Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
پنجشنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۰ برابر با  ۰۳ مارس ۲۰۲۲
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :پنجشنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۰  برابر با ۰۳ مارس ۲۰۲۲
یادداشت ویژه معرفی موکلان دادگاه آلبانی:

یادداشت ویژه معرفی موکلان دادگاه آلبانی:

 

جزئی ازمستندات محاکمه حمید نوری(عباسی) دردادگاه استکهلم

 

امیرجواهری لنگرودی                                                               

 

توجه ضروری:

در آغاز سی وسومین جلسه محاکمه حمید نوری (با نام مستعارعباسی)، ریاست دادگاه قاضی ساندراعلام کرد: دادگاه محاکمه نوری ازاستکهلم برای استماع شهادت شماری ازشاکیان پرونده به آلبانی می‌رود.

رئیس دادگاه گفت: جلسات دادگاه برای دو هفته (هفته‌های ۴۵ و ۴۶) در دادگاه کشورآلبانی تشکیل خواهد شد. قاضی گفت: این تصمیم به این دلیل گرفته شد که استماع شاهدان مستقر درکمپ مجاهدین درآلبانی برای ادله اثبات جرم، ضروری شمرده شده است.

ازاینرو در ادامه دادرسی دادگاه محاکمه حمیدنوری(عباسی)دراستکهلم، درعصر روزپنجشنبه۲۸اکتبر۲۰۲۱،بعدازپایان شهادت آقای «مختارشلالوند بروجردی» درفرصت باقیمانده ، دادگاه روی پلان حضورخود درکشورآلبانی وارد شورشد وهمانگونه که رئیس دادگاه پیشترازدادستان ها خواستارمعرفی موکلان خود درآلبانی، قبل ازسفردروقت مناسبی به دادگاه شد؛ این کارامروزانجام گرفت .دادستان توضیح می دهد.

دادستان:حالاازروی همین ترتیب شماره بندی که همین الان دارم میگویم، وازروی همین شماره بندی ازآنها درکشورآلبانی بازپرسی می کنم.

با«محمدزند»شروع می کنم.دررابطه با این بازپرسی هامان، مادوتا کروکی جدید تهیه کردیم.آن عکس قبلی راقبلا معرفی کردم ونشان دادم ،ولی این عکس که ازطریق ساتلایت است،وجود ندادرد والان درصفحه ۸۸پروتکل است و ازبقیه صفحات رد می شوم،میرسیم به این مصاحبه ای که از«محمد زند» شده،ازجانب این سازمانی که مخففش به انگلیسی ج.وی.ام.آی(J.V.M.A)  است. برگه شماره۲۰است که بعنوان مستندات به ما تحویل داده شده است.مصاحبه اش هم در پروتکل الحاقی یک ازصفحه ۳۷۱تاصفحه۳۷۶ آمده است. دراین مصاحبه ازصحبت هائیکه می کند،ازجمله؛تجربیات ومشاهداش در زندان گوهردشت است! از کسانیکه شرکت داشتند ازپرسنل زندان وهیئت مرگ،اسامی آنها رانام میبردومیگویدوهمچنین درباره برادرش «رضازند»،که ما اورادرمقدمه معرفی کردیم.این مربوط به «محمدزند» بوده است.

حالابه نفربعدی«مجیدصاحب جمع اتابکی»می رویم.ازچند صفحه آن باید سری ردبشوم.این یک مورد، مصاحبه است که فعالان «عدالت برای ایران»،درسال۲۰۱۸با اوانجام داده است.- این سند من یادم رفته که تحویل بدهم- حالا قبل ازاینکه به آلبانی برویم باید به شما تحویل میدهم تا دادگاه داشته باشد.این مورد هم درپروتکل اف۴(۴F)، از صفحه۱۶۷تا۱۷۸این مصاحبه نوشته شده است.دراین مصاحبه درباره دوران تجربیات خودش دردوره اعدام ها درگوهردشت صحبت می کندواسامی پرسنل زندان را که دراعدام ها دست داشتند، ذکرمی کند، آنهم درشرایطی که خودش درکریدورمرگ، نشسته بود.

