جنگی
که مردم را
هدف گرفته است
وقتی
یک کشور را میسوزانند
نوید
مومن زاده
آنچه
این روزها بر
ایران میگذرد،
تنها یک جنگ
نظامی نیست؛
جنگی
است که هر روز
بیشتر به جنگی
علیه یک جامعه
تبدیل میشود.
سنتکام
اعلام کرده
است که نیروهای
نظامی ایران
از مناطق
پرجمعیت شهری
موشک و پهپاد
شلیک میکنند.
این
جمله در ظاهر یک
گزارش نظامی
است،
اما
در عمل میتواند
به زمینه و
مجوزی خطرناک
تبدیل شود:
مجوزی
برای آنکه
شهرها، محلهها
و زندگی مردم
عادی نیز بهعنوان
«هدف نظامی»
معرفی شوند.
وقتی
چنین روایتی
ساخته میشود،
مرز
میان پادگان و
خانه،
میان
پایگاه نظامی
و مدرسه،
و میان
میدان جنگ و خیابانهای
شهر
بهآسانی
از میان
برداشته میشود.
در
همین حال،
ترامپ از «تغییر
نقشهٔ ایران
پس از جنگ» سخن
میگوید.
او
حتی گفته است
که جزیرهٔ
خارک و منابع
نفتی آن را
تصرف خواهند
کرد.
فراتر
از این، پا را
از تهدید نظامی
نیز جلوتر
گذاشته و گفته
است که رهبر
بعدی ایران را
باید او تعیین
کند.
این
سخنان دیگر
فقط تهدید
نظامی نیست؛
اینها
سخن از تصرف
سرزمین و
مهندسی آیندهٔ
یک کشور با
بمب و آتش است.
در
سوی دیگر این
جنگ، زیرساختهای
حیاتی کشور نیز
هدف قرار میگیرند:
مراکز
انرژی، منابع
نفتی و شبکههای
تولید و توزیع.
بهانه
ساده است:
میگویند
اینها در اختیار
سپاه هستند.
اما
در واقعیت،
سوخت،
برق و انرژی
همان چیزهایی
هستند که زندگی
روزمرهٔ مردم
را ممکن میکنند.
وقتی
این منابع به
آتش کشیده میشوند،
آنچه
میسوزد تنها
تأسیسات صنعتی
نیست؛
زندگی
یک جامعه است.
کارخانهها
خاموش میشوند،
شبکههای
توزیع فرو میریزند،
و
شهری که دیروز
نفس میکشید
امروز
زیر دود و آتش
نفس کم میآورد.
در
کنار
انفجارها،
آتشسوزیهای
نفتی و صنعتی
ابرهای
سمی در آسمان
پخش میکنند؛
بارانی
سیاه از دود و
سم
بر
سر مردمی میبارد
که هیچ
نقشی در این
جنگ ندارند.
و این
فاجعه
در
هر ثانیه
گستردهتر میشود.
امروز
دیگر مسئله
فقط یک حکومت
نیست،
فقط یک
ارتش نیست،
و حتی
فقط یک جنگ نیست.
مسئله،
سوختن آینده
برای مردم ایران
است.
اگر
این مسیر
ادامه یابد،
آنچه
از ایران باقی
میماند
نه پیروزی
خواهد بود و
نه شکست؛
بلکه
سرزمینی زخمی
است
که
شهرهایش سوختهاند
و
مردمی که میان
دو آتش
بهای
سنگین جنگی را
میپردازند
که
هرگز
انتخابشان
نبوده است.
و در
پایان، تاریخ یک
پرسش ساده
خواهد داشت:
چه
کسانی کشوری
را به آتش کشیدند
و چه
کسانی بهای آن
را با جان و
زندگی خود
پرداختند؟
🌹🌍🌹
نقشهٔ
ایران را چه
کسی حق دارد
تغییر دهد؟
نوید
مومن زاده
ترامپ
از تغییر
نقشهٔ ایران
سخن میگوید؛
با کدام حق؟
در
حالی که بمبها
بر شهرها و زیرساختهای
ایران فرود میآیند
و مردم زیر آژیر
خطر و ویرانی
زندگی میکنند،
دونالد ترامپ
در تازهترین
اظهارات خود
از «آیندهٔ
نقشهٔ ایران»
سخن میگوید؛
آن هم با لحنی
که گویی
سرنوشت یک
کشور را میتوان
مانند خطوطی
روی کاغذ جابهجا
کرد.
