Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰ برابر با ۲۷ ژانويه ۲۰۲۲
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۲  برابر با ۰۲ می ۲۰۱۳
بناپارتیسم و جغرافیای جدید سیاسی ایران

 

بناپارتیسم و جغرافیای جدید سیاسی ایران

 

مقاومت

 

آوریل 29, 2013

 

سیاست های انبساطی مالی و تعدیل ساختاری احمدی نژاد در سایه محاصره اقتصادی کشور از سوی غرب این روزها به درشتی اثرات خود را بر زندگی ایرانیان نشان می دهند. غول ابرتورم که ماه های قبل خود را در قیمت دلار، طلا و هر چیزی که می توانست حافظ ارزش اندوخته های طبقات بالایی و میانی جامعه باشد نشان داده بود این روزها با شانه خالی کردن دولت از ارائه سوبسید در قالب ارز مرجع به کالاهای مصرفی، به مایحتاج حیاتی مردم دست انداخته است. غولی که روز به روز مهیب تر میشود و به شیشه برگرنداندن آن سال ها زمان خواهد برد. وقتی در کنار تورم عنان گسیخته، ساختار نحیف نابود شده حمایتی دولت در نتیجه سیاست های نئولیبرالیستی دو دهه قبل و اضمحلال تولید ملی را قرار دهیم تصویر چندان خوش آیندی از ایران سال های آتی نخواهیم داشت. این شرایط وخیم این روزها گروهی افتاده در دام گذشته را به دامان خاتمی و دست و پا زدنی بی حاصل انداخته است. گروهی که در سایه هراس از مواجهه با واقعیت امکان ناپذیری اجازه نظامیان به خاتمی برای شرکت در انتخابات و از آن مهمتر ورشکستگی پروژه توسعه سیاسی اصلاح طلبان در شرایط تلخ امروز، سر باز میزند. اما آیا در این میان تنها تاریکی جلوه دارد و روزنه گشایشی هرچند کوچک دیده نمیشود؟

 

سویه دیگر تاریکی

 

چیزی که در میان اینهمه تاریکی پوشیده مانده است این است که فقر و فلاکت تنها در اعداد و ارقام اقتصادی خود را نشان نمی دهند. گسترده شدن فقر و نابودی طبقه متوسطی که در دولت های هاشمی و خاتمی فربه شده بود در حال تغییر بنیادی بافت سیاسی طبقاتی ایران است. این روزها طبقه متوسطی که در دوم خرداد با مطالبات سیاسی/فرهنگی اش خود را به عنوان یگانه سوژه تغییر در ایران نشان داده بود با شکست اولیه در اصلاحات و شکست نهایی اش در قیام سال 88 از در حال پاک شدن از صحنه کشور است. افولی که به دنبال خود فضا را برای تکتازی نظامیان و اولیگارشی وابسته به آنان خالی نموده است. به قولی می توان گفت که دورانی تمام شد و دوران جدیدی آغاز شده است! دورانی که در آستانه آن اصلاح طلبان احتمالا در محافل خود خواهند گفت که پیش گویی سعید حجاریان در مورد خطر بناپارتیسم پس از بهار طبقه متوسط و خرده بورژوازی ایران در دهه هشتاد به حقیقت پیوست.

 

در مواجهه با این تغییرات سوالی که با نگاه به جلو می توان پرسید این است که اگر در فرانسه ظهور بناپارتیسم و شکست بورژوازی نوخاسته فرانسوی به کمون پاریس منجر گردید، آیا نمی توان چنین سرنوشتی را برای ایران در نظر گرفت؟ اگر شرایط انضمامی متفاوت ایران امروز با فرانسه 1870 امکان بروز سوسیالیزمی از جنس کمون پاریس را مضحک جلوه میدهد، آیا نمی توان به خیزش مردمی فرودستان در سایه اضمحلال خرده بورژوازی و طبقه متوسط ایران اندیشید؟

 

در این سال ها اگرچه سوژه سیاسی محبوب روشنفکران دوران اصلاحات طبقه متوسط نابود میشود، اما از سوی دیگر ریشه های سوژه اجتماعی بالقوه جدیدی در خاک ایران دوانده می شود. طبقه ای خشمگین که در سایه فقر و احساس مستقیم بی عدالتی دیگر توهمات ضدانقلابی و خشونت هراس دوران اصلاحات و قیام 88 را نخواهد داشت. کاهش کسانی که برای بازتولید شرایط زندگی روزانه خود نگرانی ای ندارند و می توان آنان را در طبقه متوسط قرار داد، لاجرم منجر به افزایش وزن فرودستان خواهد شد. نوفرودستان ی که به لحاظ روانی ناتوان از تحمل فقر هستند در کنار فرودستانی که قبل از ورود گروه جدید نزدیک به 30% جمعیت شهری ایران را تشکیل می دادند و دیگر حتی قادر به تامین نان شب خود نیستند، جغرافیای جدید مردمی ایران را رقم خواهند زد. فضایی که به همان اندازه که در پس زمینه خود تاریک و تلخ می نماید می تواند پیش درآمد آینده ای متفاوت گردد. بپذیریم یا تا آخرین لحظه در توهمات رفرمیستی خود سیر کنیم، جغرافیای جدید سیاسی ایران که در یک سو نظامیان و در سوی دیگر طیف های گسترده فرودستان را خواهد دید نقشه جدیدی خواهد داشت. نقشه ای که فارغ از نتایج انتخابات آتی خط های جدید مقاومت و مبارزه را ترسیم خواهد کرد.

 

مقاومت

http://moghavemat.net/

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیر که عضوآن هستید ارسال کنید:  

© 2022 Copyright: All rights reserved