بعدیک سری عکس است که قبلابه آنهااشاره کردم وبرگه۴۷را دارد ومی گذارم باشد.چندین نفرراکه درگوهردشت اعدام شدند،نام میبرد ودونفرازاینها،درپیوست ای وجود دارد!صفحه ۴۹۸در پروتکل اف ۳(۳F)،ودرپروتکل الحاقی صفحه ۸۸،این دونفررامی توان دنبال کرد!

نفربعدی اسمش«عسکرمهدی زاده»،این هم درگزارش امنیستی،شماره هیجده(۱۸) است.درپروتکل جی یک(J1) درصفحه ۵۲۲وآنجا توضیح می دهد،که چه شکلی اورابه حسینیه بردند.ایشان هم ازطرف سازمانی که مخففش به انگلیسی ج.وی.ام.آی(J.V.M.A)،مصاحبه شده است. مصاحبه اش ازصفحه ۳۷۰تا ۳۷۶درپروتکل الحاقی یک است. ایشان نیزازهنگامی که درراهروی مرگ نشسته،اسامی پرسنل آنجا را که فعال بودندوشرکت داشتند رایاد کرده است،جداازآن اسامی همبندی های خود راکه اعدام شدند رانیزاعلام کرده است!

نفربعدی«اکبرصمدی»،اونیزازطرف ج.وی.ام.آی (J.V.M.A)، گفتگو شده است.برای مصاحبه ازصفحه۳۵۴تا۳۶۰درپروتکل الحاقی  یک وجود دارد.اوهم ازمشاهدات خودتعریف کرده ومسلما چیزهای دیگری هم هست،ولی درمورد اینکه جلوی«هیئت مرگ»بردند وتجربیات خود را توضیح داده واسامی را نیزقید کرده است. اگریادم باشد حتی اسامی«هیئت مرگ»راهم گفته وبه غیرازآن اسامی پرسنل راگفته ، خاصه آنهایی که درگوهردشت فعال بوده اند.یاد کرده است. اکبر همچنین اززندانی هایی که مثل خودش آنهاراجلوی«هیئت مرگ» بردند،نام برده است!

نفربعدی«محمودرویایی»است.کلی ازصفحات کتاب او«آفتابکاران»را دیدیم که درشماره۴۱است.حالاوقتی بااوبازپرسی میکنیم.درمورد این هاست وقسمتی درمورد عکس هایی است که ازکتابش استفاده کردیم. به مانند بقیه اوهم اسامی پرسنل زندان و«هیئت مرگ» وهم بندی های خودشان، کسانیکه اعدام شدند.این عکس ها راتندوتند ورق می زنم وآن نیست که - همه اینهاراآنجا نشان نخواهیم داد- ولی هنوزفرصت نکردم تا ببینم که کدام ها رانشان خواهم داد.یک بخش دیگری ازکتاب «محمودرویایی» درپروتکل الحاقی شماره۶است.که من دیروزبعنوان مدارک تکمیلی تحویل دادم.راجع به اینها مختصرومفید صحبت خواهم کرد.اوهم ازطرف این سازمان ج.وی.ام.آی(J.V.M.A) مصاحبه شده است.این مصاحبه هادرصفحه۳۳۸تا۳۴۱ودرپروتکل الحاقی شماره یک وجود دارد.این رانگفتم که صفحه هایی که ازکتاب به آنها استناد کردم درپروتکل جی سه ازصفحه۲۳۳تا۲۴۶است.اگردستگاه کاربکند ، یک فیلم ویدئویی است،که می خواهم نشان بدهم!

رئیس دادگاه : حالا شماره این سند چند است؟

دادستان : شماره ۵۲ است!

رئیس دادگاه: مربوط به «محمود رویایی» است؟

دادستان:بله مربوط به«محمودرویایی»است.این فیلم خیلی وقت پیش درست شده وآدم می تواند ببیند که چه زمانی درست شده است.زبان فیلم به فارسی است ولی زیرنویس انگلیسی دارد.!

رئیس دادگاه: معلومه این فیلم کی پخش شده است؟

دادستان: نه نمی دانم!

