Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
دوشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۴ برابر با  ۲۶ ژانويه ۲۰۲۶
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :دوشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۴  برابر با ۲۶ ژانويه ۲۰۲۶

 

وظیفه کنونی جنبش چپ در ایران

فرامرز دادور

 

با توجه به اوضاع کنونی و خیزش آزادیخواهانه عمومی در ایران احتمال دارد که در آینده نزدیک یک دگرگونی رادیکال حداقل در عرصه سیاسی رخ بدهد. سوال عمده در برابر فعالان چپ و کارگری این است که آیا مدافعان سوسیالیسم قادر هستند که حرکتهای انقلابی را در جهت عبور از سرمایه داری در مسیر سوسیالیسم هدایت نمایند. بدیهی است که موفقیت در به انجام رساندن انقلاب مردمی و افزون بر آن امکان پیروزی جریانات سوسیالیست در قدرتگیری سیاسی تا حد زیادی به درجه رشد در عوامل مترقی ذهنی و مشخصا وجود آگاهی، شناخت و تشکل یابی هدفمند در میان صفوف تلاشگران و فعالان کارگری و توده ای بستگی پیدا میکند. اما واقعیت این است که با نگاهی به موقعیت کنونی، در ذهنیات مردم و سطح تشکل یابی مترقی در جامعه، بنظر میرسد امکان پیشرفت در راستای برقراری سوسیالیسم کم باشد. تداوم سیاستهای سرکوبگرانه رژیم در ایران و همچنین شکست "سوسیالیسم موجود" غیر دمکراتیک و بسیار آسیب دیده که بطور تاریخی در شوروی، کشورهای اروپای شرقی و در تعدادی از دیگر کشورها مانند چین و ویتنام برقرار بود تا حدی از توسعه ایده های مترقی ضد سرمایه داری و ظهور تشکل های قدرتمند کارگری با سمتگیری سوسیالیستی جلوگیری نموده است. در واقع، در جاییکه وجود احزاب و سازمانهای چپ کارگری میتوانستند به رشد و انسجام تئوریک و سیاسی در جنبش سوسیالیستی افزوده به درجه بالای شناخت و اعتقاد در میان توده های کارگری و زحمتکش در راستای حرکت برای انجام انقلاب اجتماعی یاری برسانند، نبود انها مسائل دیگری در مقابل مدافعان سوسیالیسم قرار داده است.

شرایط ذهنی کنونی و روند مطالبات و شعارهای اعتراضی در ایران روشن نموده است که توسل به اشکال و محتوای مبارزاتی در ابعاد متفاوت برای پیشبرد مبارزه علیه استبداد حکومتی در راستای دمکراسی و عدالت اقتصادی/اجتماعی در پیش روی قرار دارد. در واقع بخاطر نبود حتی سطحی از دمکراسی و وجود روند سرکوب دولتی علیه هر نوع فعالیت در "جامعه مدنی"، تلاش برای تقویت فعالیت در کارزارهای متنوع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را ضرور ساخته است. اگر براین نظر باشیم که وجود تشکل های چپ فرایندی لازم در جهت ارتقاء در نگرش سیاسی/اجتماعی طبقاتی است و برای انجام انقلاب جهت دسترسی به مناسبات انسانی غیر سرمایه داری به یک مسیر مبارزاتی سیاسی/اجتماعی دراز مدت در جامعه نیاز است، در آنصورت برای شکل گیری حرکتهای آگاهانه جمعی (طبقه برای خود) در میان کارگران و زحمتکشان لزوم پیدا میکند که وجود تشکلهای سیاسی و اجتماعی با نگرشهای سوسیالیستی حضور داشته باشند. به نوعی این ضرورت در میان تمامی تلاشگران و حامیان آزادی، دمکراسی و سوسیالیسم و از جمله در میان بخش خارج از کشور وجود دارد تا امواجِ آکنده از خیزشهای مردمی ماهیت رادیکالتر و هدفمند بسوی ایجاد تحولات بنیادی سیاسی و اجتماعی/اقتصادی در جامعه پیدا بکنند.

