اعلامیه
هیئت اجرائی
سازمان
کارگران
انقلابی
ایران(راه
کارگر)
کاندیدای
الیگارشی
غارت بر مصدر
قدرت،
رهبر
مردم ایران
نیست!
تجاوز
نظامی آمریکا
و اسرائیل به
ایران و فضای
به شدت جنگی،
فرصتی تاریخی
به الیگارشی غارتگر
دستگاه ولایت
متکی به سپاه
و امنیتی ها داد
تا کاندیدای
خود را بدون
تنش و بدون
بحث های درون
جناح های
حکومتی بر تخت
بنشانند.
پروسه قبضه
قدرت که از
دستکاری در
آرای
انتخابات
ریاست جمهوری ۱۳۸۴
کلید خورد، در
کودتای
انتخاباتی ۱۳۸۸
تداوم یافت و
با سقوط
بالگرد
ابراهیم رئیسی
تکمیل شد ، در
شرایط جنگی
کنونی به خط
پایان رسید. انتخاب
مجتبی خامنه
ای در شرایط
عدم تشکیل مجلس
خبرگان با
حضور تمامی
اعضاء و عدم
امکان مباحث
جدی برای
مقایسه
کاندیداها،
نشان می دهد
که قدرتمندان
حکومت اسلامی
دیگر حتی به
قواعد بازی
درون حاکمیت
نیز اعتقادی
ندارند. این
روش تردیدهای
جدی در باره "مشروعیت"
قانونی رهبر
جدید، حتی در
میان خودی های
رژیم دامن
خواهد زد. در
شرایط جنگی امروز،
ارسال پیام
های بیعت و
تبریک از سوی
تمامی جناح
های حکومتی
نمی تواند
میزان پذیرش
این تصمیم
سازماندهی
شده از سوی "شرکت
سهامی
غارتگران" مشخص
نماید.
انتخاب
خامنه ای جوان
به عنوان
سومین رهبر
جمهوری
اسلامی، وزن الیگارشی
غارتگر صاحب
سلاح، ثروت و
رسانه را به
شکل جدی در
ساختار قدرت
بالا برده و
از وزن و نفوذ
دستگاه
روحانیت در
دوره رهبری
سوم خواهد
کاست. واقعیت
این است که هم
روح الله
خمینی و هم علی
خامنه ای
پیوندهای جدی
و گسترده ای
با دستگاه روحانیت
داشته، به
عنوان
روحانیون
مخالف با حکومت
شاه جنگیده
بودند و پس از
انقلاب نیز
تلاش می کردند
مشروعیت خود
را از دستگاه
روحانیت کسب کنند.
اما اکنون با
کاهش وزن
دستگاه
روحانیت و
مذهب گریزی بخش
بزرگی از
مردم، رهبر
سوم جمهوری
اسلامی که حتی
یک فقیه شناخته
شده هم نیست، بیش
از پیش مدیون
نظامیان و
امنیتی هاست و
باید برنامه
های آنها را
به پیش برد. به
دیگر سخن،
مجتبی خامنه
ای، به عنوان
یک آخوند دست
چندم، مهره الیگارشی
غارتگر سپاهی
ـ امنیتی در
هدایت کشور
خواهد بود.
وضعیت جنگی و
نقش نیروهای
مسلح، هم در
جنگ دوازده
روزه و هم در
جنگ کنونی در
مقابله با
تجاوز آمریکا
و اسرائیل،
به این نیروها
جایگاهی می
دهد که نمی
توان این نقش
و جایگاه را در
آینده نادیده
گرفت.
انتخاب
کاندیدای الیگارشی
غارتگر و متکی
به نیروهای
مسلح بر مسند
دستگاه ولایت
مطلقه فقیه در
متن یک جنگ
تمام عیار
منطقه ای،
سرنوشت این
جنگ و مناسبات
میان جمهوری
اسلامی با
آمریکا و
کشورهای هم
پیمانش را به
شدت تحت تاثیر
قرار خواهد
داد. این
انتخاب یک دهن
کجی آشکار به
پیشنهادات
دونالد ترامپ
برای انتخاب
رهبری همسوتر
و در راستای
تغییر سیاست
های کلی
جمهوری
اسلامی است.