کنت لوئیس:ازخود عکس میشه تشخیص داد که این فیلم خیلی قدیمی است!

رئیس دادگاه : یعنی حالا نمی شناسی؟

دادستان:  ببخشید این لینک فایلش کار نمیکند

رئیس دادگاه : اشکالی ندارد!

فیلم باعوض کردن کابل،برای دادگاه نشان داده شد.- فیلم به زبان فارسی وبادیالوگ شخص «محمودرویایی» درباره «راهرومرگ» واطاق«هیئت مرگ»است.جای گرفتن بچه های زندانی در«راهروی مرگ»روبه دیوارونقش ناصریان معروف به (محمد مقیسه) ی، که آن زمان مسئول زندان بود.وی پیشتردادیارزندان ویکی ازآمرین اصلی کشتاروقتل زندانیان درگوهردشت بود.اوبچه ها رایکی ویکی صدا می کردوبه آن اطاق می برد وبچه هادرمی آمدند وادامه این راهرویک درب بزرگی بود. بچه هائیکه درمی آمدند به آنطرف درب هدایت می کرد.خوب یکی ویکی بچه هارابردندومامثلامی شنیدیم که ده تا پانزده تا اسم می خواندند،پاسدار«حمیدعباسی»که اوهم معاون دادیار بود، او هم نقش خیلی فعالی دراین قتل وعام ها داشت، می دیدم ده تا پانزده تا کارت ولیست دستش استواسامی بچه هارا می خواند.بچه ها بلندمی شدندودرحالیکه به سمت ادامه راهرویعنی آن تونلی که بعد هابه تونل مرگ معروف شد،هدایت می شدند.این ادامه همین راهرویی بودکه ما نشسته بودیم.این راهروکمی تاریک بودوما می دیدم بچه هائیکه میروند،چهل تاپنجاه متری اینها رادنبال می کردیم.بعد اینها واردسلولهای انفرادی می کردند.آنجا یک پنج دقیقه ای به آنها فرصت می دادندکه وصیت نامه بنویسند.بعدآنهارابه سالنی میبردند که زندانبان به آن«حسینیه»می گفتند.سالن بزرگی بود که ما هیچوقت ندیده بودیم و درخودزندان هم هیچ نقشی نداشت.درواقع جزخون درآنجا،ماهیچ چیزی ندیدیم!

 

نفربعدی«حسین فارسی»است.ماقبلاقسمتی ازکتابش رامطرح کردیم. شماره۴۲است.حالا سندتکمیلی که می خواهیم ارائه بدهیم،اسامی چند تن ازهمبندی ها راآورده که اضافه می شود. وی درباره آن اوقات تعریف کرده که چگونه میآیند واسامی رامی خوانندوبه راهروی مرگ می برند،درکناراسامی کسانیکه آنجابودند.هم اسامی پرسنل فعال زندان  هم اسامی هم بندیها که اعدام شدند!ازصفحه۴۵۳تا ۵۱۷این صفحاتی است که قبلابدان شاره می کنند.البته نه همه قسمت هاش ولی از بعضی صفحات، ازاین صفحه تا آن صفحه  آن آورده ام.ایشان هم درمصاحبه باسازمان ج.وی.ام.آی(J.V.M.A)،شرکت کرده اند  و از تجربه یاتش دردوران اعدام هاصحبت کرده است.اسامی فعال پرسنل زندان وهمچنین«هیئت مرگ»مصاحبه اش ازصفحه۳۸۲تا۳۸۷در پروتکل الحاقی یک آمده است!

رئیس دادگاه:سند 53 لیست را نیم خواهی مطرح بکنی؟

دادستان:ما برای ما همین حد کافی است که بدانیم،اسامی چه کسانی را ذکرکرده است واین دربازپرسی معلوم می شود.          

وآخرین نفرکه«حسن اشرافیان»است.به مثابه اولین شاهده ما است  که قراره ازاو بازپرسی بشود.اونیزدرگزارشی که باسازمان ج.وی.ام.آی(J.V.M.A)،داشت،شرکت کرده است.مصاحبه اودر صفحه۳۷۷تا۳۸۲درپروتکل الحاقی شماره یک است ودرباره مشاهدات خودش درزمان اعدام های زندان گوهردشت صحبت کرده است. تمام شد.

