شکستن سد
راست افراطی
در
زاکسن-آنهالت
کسی که میخواهد
در جامعهای
باز و
دموکراتیک
زندگی کند،
نباید به قدرت
گرفتن راست
افراطی عادت
کند
ولفگانگ
هیوبنر
۶ سپتامبر ۲۰۲۶
ترجمه
: آزاده ارفع
نتیجه
انتخابات
زاکسن-آنهالت،
زمین لرزهای
را که مدتهاست
در زیرپوست سیاست
آلمان جریان
دارد، تشدید
کرده است.
پیروزی بسیار
بزرگ حزب
آلترناتیو
برای آلمان،
یا AfD، از پیش
قابل پیشبینی
بود؛ اما
اکنون این
پیروزی میتواند
به عاملی شتاب
دهنده برای
انتخابات پیش
رو تبدیل شود.
AfD با
رهبری یک
سیاستمدار
همیشه خندان
به پیروزی
رسید؛ کسی که
بارها نا آگاهی
سیاسی شگفت آوری
از خود نشان
داده و به
همین دلیل،
گاه با کنایه
او را "عطرفروش"
مینامند. اما
اولریش
زیگموند در
واقع چیز
دیگری فروخته
است: توهمِ
یک حزب خوشبرخورد
و نزدیک به
مردم؛
حزبی که در
حقیقت میخواهد
برنامهای
سخت گیرانه و
مبتنی بر ملی
گرایی قومی را
پیش ببرد.
شعار ایالت
زاکسن-آنهالت
ــ "مدرن فکر
کن" ــ از نظر AfD باید
به "آلمانی
فکر کن" تغییر
کند. همین
عبارت، تمام
برنامه ملی گرایانه
و سرشار از
کینه و رنجش
این حزب را در خود
خلاصه میکند؛
برنامهای که
به شکلی حساب
شده هم بر
تجربههای از
دست دادن و هم
بر ترس از دست
دادن تکیه میکند.
این رویکرد
حتی در میان
کسانی که
تاکنون در
انتخابات
شرکت نمیکردند
نیز اثر
گذاشته است.اگر AfD نتوانسته
باشد به
اکثریت مطلق
دست پیدا کند،
شاید بتوان
برای لحظه ای
کوتاه از این
بابت احساس
آسودگی کرد.
اما ۴۴ درصد
آرای این حزب
ــ یعنی
تقریباً نیمی
از آرای
مأخوذه ــ
تکاندهنده
است و
نشاندهنده
دو برابر شدن
آرای آن نسبت
به سال ۲۰۲۱ است.
وضعیت در زاکسن،
تورینگن،
براندنبورگ و
مکلنبورگ-فورپومرن نیز
کم وبیش
مشابه است.
حتی در شهری
جهان وطن
مانند
برلین، AfD اکنون به
نزدیک ۲۰ درصد
رسیده است.این
حزب راست
افراطی در حال
حاضر توانسته
تمام
نارضایتیهایی
را که از زمان
تحولات مربوط
به وحدت آلمان
و همچنین بر
اثر بی توجهی
طولانی مدت
به شرق کشور
انباشته شده
است، به سوی
خود جذب کند.
هر دو عامل در
زاکسن-آنهالت
بیش از بسیاری
از ایالتهای
شرقی دیگر
تأثیر گذاشتهاند.این
که AfD در میان
کارگران بیش
از ۶۰ درصد آرا را به دست
آورده، خود
گویای بخش
مهمی از ماجراست.
اما این موضوع
به تنهایی
موفقیت AfD را
توضیح نمیدهد.
