اعلامیه
هیئت اجرائی
سازمان
کارگران
انقلابی
ایران(راه
کارگر)
در
بهار خونین
سال ۱۴۰۵
همسوئی
با متجاوزان به
خاک ایران،
پشت
کردن به آرمان
های «زن،
زندگی، آزادی»
است!
ایران
بانو، سال ۱۴۰۴
را در زیر
بمباران های
شدید و
بیسابقه و
ویرانگر قدرت
های متجاوز
آمریکا و
اسرائیل به
پایان برده و
گام در بهار
خونین سال ۱۴۰۵
گذاشته است.
بدین سان سال
نو در میان
بمب و خون و
گرد وغبار
ویرانی ها و
نابودی
زیرساخت های
حیاتی یک کشور
بزرگ توسط
متجاوزان و
در چنگال یک
حکومت
سرکوبگر و
فاشیستی آغاز
می شود. این
تهاجم
جنایتکارانۀ فاشیسم
آمریکایی و
صهیونیسم
توسعه طلب، اشغالگر
و نسل کش
آپارتاید
اسرائیلی،
ویرانی ایران
را در دستور
قرار داده
است. در این
میان
اپوزیسیون
راست و قدرت
طلب، چه سلطنت
طلبان فاشیست
و چه فرقه
مجاهدین و چه آن
هائی که از
متجاوزان خواهان
ایجاد منطقه
پرواز ممنوع
هستند و پاره
ای از شخصیت
های خود
فروخته، تمام
قد در کنار
متجاوزان ایستاده
اند و به نام
عمده بودن
تضاد با
فاشیسم دینی
جمهوری
اسلامی، به
ستون پنجم
دشمن متجاوز
تبدیل شده
اند.
اما
علاوه بر
اپوزیسیون
راست، بخشی از
اپوزیسیون
جمهوری خواه ،
به جای محکوم
کردن روشن و
سرراست تجاوز
خارجی، با اسم
رمز "نه به
جنگ" تلاش
دارد تا تهاجم
خارجی را
کمرنگ کرده و
این جنگ را به
شکلی غیرمستقیم
در خدمت
مبارزات مردم
ایران قلمداد
کند. در این
رابطه به طور
روشن باید
تاکید کرد که
تجاوز
امپریالیستی
و جنگ کنونی
در گام نخست
بزرگترین
ضربه را به
جنبش انقلابی
مردم ایران،
به خیزش
مسالمت آمیز و
درخشان «زن،
زندگی، آزادی»
و به روند
مبارزات
دمکراتیک و
پردستاورد
مردم ایران در
دهۀ گذشته وارد
آورده است.
این تجاوز بر
خلاف تبلیغات
دروغین شبکه
های وابسته به
قدرت های
امپریالیستی،
باعث
قدرتمندتر و منسجم
ترشدن
نیروهای
سرکوب فاشیسم
اسلامی گشته
است. تروریسم
دولتی آمریکا
و اسرائیل در ترور
رهبران
جمهوری
اسلامی به
همان نتایجی خواهد
رسید که
تروریسم فرقه
مجاهدین در
خرداد ۱۳۶۰
به بار آورد.
ترورهایی که
بیش از
ترورهای دولتی
اسرائیل و
آمریکا از
میان سران
رژیم قربانی
گرفت. از این
رو باید با
صراحت اعلام
کرد که نیروهای
انقلابی و چپ
و نیروهای جمهوریخواه
مسئول
برای این که
بتوانند از
مبارزات
دمکراتیک، انقلابی
و مسالمت آمیز
مردم برای
گذار از جمهوری
اسلامی حمایت
کنند، باید با
قاطعیت تمام
تجاوز
امپریالیستی
و جنگ ویرانگر
کنونی را محکوم
کرده و در
مسیر تدارک
جنبش جهانی
صلح و "نه به
جنگ" به صورت
روشن
آغازگران جنگ
و اهداف شوم
آنها را نیز
افشاء نمایند.
هم زمان بر
همه نیروهای
جمهوریخواه و
ملی واجب است تا
صفوف خود را
از نیروهایی
که تلاش می
کنند تفاوت
روشن نیروهای
مخالف تجاوز
خارجی و سرکوب
داخلی را با
نیروهایی که
چشم بر تجاوز
خارجی می بندند
کمرنگ کنند، مشخص
کرده و به دام
برنامه ها و
نشست ها و
کنفرانس های
تدارک دیده
شده از سوی
نیروهای سلطه
جو و متجاوز
تحت نام های
فریبنده
نیافتند. برای
نمونه باید یک
تجربه روشن از
این تلاش ها
را مورد توجه
قرار داد و به
همه نیروهای
چپ و مترقی و
آزادیخواه
برای شرکت در
آن هشدار داد.
