وریشه
مرادی؛
زندانی سیاسی
محکوم به
اعدام
ح. روشن
«دار، ما
را نمیشکند؛
تنها ریشههایمان
را به ژرفای
خاک میفرستد»؛
این سخن پرمغز
از وریشه
مرادی زندانی
محکوم به
اعدام است. این
زندانی سیاسی
محبوس در
زندان اوین در تاریخ ۲۲
مهر ۱۴۰۵ بار
دیگر توسط
قاضی مرگ،
ابولقاسم
صلواتی، به
اتهام «عضویت
در گروه باغی» به
اعدام محکوم
شد. صدور مجدد
حکم مرگ برای
وریشه در حالی
صورت گرفت که
وی با
اعلام اینکه «دادگاه
را به رسمیت
نمیشناسد» از
حضور در جلسات
بیدادگاه
نظام خودداری
کرده بود. وریشه بار
اول در تاریخ۲۰
آبان ۱۴۰۳
به اعدام
محکوم شده بود
که با تلاش
وکلای شریف وی این حکم
در آذر۱۴۰۴ در دیوان
عالی نظام نقض
شد. حکم
شنیع اعدام
زمانی برای
وریشه دوباره
صادر شده است
که داس مرگ
نظام ولائی هر
روزه زندگی
جوانان رعنای
کشور را درو
میکند و در
هر گوشه ایران
چوبه های دار
برپاست. و این
انتقامجوئی عریان
حکومت از
کسانی است که
علیه این نظام
سرکوبگر و
خونریز
شوریده اند؛ و
نظام ولائی
برخاسته از
اعماق گور
تاریخ میخواهد
بدینوسیله
جامعه را
مرعوب شقاوت و
قساوت خود
سازد.
کیوان
عزیزی، یکی از
وکلای وریشه
مرادی،
اعلام کرد که «این
حکم در شرایطی
صادر شده که
حکم قبلی شعبه
۱۵
دادگاه
انقلاب مبنی
بر صدور
مجازات اعدام
برای وریشه
مرادی، با طرح
شبهات جدی در
مورد تحقیقات،
توسط شعبه
رسیدگی کننده
در دیوان عالی
کشور، نقض شده
بود ولی
متاسفانه این
شعبه بدون
انجام
تحقیقات مورد
نظر شعبه
دیوان عالی کشور،
صرفا با تغییر
عنوان اتهامی،
وی را مجددا
به اتهام
عضویت در گروه
باغی، به
اعدام محکوم
کرد.» امیر
سجادی یکی
دیگر از وکلای
وریشه نیز
گفته است: «وریشه
مرادی مطلقا
در هیچ
عملیاتی علیه
جمهوری
اسلامی ایران
مداخله
نداشته و
فعالیتهای
او مربوط به
مبارزات
نامبرده علیه
داعش در شمال
سوریه بوده و
ارتباطی به
جمهوری
اسلامی ایران
نداشته است.»
گلرخ
ایرایی،
هم بندی وریشه
در زندان
اوین، در فضای
مجازی نوشته
است:
«حکم
مرگ وریشه
مرادی
دوباره صادر
شد. جمهوری
اسلامی وریشه
رو باغی
شناخته و
دوباره بهش
حکم اعدام
داده.
_ خودش
اومد توی اتاق
و خبر رو داد…
_ «اینکه
آنقدر محکم میتونی
حکم مرگ خودتو
به همبندیهات
بگی، اینکه نه
صدات، نه خطوط
چهرهات و نه
لحن حرف زدنت
تغییر نمیکنه،
اینکه میتونی
مثل ده دقیقه
پیش باشی که
هنوز خبر
نداشتی
دوباره حکمت
صادر شده،
اینکه میتونی
با حوصله به
واکنش بچهها
جواب بدی،
اینکه میتونی
دست به
گریبان مرگ
باشی و بخندی
و چال لپاتو
نشونمون بدی،
قوت قلب میده
به آدم.»
_ وریشه توی
اتاق بازجویی
و توی دادگاه
و رودرروی
صلواتی سر
موضع بود. پای
مبارزه و
باورش ایستاد
و با سری بلند
از خودش دفاع
کرد.
_سر
موضع بودن
یعنی قامت ستم
رو کوتاه کردن،
یعنی ایستادن
پای اون چیزی
که براش بلند شدی
و دست از
داشتههات
شستی، یعنی
مقاومت.
مقاومتت
ارزشمنده
رفیق.»