در غرب آلمان
نیز بحرانهای
سیاسی و
اقتصادی،
شمار زیادی از
رأی دهندگان
را به سوی این
حزب سوق میدهد.کسی
که میخواهد
در جامعهای
باز و
دموکراتیک
زندگی کند، نباید
به قدرت راست
افراطی بهعنوان
یک وضعیت
دائمی عادت
کند. نباید
به تنگ نظری
سیاسی ، بیگانه
ستیزی،
خودخواهی ملی
گرایانه و
کوته بینی
فرهنگی آن
عادت کرد. پرسش
این است که
آیا و چگونه
احزاب دیگر میتوانند
در برابر این
وضعیت به طور
مشترک مقاومت
کنند، بدون
آنکه بهانه ای
به دست راست گرایان
بدهند تا آنان
را یک "حزب
واحد" معرفی
کنند که هدفش
فقط جلوگیری
از AfD است.
این
مسئله هم به دموکراسی مربوط
میشود و هم
به سیاست
اقتصادی و
اجتماعی.
جستجو برای
یافتن یک راه حل،
احتمالاً
مشکل اصلی حزب
دموکرات
مسیحی، CDU، خواهد
بود. این حزب
با سقوطی شدید
به پایین ترین
سطح تاریخی
خود رسیده
است. اکنون در
درون آن،
احتمالاً
کشمکشهایی
میان دو گروه
شکل خواهد
گرفت: کسانی
که میخواهند،
در صورت امکان
عددی،
ائتلافی برای
تشکیل دولت در
سوی مقابل AfD تشکیل
دهند، و کسانی
که میخواهند
دست دوستی به
سوی AfD دراز
کنند و بی تردید
از این نتایج
انتخابات
نیرو خواهند
گرفت.
بعید نیست
چند نماینده CDU به
صف AfD بپیوندند و
از تشکیل
دولتی به
رهبری این حزب
حمایت کنند.
اما این
نتیجه
انتخابات به
هیچ وجه
توصیهای
برای تشکیل یک
دولت ایالتی
جدید به رهبری CDU نیست. همچنین
دشوار میتوان
تصور کرد که
بازنده
انتخابات، سِوِن
شولْتسه(رهبر CDU )، مدت
زیادی به عنوان
نخست وزیر
ایالت در مقام
خود باقی
بماند؛ هرچند
قانون اساسی ایالت
در صورت
دشواری تشکیل
دولت، چنین
امکانی را پیشبینی
کرده است.
اما اینکه
یک بدیل
دموکراتیک
دقیقاً چه
شکلی باید
داشته باشد،
می تواند بحثهایی
پیچیده و
مناقشه برانگیز
را در درون و
میان احزاب
دامن زده شود.
حزب
چپ، Die Linke، نیز
نیازمند یک
بحث جدی است.
این حزب
احتمالاً
تقریباً به
همان تعداد آرایی
دست یافته که
پنج سال پیش بدست
آورده بود،
اما با توجه
به افزایش
قابل توجه
مشارکت
انتخاباتی،
سهم درصدی آن
در واقع کاهش
یافته است .این
که Die
Linke ضعیف تر از
بسیاری از
نظرسنجیها عمل
کرده،
احتمالاً تا
حدی ناشی از
کارزار انتخاباتی
برای رأی دادن
به SPD و سبزها نیز
بوده است؛
کارزاری که
هدفش جلوگیری
از دستیابی AfD به
اکثریت مطلق
بود. ظاهراً
شمار قابل
توجهی از رأیدهندگان
بالقوه چپ این
توصیه را جدی
گرفتهاند.از
نظر حضور
نیروهای
دموکراتیک در
پارلمان
ایالتی، خوب
است که SPD و
سبزها
توانستهاند
وارد پارلمان
شوند. اما
برای Die Linke، نتیجه ای
که در این
انتخابات بدست
آورده تنها
تسلایی نه
چندان دلگرم
کننده است؛
این حقیقت که
این حزب از
دره عمیقی که
هنگام تأسیس BSW در
اوایل سال ۲۰۲۵ در
آن قرار داشت
ــ زمانی که
میزان حمایت
از آن به سه تا
چهار درصد
رسیده بود ــ
خارج شده است.
