جنایتهای
گذشته را
فراموش نکنیم
تجربه
عراق در دهه ۱۹۹۰
نمونهای
تکاندهنده
از پیامدهای
تحریمهای
گسترده بر
زندگی مردم
عادی است. تحریمها
و محدودیتهای
اقتصادی آن
دوره به بحران
انسانی عمیقی
انجامید و
درباره مرگ
شمار بسیار زیادی
از کودکان
عراقی گزارشهای
گستردهای
منتشر شد.
در
سال ۱۹۹۶،
در گفتوگویی
تلویزیونی،
از مادلن
آلبرایت، وزیر
خارجه وقت آمریکا،
درباره
برآورد مرگ
حدود پانصد
هزار کودک عراقی
و اینکه آیا این
هزینه ارزشش
را داشته است
پرسیده شد.
پاسخ او ــ که
بعدها بهشدت
مورد انتقاد
قرار گرفت ــ
چنین بود:
«فکر
میکنیم این
هزینه ارزشش
را داشت.»
این
جمله را نباید
فراموش کرد.
نه
برای آنکه تاریخ
را عیناً
تکرار کنیم،
بلکه برای
آنکه بدانیم
وقتی تحریم و
محاصره از یک
ابزار فشار سیاسی
به سیاستی
فراگیر علیه یک
جامعه تبدیل میشود،
نخستین قربانیان
آن الزاماً
حاکمان و تصمیمگیران
نیستند؛ مردم
عادیاند.
امروز
نیز در ایران،
هرگونه
اختلال
گسترده در
ورود دارو و
تجهیزات پزشکی
میتواند
زندگی انسانهایی
را به خطر
اندازد که نه
در میدان جنگ
حضور دارند و
نه در تصمیمهای
سیاسی و نظامی
نقشی داشتهاند.
بیمار
سرطانی، کودک
بیمار،
سالمند و
انسانی که برای
ادامه زندگی
به داروهای حیاتی
نیاز دارد، چه
نقشی در تصمیمهای
دولتها
دارد؟
هیچ.
اما
ممکن است هزینه
تصمیم دیگران
را با جان خود
بپردازد.
و
دوباره به میناب
بازمیگردیم
مدرسهای
هدف قرار گرفت
و شمار زیادی
از کودکان جان
باختند.
در میان
قربانیان،
کودکان و
کارکنان
مدرسه و پدر و
مادرهایی
بودند که برای
فرزندان خود
آمده بودند.
درباره
چگونگی این
حمله، هدفگیری
و مسئولیت آن،
هنوز پرسشهای
جدی وجود
دارد.
و
پاسخ چیست؟
«در
حال تحقیق هستیم.»
تحقیق
لازم است؛ اما
اگر نتیجه تحقیقات،
بهجای روشن
شدن حقیقت و
تعیین مسئولیت،
دفن کردن حقیقت
باشد، چه؟
تحقیق،
جای مسئولیت
را نمیگیرد.
اگر
غیرنظامیان
کشته شدهاند،
اگر کودکان
جان باختهاند،
اگر خانهای
در مراسم عروسی
هدف قرار
گرفته است،
پرسش تنها این
نیست که:
«چه
اتفاقی افتاد؟»
پرسش
مهمتر این
است:
«چه
کسی مسئول
است؟»
و آیا
مسئولیت، در میان
گزارشها، کمیتههای
تحقیق و بیانیههای
رسمی، آنقدر
به تأخیر
انداخته میشود
تا سرانجام
خودِ حقیقت
فراموش شود؟
مرگهایی
که دیده نمیشوند
جنگ
چهرههای
گوناگونی
دارد.
یک
چهره، انفجار
است؛
چهرهای
دیگر، آوار؛
و
چهرهای دیگر،
بیماری و مرگی
که در سکوت
اتفاق میافتد.
کوهستک،
میناب و قربانیانی
که ممکن است
در اثر کمبود
دارو و تجهیزات
پزشکی جان خود
را از دست
بدهند، سه تصویر
جدا از یک
واقعیت
واحدند:
انسان
در جنگ میتواند
از یک انسان
زنده به یک
عدد در گزارشها
تبدیل شود.
چه
کسی کودک کشتهشده
زیر آوار را میشمارد؟
چه
کسی بیماری را
که به دلیل
نبود دارو جان
باخته است، در
شمار قربانیان
جنگ قرار میدهد؟
و چه
کسی مسئولیت
مرگی را میپذیرد
که هیچ انفجاری
آن را اعلام
نکرده است؟
مسئولیت
انسانی و سیاسی
را نمیتوان
تنها به لحظه
اصابت یک بمب
محدود کرد.
هر سیاستی
که آگاهانه
زندگی میلیونها
انسان عادی را
در معرض گرسنگی،
بیماری،
محرومیت و مرگ
قرار دهد، باید
در برابر
وجدان عمومی و
تاریخ پاسخگو
باشد.
و اینجاست
که جملهای که
در ابتدا ساده
به نظر میرسید،
دیگر چندان
ساده نیست:
«بمبها
منحرف شدهاند.»
شاید
بمب از مسیر
خود منحرف شده
باشد.
شاید
خطایی در هدفگیری
رخ داده باشد.
شاید
کمیتهای تشکیل
شود و ماهها
تحقیق کند.
اما
هیچکدام از اینها
یک حقیقت اساسی
را تغییر نمیدهد:
مسئولیت
نمیتواند
منحرف شود.
و هر
بار که در
برابر مرگ
انسانها
گفته میشود:
«در حال تحقیق
هستیم»
باید
پرسید:
این
تحقیق برای یافتن
حقیقت است،
یا
برای آنکه حقیقت،
پیش از رسیدن
به عدالت، دفن
شود؟
🌹🌎🌹