در
ماه گذشته یک
تجمع سی نفره
در ۲۳ و ۲۴
فوریه ۲۰۲۶، در
لندن به عنوان
گروه تدارک "
کنگره آزادی
ایران" شکل
گرفت. شکل
گیری این
گردهمائی سی
نفره مقدمه ای
بود برای
برگزاری
"کنگره آزادی
ایران" با شرکت
سیصد نفر در
۲۸ و ۲۹ مارس ۲۰۲۶.
از ترکیب شرکت
کنندگان گروه
سی نفره می
توان طیف های
سیاسی شرکت
کننده در این
گروه بندی را
بازشناخت. اگر
چه مبتکرین
کنگره مدعی
هستند که این
کنگره محل
تشکیل ائتلاف
نیست اما "کنگره"
اسم رمزی است
برای شکل دادن
به ائتلاف
نیروهای
جمهوری خواه
با طرفداران
مشروطه
سلطنتی و چیدن
مدافعان حمله
نظامی به کشور
با مخالفان
تجاوز خارجی.
در میان شرکت
کنندگان گروه
سی نفره
افرادی مانند محسن
مخملباف شرکت
دارند که
ازجمله
نویسندگان نامه
به ترامپ برای
تشویق وی به
حمله نظامی به
ایران بودند
که اکنون
تقاضای شان
توسط ترامپ و
نتانیاهو
برآورده شده
است. در
تارنمای
"کنگره آزادی
ایران" که
اخیراً ایجاد
شده در بخش
«پرسش های
کلیدی برای
گفت و گو» در
این باره گفته
می شود: "مداخله
خارجی و
پیامدهای آن:
چرا دعوت به
مداخله خارجی
مطرح میشود؟
چه فرضهایی
موافقان و
مخالفان را از
هم جدا میکند؟
پس از مداخله
چه
سناریوهایی
محتمل است و چه
ضمانتهایی
میتواند
الگوهای شکست
تاریخی را
کاهش دهد؟ آیا
همکاری
سازنده در
میان این
اختلافها
ممکن است؟"!
اما
پیش زمینه
تشکیل این
کنفرانس به
ابتکار جرد
کوشنر داماد
ترامپ تعلق
دارد که از
طریق نهاد
حقوق بشری
وابسته به
دولت آمریکا
به نام "خانه
آزادی"(Freedom
House)
مقدمات یک
کنفرانس از
سرمایه داران
ایرانی مقیم
آمریکا و سایر
نیروهای
اپوزیسیون را
برای گردهم
آئی در"پالم
بیچ"(Palm Beach)
فلوریدا درمحل
ویلای ترامپ(Mar-a-Lago)
تدارک دیده
بود. اما به
خاطر مسائل
تدارکاتی و
نیز مشکلات
اخذ ویزا برای
شرکت
کنندگان، جلسه
به لندن منتقل
شد. این موارد
از جمله از
سوی یوسفیان(
که بیش از دو
دهه از
کارگزاران
رضا پهلوی بوده
است) و یکی از
سازمان
دهندگان
کنفرانس لندن
می باشد،
تائید و در
مطبوعات
منتشر شده
است. دراین
کنفرانس از
رضا پهلوی نیز
برای شرکت
دعوت شده بود
که البته او
از پذیرش دعوت
امتناع کرده است.
شهریار آهی که
از جمله پایه
گزاران این
کنفرانس است
درباره نقش
رضا پهلوی می
گوید: «این
کنگره در
رقابت با آقای
پهلوی نیست.
برعکس، او و
کنگره به
احتمال بسیار
زیاد در کنار
هم موفقتر
خواهند بود تا
جدا از هم؛
این منشِ
تکثرگرایی
(پلورالیسم)
است.» و
یوسفیان نیز
به این شکل به
ترکیب این
گروه سی نفره
اشاره می کند: «جمهوریخواهان
در کنار سلطنتطلبان
و مشروطه
خواهان و چپها
در کنار میانه
روها و به
همین ترتیب ...»
برگزاری
این جلسه چهار
روز قبل از
حمله آمریکا و
اسرائیل به
ایران به هیچ
وجه اتفاقی نبود
بلکه تمهیدی در
ادامه تلاش
های دولت
ترامپ برای
ایجاد بازوی سیاسی
پشتیبانی جهت
حمله نظامی از
قبل برنامه
ریزی شده بود.
در این کنفرانس
سینه چاکان طرفدار
دخالت نظامی
مانند محسن
مخملباف،
خالد عزیزی،
ناهید بهمنی،
محمد جواد
اکبرین و ... در کنار
مخالفانی
مانند مهدیه
گلرو، اسماعیل
عبدی، رضا
علیجانی،
حسین رزاق و ...