او
حتی پا را
فراتر میگذارد
و از احتمال
تغییر نقشهٔ ایران
پس از جنگ سخن
میگوید و از
«انتخاب رئیسجمهور
آیندهٔ ایران»
حرف میزند. این
دیگر فقط یک
اظهار نظر سیاسی
نیست؛ این
زبان عریان
قدرت است—زبانی
که در آن
سرنوشت ملتها
نه با رأی
مردم، بلکه با
بمب و قدرت نظامی
تعیین میشود.
بنیامین
نتانیاهو سالهاست
از «تغییر
نقشهٔ خاورمیانه»
سخن میگوید.
اکنون وقتی این
هدف با بیان
آشکار رئیسجمهور
آمریکا تکرار
میشود، پرسشی
جدی پیش روی
جهان قرار میگیرد:
با
کدام حق؟
با
چه حقی یک
دولت خارجی میتواند
دربارهٔ شکل
جغرافیایی یک
کشور دیگر سخن
بگوید؟ با چه
حقی میتواند
از انتخاب
رهبر آیندهٔ
مردمی حرف
بزند که خود
باید
سرنوشتشان را
تعیین کنند؟
تاریخ
بارها نشان
داده است که
وقتی قدرتهای
بزرگ میخواهند
نقشهٔ منطقهای
را با جنگ و
مداخله تغییر
دهند، نتیجه
نه آزادی است
و نه ثبات؛
بلکه ویرانی،
بیثباتی و
رنجی که سالها
ادامه پیدا میکند.
مردم
ایران، همانگونه
که قربانی
استبداد داخلی
بودهاند، نمیخواهند
قربانی پروژههای
قدرتهای
خارجی نیز
شوند.
هیچ
نیروی خارجی
حق ندارد آیندهٔ
این سرزمین را
با بمب و تهدید
رقم بزند.
نقشهٔ
ایران را نه
بمبها، بلکه
مردم ایران تعیین
خواهند کرد.
👇🏾
بی بی
سی :
دونالد
ترامپ در تازهترین
اظهاراتش
درباره ایران
میگوید که نمیخواهد
کردها وارد
جنگ شوند. او
گفت قصد دارد
در انتخاب رئیس
جمهور آینده ایران
نقشی ایفا
کند. او
احتمال داده
است بعد از پایان
جنگ جاری،
نقشه ایران به
شکل فعلیاش
باقی نماند.
🌹🌍🌹
وقتی
شیپور جنگ
نواخته شد
نوید
مومن زاده
کمک
در راه بود؛
بمب رسید
رضا
پهلوی به یاد
داشته باشد
که میگفت:
«کمک در راه
است.»
و
سلطنتطلبان
نیز به یاد
داشته باشند
که
با پایکوبی و
رقص فریاد میزدند:
ترامپ
بزن؛
شدیدتر
بزن؛
بهتر
بزن.
حالا
آمریکا و
اسرائیل میزنند.
بمبها
فرود میآیند.
مدرسهها
زیر آتش میروند.
کودکانی
که تازه چشم
به جهان گشوده
بودند،
کودکانی
که تازه قدم
به مدرسه
گذاشته
بودند،
در
چند ثانیه
به
دود و خاکستر
بدل شدند.
و بنیامین
نتانیاهو میگوید:
«همهٔ زیرساختها
را میزنیم.»
و
دارند خانه را
چنان آتش میزنند
که
اگر چیزی از ایران
باقی بماند،
جایی
برای تاجگذاری
تو نیز نخواهد
ماند.
و
دونالد ترامپ
در
چشمهای ما
نگاه میکند و
میگوید:
ایران
به دموکراسی نیاز
ندارد؛
من
باید رهبر ایران
را تعیین کنم.
و هر
روز خواستههایش
بیشتر میشود.
اکنون
حتی میگوید:
«شاید در پایان،
نقشهٔ ایران
تغییر کند.»
سلطنتطلبان
باید به یاد
داشته باشند:
آنها
بودند که در شیپور
جنگ دمیدند.
اما
اکنون،
در میان
دود و آتش و ویرانی،
کمکم
آرزوهایشان نیز
چون
همان دود
به
هوا میرود.
عشق
آسان نمود
اول،
ولی
افتاد مشکلها.
با این
همه،
ما
هنوز امید داریم.
امید
داریم که در
پایان این شب
تاریک،
در این
گرداب
هولناک،
دو
استبداد ـ
استبداد
مذهبی
و
فاشیسم سلطنتطلبان
ـ
برای
همیشه از
جامعهٔ ما رخت
بربندند.
و
مردم ایران،
چون
از این کویر
وحشت
به
سلامت
گذشتند،
به
شکوفهها
و به
باران
سلام
ما را
برسانند.
🌹🌍🌹