رئیس دادگاه: مرسی دادستان ها! کنت لوئیس مانده است!

کنت لوئیس:هنوزنتوانستندروی این فیلم بگذارند.من می خواهم همین جوری تصویری باشد،ولی این کارراانجام میدهیم که وکلای مدافع، دادستان ها،قبل ازاینکه به آلبانی برویم.همه آنرادیده باشند.هدف من اینستکه؛این فیلم که تحویل شمامیدهم درحین بازپرسی درآلبانی استفاده کنید.چون به نظرما اینجوری بهترمیتوانید ببینید ومتوجه بشوید،نسبت به این عکس های ساتلایتی که این زوایای مختلف راآدم چه شکلی می توانست ببیند!این کارمستلزم این استکه؛وقتی من حرف میزنم،هی باید قطع کنیدتامن توضیح بدهم.من خودم این کاررانمی توانم بکنم،ولی زبانی می توانم توضیح بدهم.غیرازاین نکته های دیگری هم است که اگروقت داشته باشم،می توانستم مطرح کنم،ولی چون هدف اینستکه درآلبانی نشان بدهیم ازآن می گذرم.آنها(مجاهدین) گرانتی کردند که درآنجامی شود این کارراکرد.صداهم روی فیلم می آیدوکامل می شود.

رئیس دادگاه:باشه مشکلی نیست.ضمن اینکه داریم نگاه می کنیم . تو کلمه"پاس"رابگو-پاس یعنی قطع کن- ومامتوقف میکنیم تاتو،توضیحاتت رابه دادگاه بدهی!

 

کنت لوئیس: اوسعی می کنم نمای عمومی این فیلمرابرای دادگاه توضیح دهد.نمای آن ازروی عکس های ساتالایتی قدیمی است.در عکس های جدید، یک سری ساختمان های جدیدساخته شده که در این قدیمیه که مربوط به سال۱۹۸۸برابر۱۳۶۷است،آن ساختمان ها وجود نداشته است.آنجوری که فهمیدم - اگردرست متوجه شده باشم- حرف سی(C) راکه می بینید،اینجا اکثرکسانیکه بودند - همه نه - به آن یند دو می گویند. حالا یک کمی خودم مطمئن نیستم که این فرعی پنج،کجا بود،بالای سه بود چپ اش بود یا بین آ و سه بود.حالا اینها را دقیق تر درآلبانی میپرسیم وخودشان توضیح می دهندومشحص می شود.حالا این فیلم نشان می دهد که این کرکره هاچه جوری بودند؟مثلاآدم وارد سلول می شود. بایداینجا تصویررانگه دارم. این بخش حسینیه بند دو است.یعنی سالن بزرگی که آخرآن ساختمان است.این ها رابزرگ کردیم تابفهمید چه جوری این کرکره ها راتا کردندیا سعی کردند خم کنندتا بشود آنها رادید.البته به این بزرگی نیست که دراین تصویرمی بینید. اینها راماوقتی که«رضا فلاح»با مدل خودش درروزشهادتش - درتاریخ روزسه شنبه/۴آبان ۱۴۰۰برابربیست وششم (۲۶)اکتبر ۲۰۲۱- نشان داده،که چه جوری تا می کنند،الان مامتوجه شدیم.الان واردیک فرعی شدیم.این قسمت کوتاه بین ساختمان ها است.اینجا ازقسمت فرعی پنج،ازلای کرکره ها این صحنه رامی توانست ببیند.اشخاص مختلف تعریف کردند که چه می دیدند.اینجا یک دیوار و یک درب است وآن محوطه ای که ورزش می کردند وآنجا است که یک عده تعریف کردند که فرغون را دیدند وآدم ها به بیرون میروند و می آیند.بازهم تعریف می کنم،این تصویری که الان دارید می بینید. این فاصله،این حدزیادنیست.اینجا پرده کرکره ها کمی خم کردند تا دیدش بزرگ واز- لای کرکره ها- وسیع نشان داده بشود. این هم همان سوله است.این اطاق ها که این بین هستند به انها فرعی می گویند. همانطورکه الان نشان می دهد،هرطبقه اش،راهروی درازرادارد. حالابه طبقه همکف رفتیم.این همان راهرویی است که به آن «راهروی مرگ»می گویند.اولی ها اگردقت کرده باشید،پشت هاشون روبه دیواربودوصورت هاشون روبه اینور،دراین راهروها آدم ها شکل هایی مختلفی رابه خودمی گرفتند.مثلااینجا رانگاه کنید.اینجا آدم ازحسینیه نمی اید بلکه ازآن سمت دیگرپیدایش می شودومی پیچد به سمت چپ،این راهروخیلی درازترازآن چیزی است که بقیه توصیف کردند،راهرویی که «هیئت مرگ» اطاق یا دفترشان بوده است. « کنت لوئیس»ادامه می دهد که«حمید نوری»هم سرش راتکان می دهد وتائیدمی کند.و«حمید نوری»ازآن سوی سالن داد می زند:«ایشان راجع به«حمید نوری»اجازه ندارد،حرف بزند!»