وریشه
مرادی،
اهل سنندج و
عضو جامعه
زنان آزاد شرق
کردستان (کژار)
که اکنون برای
دومین بار حکم
مرگ او را
صادر کرده اند
در تاریخ ۱۰
مرداد ۱۴۰۲
توسط نیروهای
امنیتی در
سنندج
بازداشت شد. وریشه
در مرداد ۱۴۰۳
در نامهای از
زندان اوین که
درواقع در
حکم دفاعیات
او خطاب به
مردم و جامعه
است با عنوان «داعش
سر میبُرد،
جمهوری
اسلامی نیز سر
به دار میکِشد
»، نوشته است:
«در
تاریخ ۱۰ مرداد ۱۴۰۲ در پلیس
راه سنندج- کامیاران
توسط نیروهای
وزارت
اطلاعات
دستگیر شدم،
تیراندازی،
شکستن شیشههای
ماشین، شکنجه
و تعرض فیزیکی
در لحظهی
دستگیری، جنگ
روانی،
بازجویی در
سلول انفرادی (شکنجهی
سفید) به دور
از چشم دوربینها
به منظور عدم
ثبت برخوردها
و تعرض
غیراخلاقیشان،
مواخذه در
برابر دوربین
برای تحقیر
اراده و
فشارهایی که
در طول ۱۳ روز حضور
در اطلاعات
سنندج متحمل
شدم، بخشی از
فشارهای
تحمیل شده بر
من است. آنان
وحشیام
خواندند و
گفتند زنانگیات
را از دست
دادهای! چرا
گریه نمیکنی؟
آخرین بار که
گریستی چه
زمانی بود؟
آخرین بار کِی
گُلی را
بوییدهای؟
سپس
مرا به بند ۲۰۹
بازداشتگاه
اوین منتقل
کردند، در
آنجا به مدت
چهار ماه و
نیم در
بازجوییها،
تحت فشارهای
بسیار، از
جمله شکنجههای
سفید،
سناریوسازیهای
متناقض و
فریبنده و
تهدید به ترور
شخصیت، گرفتن
اعتراف
اجباری و ... نگه
داشته شدم. سردردهای
شدید و خونریزیهای
مداوم (از
ناحیهی بینی)،
شدیدتر شدن
دردهای گردن و
کمر، ارمغان
روزهای حضورم
در سلول
انفرادی بود. به
عبارتی، همان
بلایی را که
احتمال داشت
نیروهای
استخباراتی
ترکیه بر سرم
بیاورند،
وزرات
اطلاعات
ایران به
انجام رسانید.»
او
در فرازهای
دیگری از نامه
اش بیان کرده
است:
- «بارها
در شرایط
دشوار
بازجوییها و
بازپرسیها
دفاعیاتم را
ارائه دادهام،
اما این بار
این نامهی
دفاعیهی من
است که خطاب
به مردم و
جامعهی
همیشه هشیار و
آگاه و
آزادیخواه به
نگارش درمیآورم.
از آنان میخواهم
مرا و فعالیتهایم
را مطابق
عدالت
اجتماعی
قضاوت کنند.
- حضورم
در سنگرهای
مقابله با
داعش مصادف
بود با
روزهایی که
این جریان
تمام نیرویش
را جهت اشغال
کوبانی به کار
گرفته بود.
- زمانی
که مردم در
مرز ترکیه و
سوریه، سپر
انسانی درست
کرده بودند،
یکی از هزاران
انسانی بودم
که «فرزند خاورمیانه
بودن» ما را به
آنجا کشانده
بود. پس
از زخمی شدن،
دیگر امکان و
توان حضور در
فضای
مبارزاتی
آنجا را
نداشتم، از
همین رو
باردیگر به
شرق کوردستان
و کژار بازگشتم
تا به فعالیتهای
آموزشی،
تحقیقاتی و
اجتماعی
ادامه دهم. این
درحالی بود که
مبارزه با
داعش منجر به
قرار گرفتن
نامم در لیست
ترور نیروهای
استخباراتی
ترکیه (MIT) شده
بود، از همین
رو حضورم در
روژاوا یا
اقلیم
کوردستان
مساوی بود با
تهدید به ترور
شدن توسط دولت
ترکیه.»
