سایهٔ
جنایت بر رؤیای
سلطنت
نوید
مومن زاده
سرانجام
پس از ماهها
جستوجو و
نگرانی، خبر
تلخی منتشر
شد: بقایای
جسد دکتر
مسعود مسجودی
در ونکوور
بزرگ پیدا شده
است و پلیس
کانادا دو
فعال شناختهشدهٔ
سلطنتطلب را
در ارتباط با
این پرونده
بازداشت کرده
است.
مسعود
مسجودی از
مخالفان
حکومت اسلامی
بود، اما در عین
حال از
منتقدان
بازگشت سلطنت
نیز به شمار میرفت.
او از جمله
کسانی بود که
میخواست ایران
آینده نه زیر
سایهٔ
استبداد مذهبی
باشد و نه زیر
سایهٔ بازگشت
استبداد
سلطنتی.
وقتی
او ناپدید شد،
برخی از
فعالان سیاسی
نسبت به این
احتمال هشدار
دادند که این
ناپدید شدن میتواند
با خشونت سیاسی
در میان برخی
محافل افراطی
مرتبط باشد.
اما پاسخ آنان
نه تحقیق و نه
روشنگری بود؛
بلکه موجی از
توهین و ناسزا
به سوی کسانی
روانه شد که
تنها خواهان روشن
شدن حقیقت
بودند.
اکنون
با انتشار خبر
پیدا شدن بقایای
جسد او و
بازداشت دو
نفر در ارتباط
با این
پرونده، بار دیگر
پرسشی جدی پیش
روی افکار
عمومی قرار میگیرد:
جنبشی که برای
بازگشت به
قدرت تلاش میکند،
آیا میتواند
وجود منتقدان
خود را تحمل
کند؟
سلطنتطلبان
بارها نشان
دادهاند که
در برابر نقد
و مخالفت، به
جای گفتوگو و
استدلال، به
فضای تهدید و
حذف متوسل میشوند.
تجربهٔ تاریخی
نیز برای مردم
ایران بیگانه
نیست. شکنجهها،
اختناق و
سرکوب سازمانیافتهٔ
ساواک در
حافظهٔ تاریخی
جامعهٔ ما ثبت
شده است. راهی که
از تهدید، حذف
و خشونت
بگذرد،
سرانجامی جز
بازتولید
همان چرخهٔ
تاریک
استبداد
نخواهد داشت.
حقیقت
ساده است:
راه
رسیدن به
سلطنت با جنایت
مفروش است.
آیندهٔ
مردم ایران باید
بر پایهٔ آزادی،
دموکراسی و
عدالت اجتماعی
فراگیر بنا
شود؛ آیندهای
که در آن هیچ
قدرتی نتواند
با حذف
منتقدان و
خاموش کردن
صداهای
متفاوت، راه
خود را به
قدرت هموار
کند.
تجربهٔ
تاریخی ایران
نشان داده است
که سلطنت—در
هر شکل آن—برای
این سرزمین با
سرکوب،
اختناق و حذف
مخالفان گره
خورده است.
مردمی که این
تجربهٔ تلخ را
زیستهاند،
بهخوبی میدانند
که بازگشت به
آن گذشته، راهی
به سوی آزادی
نیست.
از
همین رو، راه
آیندهٔ ایران
از دل آزادی،
دموکراسی و
عدالت اجتماعی
میگذرد؛ نه
از احیای
نهادهایی که
تاریخشان با
استبداد و
سرکوب پیوند
خورده است.
🌹🌍🌹