طناب
دار حکومت
اسلامی برای
نجمه امینی
«چوبه
ی دار سریعترین
و بی رحمانه
ترین راه برای
پاک کردن صورت
مسأله ی
مشکلاتی است
که حکومت توان
حل کردن آنها
را ندارد.»
آرتور
کوستلر (داستان
نویس و
روزنامهنگار
مجارستانی)
جمهوری
اعدامی حکم
اعدام نجمه
امینی،
دانشجوی ۲۳
ساله و از
بازداشتشدگان
اعتراضات دیماه
۱۴۰۴، را هم
صادر کرد. نجمه
روز ۱۱ بهمن ۱۴۰۴
در مشهد
بازداشت شده
بود. بنا به
گزارش هرانا،
نجمه با اتهامهای
«اجتماع و
تبانی» و «توهین
به مقدسات و
ائمه» به مرگ
محکوم شده است.
به این ترتیب،
هماکنون از
شمار دستکم ۱۸۵
زندانی سیاسی
و عقیدتی زیر
حکم اعدام، ۹
زن* در زندان
های نظام
ولائی خونریز
جانشان در خطر
جدی قتل عمد
حکومتی در
قالب اجرای
قانون است. و
این صف بلند
در انتظار مرگ
با بانگ شوم
اذان صبح، با
وجود اعدام
هرروزه
جوانان
بیگناه وطن
طولانیتر از
پیش می شود. با
این وجود، «این
آسمان غمزده
غرق ستاره
هاست.»
نجمه،
این دختر
دانشجوی زیر
چوبه دار، در
پیامی از
زندان وکیل
آباد مشهد
گفته است: «درود بر
مردم ایران،
من نجمه امینی
۲۳ساله از
زندان مرکزی
مشهد در تاریخ
۲۷ شهریور این
پیام رو
براتون
میذارم. من
بعد از ۸ماه
که در بلاتکلیفی
به سر میبردم
توسط قاضی "آسیان" حکم
اعدام من صادر
شد. من امروز
نمیخوام از
خودم قهرمان
بسازم، من فقط
یک چیز میخوام
"صدای من
باشید".
من یه
دختر بی
گناهم، یه
جوان با کلی
آرزو. من پدر و
مادری دارم که
چشم انتظار
منن، خانواده
ای که با ترس
از دست دادن
من شبشون رو
صبح میکنن. من
نمیخوام چیزی
که از من باقی
میمونه چند خط
توی پرونده
باشه. اگر
صدای من به
بیرون زندان
رسید، اون رو
چند لحظه
نشنوید و بعد
فراموش کنید. مردم
من فقط عدالت
و فرصت دفاع
میخوام. از
تمام وکلا و
فعالان حقوق
بشر درخواست
میکنم پرونده
ی من رو بررسی
کنن، از
سازمانهای
بین المللی
میخوام صدای من
رو بشنون و
درباره ی
وضعیت و
پروندم تحقیق
و پیگیری کنن. نام
من رو به خاطر
بسپارید! شاید
دیگه نتونم
حرف بزنم اما
تا وقتی زنده
هستم یک امید
دارم اینکه: پیش
از اینکه طناب
پایان زندگی
من باشد، ایران
آزاد و آبادم
را ببینم.»
جنایت
حکومت جور و
جنون جمهوری
اسلامی تنها به
صدور و اجرای
احکام اعدام
برای معترضان
خلاصه نمی شود.
این حکومت خون
آشام در قتل
عمد حکومتی
قربانیان
آسیب های
اجتماعی نیز
با شقاوت و بی
رحمی تمام عمل
می کند. هنوز
چند روز از
اعدام مرضیه
نیری،
قربانی کودک همسری،
نگذشته بود که
خبر اعدام رضوان
اصغرزاده، مادر شش
فرزند، و زینب رجبی، مادر سه
فرزند، به
اتهام مواد
مخدر نیز منتشر
شد. بنا
به گزارشها از ابتدای
سال جاری
میلادی
تاکنون ۲۱ زن
در ایران
اعدام شدهاند. دریغا
که ما حتی
روایتی از
زندگی و آنچه
بر این
قربانیان گذشته
است را نمی
دانیم.