این انتخاب
بیان تداوم
سیاست خارجی
تاکنونی جمهوری
اسلامی است که
بر متن جنگ
کنونی ابعاد
تازه ای نیز
به خود گرفته
است. این بدان
معناست که مردم
ایران همچنان
زیر فشار دو نیروی
ضد مردمی قرار
خواهند داشت و
هزینه های
سیاست های نواستعماری
آمریکا و
سیاست های
"امت" محور
حاکمان کنونی
جمهوری
اسلامی را با
جان و مال و آینده
فرزندان خود
می پردازند.
توجه داشته
باشیم که
تجاوز نظامی
آمریکا و
اسرائیل و
شرایط جنگی
کنونی،
بزرگترین
ضربه را به
خیزش انقلابی
مردم ایران
وارد آورده
است. به این
نکته نیز باید
توجه کنیم که
انتخاب رهبر
جدید هنوز حرف
آخر در این
میان نیست،
زیرا آمریکا و
اسرائیل رسمآ
اعلام کرده
اند که برای
ترور رهبر
جدید در حال
برنامه ریزی
هستند. چنین
اقدام
تروریستی می
تواند
معادلات قدرت
در ایران را
باز هم دستخوش
تحولات تازه
ای سازد.
رهبر
رژیم به عنوان
کاندیدای
اصلی "شرکت
سهامی
غارتگران" ،
در سیاست
داخلی نیز بر
همان دستگاه
مخوف سرکوب تاکنونی
تکیه خواهد
زد. مجموعه
تحولات چند
سال اخیر نشان
می دهد که
سکانداران
قدرت و بویژه سپاهیان
چه در بخش
نظامی و
امنیتی و چه در
عرصه اقتصاد،
در تلاشند تا
ضمن تکیه بر
باورهای مذهبی
پایه وفادار
خود، با دامن
زدن به
ناسیونالیسم
ایرانی بویژه
در بستر تجاوز
آمریکا و
اسرائیل، بر
دامنه نفوذ
خود در میان
مردم
بیافزایند.
سازماندهی نمایشی
تظاهرات مردم
در میادین
شهرها و تلاش
برای ایجاد
فضای حماسی در
زیر بمباران
ها و شعله های آتش
ناشی از نابودی
زیرساخت های
انرژی و صنعتی
کشور، با این
هدف صورت می
گیرد. تلاش
حاکمیت آن ست
تا با آشتی
ایرانیت و
اسلامیت،
پایه های در
هم ریخته و به
پایان رسیدۀ
مشروعیت
جمهوری
اسلامی را
بازسازی کند.
اما این تلاش
به هیچ وجه
قادر نخواهد
بود نیازهای
مردم و بویژه
توده های کار
و زحمت را
مورد توجه قرار
دهد، زیرا در
شرایط حاکمیت سپاه
و بویژه با
تسلط قطعی تر
الیگارشی خودی
ها و خصولتی
ها پروسه
چپاول اموال
عمومی و
استثمار
شدیدتر نیروی
کار تحت عنوان
فریبنده
ضرورت
"بازسازی" پس
از جنگ، شدت
خواهد گرفت.
از
نگاه مردم، بالا
کشیدن خامنه
ای جوان بر
راس نظام
اسلامی، حتی بی
اعتناء به
قواعد قانون
اساسی خود
رژیم، نه تنها
نشانۀ هیچ
تغییر مثبتی
در نظام
حکومتی نیست،
بلکه نشاندهنده
تداوم بی
پرنسیبی
آشکار و قدرقدرتی
بی مهار
حاکمان کشور
است. مردمی که
عزادار چندین
هزار جانباخته
خود در روزهای
۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴هستند،
مردمی که
چندین هزار تن
از فرزندان دلیرشان
در پشت میله
های زندان بسر
می برند،
مردمی که برای
حق حاکمیت خود
و امکان
انتخاب سبک
زندگی و نجات
از حکومتی به
شدت سرکوبگر از
دی ماه ۱۳۹۶
بارها دست به
شورش زده اند،
نمی توانند
انتخاب رهبر
حکومت توسط
خبرگان گزین
شده از سوی
شورای نگهبانِ
مطیع رهبر
قبلی رژیم را
به فال نیک
بگیرند. مردم
ایران از
انقلاب با
شکوه مشروطیت
به این سو
برای دمکراسی
و حق حاکمیت
خود جنگیده
اند، در این
مسیر نظام
وراثتی
سلطنتی ۲۵۰۰
را به زباله
دان تاریخ
نریختند تا
نظام خلافت
موروثی و یا
امامت موروثی
را جایگزین آن
سازند. چنین
شیوه ای از
رهبرتراشی
موروثی، دهن
کجی آشکار به
مردم ایران
است که با
جنبش انقلابی
«زن، زندگی،
آزادی» ، آمال
و آرزوهای خود
برای یک نظام
سیاسی مردم
محور را به
نمایش گذاشت و
تحسین
جهانیان را
برانگیخت.