رئیس دادگاه : به کنت لوئیس می گوید: « لطف کمانتارندهید»

کنت لوئیس: معذرت می خواهم!

رئیس دادگاه:روبه جمع تماشاگران- معلوم نیست چه ازاوسرزده است- می گوید:«بایدایشان -لاله- ازسالن بیرون رود!اوکه سمت راست ته وته سالن مانشسته،به آرامی ازجانب مترجمی شنیده میشود که می گوید:احتمالا-لاله بازرگان- است،باید ازسالن بیرون رود! رئیس دادگاه ادامه می دهد :اصلاقابل قبول وتامل نیست که آدم درسالن دادگاه بشنید و به این وآن بخندد،من معذرت خواهی می کنم.! بفرمائید ادامه بدهید.

کنت لوئیس:طبق برداشت من،این راهروخیلی طولانی ترازتوصیفی است که بقیه کردند.حالا ته اش را نمی بینیم، ولی دیدیم وقتی این فیلم حرکت می کرد به سمت چپ پیچید.این قسمت خیلی مهم است که مد نظرتان باشد. این زندانی ها که می بینید اینجا نشسته اند،درست بیرون اطاق«هیئت مرگ»هستند!بازهمتاکید می کنم:وقتی آدم درون به جانب اطاق «کریدورمرگ»،به ته اش رفته وبه سمت چپ می پییچد، می آید و وارد این راهرومی گردد.چون خیلی هاصحبت وتعریف می کردند. وقتی بیرون آمدند،یا بایدبه سمت راست یا سمت چپ میرفتند،اما این سمت راست وچپ،وقتی است که آدم وقتی به سمت راهرواصلی برمی گرده.چپ به سمت حسینیه است وراست به سمت راهروی اصلی میره باید بگ.یم:فرقی هم نمی کند که ازسالن بیرون بیایند وبه کجا بروند،باید برگردند. چون یکی به راهروی اصلی می اید وآن دیگری به سمت حسینیه .... کنت لوئیس ادامه می دهد:اینجادوتا پاسدارنشسته اند،هیئت مرگ هم همین جا است.طبق اطلاعاتی که به مادادند،«هیئت مرگ» اینجوری نشسته اندوتصویرقبلی هم متهمی آنجا نشسته بود.حالاازاینجا که بیرون میآید، دوباره وارد راهرومی شود.اینجا یک میزتحریراست.که سمت چپ وراست دارد.چپ به سمت حسینیه میرودو... کابلی که گفتیم- اینجا دست یک نفراست- ودرآلبانی اینها رانشان تان می دهیم .فقط تنها بخشی که دراین فیلم نیست،آنی است بعضی زندانیان را به سلول انفرادی میبردند.این هائیکه گفتم:ازبعضی قسمت هایش در بازپرسی درآلبانی استفاده خواهم کرد وفعلا تمام شد.