در این باره
بحث خواهند
کرد که آیا
بمب های آمریکائی-
اسرائیلی با
فروریختن بر
سر کودکان
دبستانی،
بمباران فرشی
مناطق مسکونی
و نابودی آثار
تاریخی بی
بدیل کشور،
دمکراسی و
تکثر گرائی
برای کشور به
ارمغان خواهند
آورد یا نه ؟
این یعنی اخته
کردن بخشی از اپوزیسیون
که ظاهراً خود
را طرفدار
حاکمیت و جمهور
مردم و مخالف
دخالت خارجی و
نصب حکومت
وابسته به قدرت
های سلطه گر
جهانی از بالا
می داند از
طریق نشاندن
آن ها در کنار
کسانی که به
بازوهای سیاسی
حمله نظامی
مبدل شده اند.
انتخاب
شهر لندن نیز
تصادفی به نظر
نمی رسد و
یادآور
کنفراس
اپوزیسیون
عراق در لندن
در سال ۲۰۰۲ قبل
از حمله
آمریکا به
عراق است. در
ارتباط با همین
تشابه
عبدالرحمن
الحیدری،
فعال اهوازی
شرکت کننده در
جلسه
تدارکاتی به
نشریه "نشینال" می
گوید: «در حالی
که اپوزیسیون
ایران مدل
عراق را به
طور کامل "کپی"
نخواهد کرد،
اما درسهایی
وجود دارد که
میتوان از
کنفرانس ۲۰۰۲
آموخت. آنها
در را بستند و
آنقدر موضوع
را میان خود
به بحث
گذاشتند تا به
راه حلی
رسیدند که
همگی بر سر آن
توافق داشتند.»
این که فهرست
سی نفر شرکت
کننده کنفراس
تدارکاتی
منتشر نشده
نشان می دهد
که درس های
کنفراس ۲۰۰۲
اپوزیسیون
عراق از همان
آغاز مبنا
قرار گرفته
است.
ایران،
سال
۱۴۰۵ را در
میان آتش و
خون، در میان
بمب و موشک
متجاوزان
سلطه جو، در
چنگال گشت های
مسلح بسیج و نیروهای
سرکوب رژیم
اسلامی آغاز
کرده است.
مردم ایران،
در طول سده
های گذشته، حتی
در طول یک قرن
اخیر با شرایط
بشدت سخت تری روبرو
بوده اند. این
مردمان شجاع
علیرغم
گرفتار آمدن
در چنین وضعیت
های نگران
کننده ای قادر
خواهند بود از
حق حاکمیت ،
از کرامت
انسانی و از
آرمان های زیبای
خود برای دست
یابی به
آزادی،
دمکراسی، برابری
و عدالت
اجتماعی
جانانه دفاع
کنند. در شرایط
شکست تجاوز
خارجی، که خسارت
های عظیمی به
کشور وارد
آورده و جان
هزاران
غیرنظامی
بیگناه و از
جمله کودکان
نازنین ما را
گرفته، شاهد
هارتر شدن
فاشیسم حاکم خواهیم
بود. چنین
نتایج فاجعه
باری در نتیجه
تجاوز به ایران
با شعار «ترامپ
بزن» مدافعان
حمله خارجی،
سلطنت طلبان و
همه اردوی نیروهای
امید بسته به نتانیاهو
و ترامپ را در
برابر مردم و
تاریخ ایران
رسوا و بی اعتبارتر
خواهد ساخت. این
تجربۀ دردناک،
کمک شایانی به
مردم دلاور ایران
خواهد کرد تا
با قدرت
لایزال خود پایه
های ساختار
فاشیستی
حاکمیت
اسلامی را
همچون
موریانه نابود
کنند و بر
ویرانه های آن
ایرانی آباد،
آزاد،
دمکراتیک،
سکولار،
فمینیستی و در
مسیر سوسیالیسم
دمکراتیک
بسازند. در
این روزهای سخت
و نگران
کننده، در این
شرایط بشدت
هراسناک، باز
هم باید بر
خیزیم و سال
نو و بهار ۱۴۰۵
را به مردم
دلاور ایران
زمین و تمامی
ملت هایی که
نوروز را گرامی
میدارند، شاد
باش بگوئیم.
سرنگون
باد رژیم
جمهوری
اسلامی
زنده
باد آزادی،
دموكراسی و
سوسیالیسم
هیئت
اجرائی
سازمان
کارگران
انقلابی
ایران (راه
کارگر)
شنبه
۱ فروردین ۱۴۰۵
برابر با ۲۱
مارس ۲۰۲۶