بر
متن چنین
شرایط به شدت
خطرناک جنگی،
نیروهای چپ به
عنوان تنها
نیرویی که با
تمام قدرت
برای منافع
کارگران و
زحمتکشان
مبارزه می کنند،
با تجاوز
خارجی و تلاش
های توسعه
طلبانه
نیروهای سلطه
جو مخالفند و
برای ایرانی
آزاد،
دمکراتیک، فمینیستی،
سکولار و برای
سوسیالیسم
دمکراتیک می
جنگند، وظیفه
سنگینی بر دوش
خواهند داشت. در
شرایط جنگی
کنونی، ضمن
مخالفت با
تجاوز نظامی و
جنگ، تاکید بر
همبستگی های
انسانی و کمک
به هموطنان که
زیر وحشیانه
ترین شرایط
جنگی قرار
دارند،
مهمترین عرصه
فعالیت به
حساب می آید.
در پی آن
تاکید ویژه چپ
بر ضرورت
آزادی های
سیاسی بی حصر
و استثناء، بر
حق تشکل یابی
تمامی اقشار
اجتماعی کشور
در محیط های
کار، در
کارخانه ،
اداره و
بیمارستان
ها، در مدارس
و دانشگاه ها،
در محلات و
بویژه محلات
فقیرنشین از
اهمیت بالائی
برخوردار می
باشد. مبارزه
برای برابر
حقوقی زنان و
مردان و مبارزه
علیه همه
انواع تبعیض
ها و مبارزه
برای حق تعیین
سرنوشت ملیت
ها و اتحاد
داوطلبانه
شان، عرصه
دیگر مبارزه
نیروهای چپ به
حساب خواهد
آمد. در متن
وضعیت
اقتصادی به شدت
ویران شده
بویژه در
شرایط جنگی،
مبارزه برای
تامین اجتماعی
فراگیر همچون
تاکید بر
آموزش، بهداشت
و درمان
رایگان، مسکن
اجتماعی،
بیمه بیکاری
و دستمزد تامین
کننده زندگی
شایسته
انسانی از
دیگر عرصه
هایی است که
نیروهای چپ را
در کنار
مبارزات مزد و
حقوق بگیران
قرار می دهد.
ما
بر این باوریم
که در شرایط
ایران امروز ،
نیروهای چپ
برای اینکه
بتوانند نقش
تاثیرگذاری
بر تحولات سیاسی
جامعۀ به شدت
متحول داشته
باشند، برای
این که
بتوانند در
برابر
آلترناتیوهای
ارتجاعی و حتی
آلترناتیوهای
شبه دمکراتیک
پاسدار نظام
سرمایه داری،
یک آلترناتیو
مردمی ارائه
دهند، بایستی با
درس گیری از
شکست های
نیروهای چپ،
راه های همکاری
و همراهی با
همدیگر را
بیابند و از
ظرفیت های
گسترده خود
برای تحق
آرمان های
انسانی در
راستای زندگی
شایسته
انسانی برای
تک تک ایرانیان
بهره جویند.
ایرانی که در
آن مردم
بتوانند
ارگان های
قدرت خود را
با آرای
همگانی،
مستقیم و مخفی
بوجود آورند و
سرنوشت خویش
را خود بدست
گیرند.
سرنگون
باد رژیم
جمهوری
اسلامی
زنده
باد آزادی،
دموكراسی و
سوسیالیسم
هیئت
اجرائی
سازمان
کارگران
انقلابی
ایران (راه
کارگر)
دوشنبه
۱۸ اسفند ۱۴۰۴
برابر با ۰۹
مارس ۲۰۲۶