رئیس دادگاه:تشکرمی کند، واز«کنت لوئیس»میپرسد:چه جوری می خواهید این را درآلبانی نشان بدهید؟

 کنت لوئیس: درآلبانی همزمان نشان می دهم و دادستان با آنهاصحبت کرده است وآنها گفتند: که می شود!

رئیس دادگاه:اکی !

کنت لوئیس:حالا شما همه دیدید!

رئیس دادگاه:درسته،کارعاقلانه ای بود که پیشترنشان دادید،چون آنموقع می توانیم برگردیم وبه اینها اشاره نماییم!

کنت لوئیس:من یکی ویکی ،کپی به وکیل مدافع وبه دادستان هم دادم!

رئیس دادگاه:ازوکلای مدافع می پرسد؛ فعلاچیزی برای گفتن دارید ؟

وکلای مدافع : نه ، ما باید اینرا خودمان بعدا ببینیم .

رئیس دادگاه:کسی حرفی برای گفتن ندارد؟قبل ازاینکه خداحافظی کنیم ،درباره زمان هائیکه درآلبانی برسرکاربرویم.آنها گفتند:ازهشت صبح تاچهاربعدازظهر!من اینگونه تقسیم بندی کردم که دادستان ها،از ساعت هشت تادوازده،یعنی چهارساعت،برای استفاده ازوقتشان،در اختیارشان بگذاریم،آنهائیکه شاکی اند،وکلای شاکی وآنهائیکه شاهدند، دستیارحقوقی شان،هراسمی که می خواهیم رویشان بگذاریم .ازساعت یک تادووقت دارند.و وکلای مدافع ازساعت دوتا چهاروقت خواهند داشت.ماازروی این تقسیم بندی کارهایمان راانجام می دهیم.حالا اگر خودتان بین خودتان،میخواهید ساعت هاراتغییربدهید،دیگرآزاد هستید. آنجا که هستیم، دیگرنمیتوانیم بیش ازساعت چهاربمانیم و همینه که هست.اگردادستان وقت بیشتری داست،بانمایندگان آن اشخاص صحبت بکند،حالاوکلای شاکی ها ویاهرچیزی که هستند، ازوقت آنها بگیرد.

دادستان : چهارساعت هم جمعه داریم، مگرنه؟

رئیس دادگاه : البته بله ، بله. می توانیم ازوقت جمعه هم استفاده کنیم! .

 کنت لوئیس: جمعه نوزدهم !

رئیس دادگاه:بله، فرداهیچ چیزی نیست!خوب برای همه اکی است ...

دادستان : فقط یک سئوال دارم .آنوقتی که ازآلبانی برمی گردیم، وقتش میشه که ازخود «حمید نوری»، بازپرسی بشود؟ ازطرف همه شاکی هاازماخواستندکه درخواست شان رابه شمابگوییم:که همه می خواهند،  دردادگاه باشند،نگاه کنندوپیگیری نمایند.حالاچه جوری اش را نمیدانم ،ولی خواست شان همین است. همه می خواهد وعلاقه برای حضور زیاداست.یعنی خیلی هایشان برنامه ریزی کردند که بیانیدوحضوری درمحل باشند!ازماخواستندکه اینرابه شما بگوییم که چکارمیشود کرد؟ ایاسالن بزرگتری باشد که بتوانند درون آن سالن بنشینند وگوش بکنند؟

رئیس دادگاه:برنامه همان برنامه قبلی است که گفتیم وتعیین شده است. سالن شش وسالن دوهست.اینجا هم که آن پشت نشستند.حالاشما سعی بکن واطلاعات راجمع آوری کن که دقیقاچندنفرند که می خواهند باشند وبه دادگاه خبربدهیدتا ببینیم چکارمی توانیم بکنیم؟ که اگرما کاردیگری ازدست ما بربیاد،انجام بدهیم!رئیس دادگاه ازهمه وکلامی پرسد:شماهم نظرتان همین است که موکلای شماهم می خواهند بیانید.؟ حالاتعدادتان رابگوئیدوماهم رویش فکرمی کنیم.سالن دیگری هم هست،می توان ازآن بهره گرفت...به هرحال ماسالن شماره شش را داریم و حالا ، حالا ها آن سالن ثابت است.