دو برابر
شدن شمار
اعضای حزب از
آن زمان تاکنون
یک موضوع است.
اما موضوعی
کاملاً
متفاوت و بسیار
دشوارتر این
است که ظاهراً
حزب هنوز نتوانسته
از این رشد
تشکیلاتی، اثرگذاری
سیاسی گسترده
و تودهای ایجاد
کند؛ یعنی
نقدی رادیکال
به شرایط سیاسی
ارائه دهد که
در عین حال
مرز خود را به
روشنی با
پوپولیسم
راست گرا
مشخص کند.
اگر BSW توانسته
باشد وارد
پارلمان جدید
ایالتی شود،
بیش از هر چیز
این موفقیت را
مدیون چرخش آن
به سمت راست
است .
حزب وابسته
به واگن کنشت،
به شکلی کم سابقه
خود را به AfD نزدیک
کرده است. این
حزب تنها با
تکرار مداوم سخن
از "احزاب
کارتل" و
همچنین
اظهاراتی که
دست کم میتوان
آنها را بهعنوان
حمایت از یک
نخست وزیر
ایالتی متعلق
به AfD تفسیر کرد،
عملاً خود را
در قایق کوچک AfD نشانده
و اجازه داده
است جریان
کششی این حزب
آن را نیز با
خود ببرد.
دولت
فدرال آلمان
نیز نمیتواند
نسبت به این
یکشنبه
انتخاباتی بیتفاوت
بماند
احزاب
فدرال CDU و SPD اساساً
دیگر نمیتوانند
سیاست "همین
راه را ادامه
بدهیم" را
دنبال کنند؛
بهویژه آنکه
سال آینده پنج
انتخابات
پارلمانهای
ایالتی در غرب
آلمان برگزار
خواهد شد، از جمله
در دو ایالت
مهم نوردراین-وستفالن
و نیدرزاکسن که
هم از نظر
اقتصادی و هم
از نظر
اهمیتشان در
شورای فدرال
آلمان،
بوندسرات،
اهمیت زیادی دارند.این
کاملاً محتمل
است که پس از
انتخابات برلین و مکلنبورگ-فورپومرن در
دو هفته
آینده، تلاش
شود با
تغییراتی در ترکیب
نیروها و
مسئولان در
سطح دولت
فدرال به این
وضعیت واکنش
نشان داده
شود؛ بهخصوص
که رهبران CDU و SPD از
نظر محبوبیت
سیاسی، بههیچ
وجه چهرههایی
محبوب و جذاب
نیستند.با
این حال، این
دولت
ائتلافی سیاه-قرمز،
صرف نظر از
این که چه
کسانی در رأس
آن قرار داشته
باشند،
احتمالاً به
مسیر تقویت
گسترده توان
نظامی و کاهش ارائه
خدمات و حمایتهای
اجتماعی ادامه
خواهد داد.اما
اگر احزابی که
این نتیجه
انتخابات را
یک فاجعه میدانند،
بخواهند از آن
چیزی
بیاموزند،
شاید مهمترین
درس این باشد: باید
همه چیزهایی
را که تاکنون
به سوق دادن
خشم و
نارضایتی
مردم به سوی AfD کمک کرده
است، مورد
بازنگری قرار
داد. دیگر هیچ کس
نمیتواند
چشم خود را بر جابجاییهای
عمیق و
بنیادین
جامعه به سوی
راست ببندد.
کسی که
دموکراسی را
جدی میگیرد،
نباید فقط
درباره «دیوار
آتشین» در
برابر AfD سخن
بگوید؛ بلکه
باید دموکراسی
و مبارزه با
فاشیسم را
واقعاً در عمل
اجرا کند ــ
در همه عرصههای
سیاست، از سطح
شهرداریها
گرفته تا
اتحادیه
اروپا، و از
چپ تا نیروهای
میانه و
بورژوایی.
منبع: نویس
دویچلند