اعدام
هر انسانی
جنایت است نه
اجرای عدالت. با
مرگ نمیتوان
مرگ دیگری را
جبران کرد. و
به طریق اولی،
اجرای این حکم
شنیع در مورد
زندانیان
سیاسی و
عقیدتی
جنایتی عظیم و
موحش است. باید
این حقیقت را
با صدای بلند
تکرار کرد که مخالفت
با حکم شنیع
اعدام یعنی
مخالفت با
اعدام هرکسی
به هر عنوان و
در همه جا. این
حقیقت را
مادران
داغدار
خاوران که با
رنج زندان و
اعدام
جگرگوشه
هایشان زیسته
اند، به زیبائی
فرموله و بیان
کرده اند: «ما به
اعدام برای هر
کس، هر کجا، و
هر زمان و تحت
هر عنوان نه
می گوییم.»
واقعیت
این است نسلی
که سرگذشت شان
تلخ تر از درگذشت
شان است در
پشت میله های
زندان بودن و
یا آونگ شدن
از چوبه های
دار هراس
ندارد. ولی
زیستن در
سرزمینی که
مزد گورکنانش
از بهای آزادی
آدمی افزون
است، هراسناک
است. پخشان
ها، نجمه ها و
ترانه ها و
ارغوان ها و...از
آن جمله اند. چنانچه
نجمه که زیر
حکم اعدام
است، شاید در
تنها و آخرین
فرصت ارسال
پیامش از
زندان گفته است:
« من فقط
عدالت و فرصت
دفاع میخوام.» و یا پخشان
عزیزی که چهار
بار حکم
اعدامش تائید
شده است و زیر
چوبه دار است
می گوید: « من آنیام
که برای زندگی
میمیرم، نه
آنکه برای مرگ
زندگی کنم.»
شب
پرستان سفله
سیاه دل که
چنین بر مسند
قدرت نشستهاند
و با بیدادگری
حکمرانی می
کنند، هر آنکس
که خواهان
آزادی و عدالت
است را یا بر
بالای دار میخواهند
یا محبوس سیاه
چال ها. اما
آنهائی که
مقاومت را
زندگی میکنند
بسیارند؛ و
این خود
نویدبخش
طلیعه
آزادیست. اگر
حکومت خونریز
ولایی بقایش
را به طناب
دار و سر به
دار کردن
جوانان رعنای
این سرزمین
گره زده است،
مخالفت و
اقدام عملی
علیه این حکم
شنیع
ضدانسانی
وظیفه هر
انسان
عدالتخواه و
آزادیخواهی
است. با بیداری
تاریخی مردم
ایران، امید
است که ما روزی
سرزمین چوبه
های دار را بی
دار کنیم. آن
روز دیر نیست.
ح. روشن
سه
شنبه ۲۲
سپتامبر ۲۰۲۶
/ ۳۱ شهريور
۱۴۰۵
پانویس
…..................................
* پخشان
عزیزی (مددکار
اجتماعی کُرد)، زهرا شهباز
طبری (فعال
مدنی و زندانی
سیاسی گیلک)، مهناز
چاردولی (از
بازداشتشدگان
اعتراضات دیماه
۱۴۰۴)، مریم
هداوند (از
بازداشتشدگان
اعتراضات دیماه
۱۴۰۴)، ارغوان
فلاحی (از بازداشتشدگان
اعتراضات دیماه
۱۴۰۴)، ترانه
رحیمی (از
بازداشتشدگان
اعتراضات دیماه
۱۴۰۴)، لیلا
ابوالحسنی (از
بازداشتشدگان
اعتراضات دی۱۴۰۴)
و مرضیه
(سودا) ابراهیمی
(از
بازداشتشدگان
اعتراضات دیماه
۱۴۰۴) هشت زندانی
دیگر در معرض
اجرای حکم
شنیع اعدام هستند. ناگفته
نماند حکم
اعدام وریشه
مرادی (زندانی
سیاسی کُرد) و بیتا همتی (از
بازداشتشدگان
اعتراضات دیماه
۱۴۰۴) دو زن
زندانی سیاسی
دیگر گرچه نقض
شده است ولی
باز در خطر
صدور حکم
اعدام قرار
دارند و سرنوشت شان
با طناب دار
گره خورده است.