مرسی ازبایت اطلاعاتی که دادید. یادتان نرود که بگوئید که چند نفرخواهند آمد. قبل ازخداحافظی کسی چیزدیگری ندارد که بگوید؟

مترجم زن به رئیس دادگاه یاد آورشد:«که من اطلاع دادم که ساعت هشت نمی توانم برسم ولی آقا جلال هستند و من ساعت نه میرسم»

 

آخرین نکته رئیس دادگاه:درباره آرایش سالن استکهلم .دادگاه یکربع به هشت درب هاش بازمی شودکه همه بتوانند وارد بشوند. دراین سالن«بنت هسلبری» و«یوران یالمارشون »،هفته اول دراین سالن می نشینند.یکی از«وکلای حمید نوری» وخود«حمید نوری»،و یک منشی دادگاه آنجا خواهد نشست که همیشه می نویسد. حواسش باشد که وصل کردن وکارهای تکنیکی راانجام میدهد.همچنین بایدتمام بازجویی هایی که آنجا انجام میشودراضبط بکنند.علی هم اینجانگهبان ماخواهد بود، ولی کس دیگری غیرازاین افرادکه گفتیم دراین سالن نخواهند بود، یعنی بقیه افرادی که اینجاهستیدوشاکی هستید،باید بروید ودرسالن شماره شش بنشینید.

کنت لوئیس پرسید : خبرنگار ها چی ؟

رئیس دادگاه:خبرنگارهامی توانند پائین بنشینند.الان هم فکرکنم؛ از مطبوعات چندتایی هستندکه مشغولند،آنهاهمان پشت می نشینند.بهر صورت دوهفته دیگرساعت هشت صبح شروع می کنیم وببینیم چه جوری می شود ووقت نهاری ماهم فقط یک ساعت،ازدوازده تا یک است. ازاداره زندان درخواست کردیم تا ببینیم که یک ساعت کار ناهارراانجام بدهند،منتظرجواب هستیم،ولی هنوزجواب ماراندادند. ساعت چهارهم تمام میشودومترجم های ما درهمین سالن می نشینند. قراراست که ماوسائلی باخودمان به آلبانی ببریم،که بخش فنی را قوی ترکنیم تااینجاخوب ببینند.این فکرها راازپیش کردیم که این وسائل را باخودمان می بریم تا این نرم ابزارها بتواندبه کارفنی ما کمک کند و بهترببینیم.کسی سئوالی داردودیگرچیزینداریم تابه آلبانی برویم . مرسی برای تمام امروزوتمام !

**************

دررابطه با دلایل پیگیری پرونده حمید نوری به مدت دو هفته در آلبانی، شهادت هفت تن از شاهدان مقیم این کشوراست.که به دلایلی چند - نتوانستند دردادگاه استکهلم حضوربهمرسانند- به همین دلیل دادگاه استکهلم درادامه شهادت ها،خود را به آلبانی با آرایشی جدید، انتقال داد .نخستین جلسه این دادگاه در آلبانی به شنیدن شهادت «محمد زند»،اززندانیان سیاسی پیشین زندان‌های اوین،قزل حصار و گوهردشت بعنوان دادخواه برادرخود« رضا زند»اختصاص داشت.

 

اضافه نمایم: برپایه مستندات بالا، بنا بر یک برنامه از پیش تنظیم‌شده جلسات سی و پنجم تا چهلم این دادگاه به جای استکهلم درآلبانی، محل استقرار هفت تن از شاهدان این دادگاه، برگزار می‌شود.

..................................................................................

لینک یادداشت هایم ازدادگاه حمید نوری (عباسی) واظهارات شاهدان و شاکیان دادگاه چه حضوری و چه از طریق ویدئو...برای دادگاه از استرالیا و کانادا وآلبانی

https://drive.google.com/drive/folders/1l_-DDPT0OmT6arD5agxkUrtLQkrNET6r?usp=sharing

 

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2022 ©