وریشه
که به همراه
بند زنان اوین
از ستونهای
ثابت کارزار «سهشنبههای
نه به اعدام» است، در
نامهای از
زندان اوین در
تاریخ ۹ بهمن ۱۴۰۳
نیز نوشته است: «حکم اعدام
برای من صادر
گشته، برای «ما»! ما، یعنی
بخشی از زنان
مبارز زندانی! من و سایر
دوستانم به
نمایندگی از
یک جامعه حکم
گرفتهایم. این
در واقع خوابی
است که برای
تمامی جامعه
دیدهاند. سرکوب (بخوانید
اعدام) جامعه
را در پیش
گرفتهاند و صد البته
که با مقاومت
روبرو خواهند
شد. حمایتهای داخلی و
خارجی نیز جهت
لغو حکم اعدامها
توسعه یافته و
این پشتگرمی
بزرگی برای
ماست. ما در داخل تسلیم
تحمیلها و
اتهامات بیبنیان
دستگاههای
امنیتی نشدیم
و مقاومت
کردیم. جامعه نیز
از ما حمایت
میکند و این همبستگی
نمود مهمی از
تداوم مبارزهی
مدنی در برابر
ظلم دستگاههای
حکومتی در
ایران است.»
یکی
دیگر از
فرازهای
درخشان این زن
مبارز محکوم
به اعدام
موضعگیری
قاطع و
محکومیت
تجاوز نظامی
اسرائیل و
آمریکا در
خلال جنگهای
دوازده روزه و
چهل روزه بوده
و آن را در
نامهها و
واکنشهای
خود از زندان
انعکاس داده
است. در خرداد
ماه گذشته وریشه مرادی به همراه ریحانه
انصاری، سکینه
پروانه و گلرخ
ایرایی با انتشار
نامهای از
زندان اوین،
تجاوز
اسرائیل و
آمریکا به ایران
را محکوم
کردند و با
صراحت گفتند:
«حمله به
ایران و کشتار
غیرنظامیان و
نابودی زیرساختهای
کشور توسط «رژیم
صهیونیستی» و
حامیان
آمریکاییشان
محکوم است. همچون
دیگر
جنایاتشان در
دنیا، در
خاورمیانه؛ و
متعاقب آن
حمایت از
اسرائیل و
اتکا به قدرتِ
ویرانگرش
توسط هر فرد،
گروه یا جریان
سیاسی، با هر
رویا و تصوری
نیز محکوم و
نشان از دنائت
و رذالتِ
حامیانش دارد.»
در
مورد وریشه و
وریشه ها که
مقاومت را
سرفرازانه
زندگی میکنند
و رویاهایشان
تحقق جامعهای
آزاد و
دموکراتیک
است، سخن
بسیار است و
می بایست
بسیار نوشت و
گفت. ولی در
اینجا به خاطر
اجتناب از
طولانی شدن
مطلب، ضمن
تأکید بر حق
حیات و
درخواست لغو
حکم اعدام در
ایران، سخن
پایانی را نیز
از خود وریشه
نقل میکنم و
مطلب را به
پایان می برم:
«حال
با نگاهی به
گذشته و مسیری
که پیمودهام،
از عملکردم
دفاع میکنم،
زیرا در هیچ
زمان و مکانی
به جان و مال
کسی کوچکترین
تعرضی ننموده
و یگانه جرم
من مسئولیتپذیری
در قبال جامعه
میباشد. همچنان
از مبارزاتم
بر علیه
نیروهای
تروریستی
داعش در
کوبانی دفاع
میکنم، و تا
پایان هرگونه
ستم علیه
زنان، از کوردستان
تا بلوچستان و
از ایران تا
افغانستان، و
تا رسیدن به
آرمانهای
ژن، ژیان، ئازادی
به مبارزه
ادامه خواهم
داد.
در
پایان اعلام
میدارم، در
طول یک سال
گذشته هیچ
چیزی موجب
ایجاد کوچکترین
تردیدی در
انجام وظایف
انسانیام در
قبال جامعه و
به ویژه زنان
نگشته و هرگز نخواهد
گشت.
من
زنی کورد و
ساکن
خاورمیانه
هستم که تنها
برای خود
نزیستهام،
برای آزادی
اجتماعی
ساکنین
منطقه، هر آنچه
در توان داشتهام
را انجام دادهام
و انجام نیز
خواهم داد،
زیرا حیات
آزاد و ارزشمند،
شایستهی جان
بخشیدن است. حیات را یا
باید والا و
معنامند زیست
و به آزادی
آراست، و یا
هرگز نباید
زیست.»
ح. روشن
یکشنبه ۱۸
اکتبر ۲۰۲۶ / ۲۶
مهر۱۴۰۵