  واقعیت این است که اما عوامل متعددی در پراکندگی و بی تحرکی سیاسی در میان فعالان مترقی در برون مرز تاثیر گذاشته است. بخشی از آن نبود سیاستها و استراتژی صحیح از سوی فعالان چپ ایران در تاریخ 50 سال اخیر بوده است. این درست استکه مضمون سمت گیری های سیاسی در بین توده های ایران مخلوطی از گرایش های ناسیونالیستی و ضد استعماری بوده، اما برای جنبش چپ در جایگاه یک نیروی ضد سرمایه داری و ضد امپریالیست مهم بود و میباشد که در مقاطع تحولات سیاسی مانند دوران حکومت ملی گرای دکتر مصدق و در مقطع انقلاب مردمی سال 57 با حفظ سیاست انقلابی وارد همکاریها و همگامی های هوشیارانه و مقطعی با دیگر جریانات که عمدتا لیبرال دمکرات هستند، بشود. وضعیت کنونی در ایران مانند بسیاری از مناطق جهان نشان میدهد که عموم مردم و از جمله کارگران هنوز از شناخت، اگاهی و اعتقادات لازم جهت عبور از سرمایه داری در راستای سوسیالیسم نرسیده اند، گرچه همواره برای تحقق آزادی  و عدالت اجتماعی مبارزه میکنند. این درست است که اکثریت قاطع توده ها خواهان برکناری نظام حاضر و ایجاد مناسباتی مبتنی بر دمکراسی و عدالت اقتصادی/اجتماعی هستند، اما این ایده ها هنوز در مسیری هدفمند در راستای ساختار و موازین معین قابل لمس انسجام نیافته و سازماندهی سراسری نشده اند. با اینحال برای جنبش چپ مهم است که استراتژی مبارزاتی را بر اساس ذهنیات و تشکل یابی های ممکن در شرایط موجود اتخاذ نموده، در کنار طرح شعارهای اساسی خود بر مبنای نفی سرمایه داری، در محدوده اعتقادات کنونی توده های مردم سازماندهی نماید.

بدیهی است که انجام انقلاب مردمی در راستای استقرار یک نظام دمکراتیک (امکانآ جمهوری) در ایران از احتمالات جدی است. در چند هفته اخیر خیزش مردمی در خیابان های شهرهای ایران جریان یافته و با اینکه دژخیمان رژیم ارتجاعی حاکم هزاران نفر را به قتل رسانده، ده ها هزار دیگر را به اسارت گرفته اند، اما قیام توده ای زنده است. پرسش این است که در این مقطع که چپ رادیکال هنوز از اقتدار سیاسی هژمون یافته در میان کارگران و زحمتکشان برخوردار نیست در رابطه با توده های بپاخاسته و دیگر نیروهای دمکراتیک و مردمی چه مواضعی می باید داشته، چگونه وارد همکاریهای مقطعی و موردی با تشکلهای مردمی که احتمالا بسیاری در داخل کشور بطور مخفی ایجاد گشته اند، بشود؟ اینکه جنبش چپ سوسیالیستی هنوز ضعیف بوده قادر به دخالت سیاسی سرنوشت ساز در روند انقلاب نیست، بهیچ وجه دلیل بر کنار ماندن آن از مسیر تحولات سیاسی در این مقطع نیست. مهم است که حتی با وضعیت کنونی تلاش گردد که محتوای انقلاب در برابر ما هر چه بیشتر توده ای و رادیکالیزه گردد. امکان ایجاد جبهه ای دمکراتیک و مردمی جدا از جریانات سلطنت طلب و راست که مدافع دخالت قدرت های خارجی هستند، هدفمند برای سرنگونی جمهوری اسلامی در راستای استقرار آزادی های دمکراتیک و جمهوری انقلابی و در عین حال مشروط به نبود توافق بر جزئیات ساختاری و مناسبات اقتصادی/احتماعی آتی، می تواند شکل بگیرد. البته با اعتقاد بر این که جریانات چپ و کارگری در عرصه مبارزات مردمی و در مسیر پیروزی انقلاب خواهند توانست بلحاظ ساختاری (ب.م. اشکال شورایی و شیوه های انتخاباتی) و از منظر اقتصادی اجتماعی (ب.م. سطح کنترل و مالکیت اجتماعی بر مناسبات و شالوده های عمومی جامعه) تاثیر رادیکال داشته باشند. پیروز باد انقلاب مردمی ایران.

فرامرز دادور

۲۵ ژانویه ۲۰۲۶  

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2026 ©