Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
سه-شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۹ برابر با ۲۶ می ۲۰۲۰
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار : جمعه ۲۶ تير ۱۳۹۴  برابر با ۱۷ جولای ۲۰۱۵
شکست محتوم طرح "هفته حجاب و عفاف"

 

شکست محتوم طرح "هفته حجاب و عفاف"

نگار محسنی

شورای فرهنگ عمومی از بیست تا بیست و شش تیرماه را "هفته حجاب و عفاف" نام گذاری کرده است. البته مثل خیلی از تشریفات و مراسم و نام گذاری های تحمیل شده از سوی جمهوری اسلامی که مردم، به حق، ذره ای به آنها اهمیت نمی دهند و حتی به ذهن هم نمی سپارند، به هفته حجاب و عفاف هم اهمیتی نخواهند داد. بیشتر چماقداران بسیجی، آخوندهای قشری و خبرگزاری ها و رسانه های بی مخاطب طیف اصولگرا هستند که به بهانه این هفته برنامه های تبلیغی می گذارند و تبلیغات زن ستیزانه و ایده های داعشی مسلک خود در باره لزوم خانه نشین کردن زنان را دوباره تکرار می کنند. برگزاری "هفته حجاب و عفاف" اما در سال های اخیر به شکلی فزاینده، خود بیان اعتراف تلویحی به شکست حاکمیت در کنترل پوشش زنان است. فی المثل خبرگزاری فارس این هفته در گزارشی اعتراف می کند که رژیم با یک "چالش جدی در تغییر نگرش‌ها" در جامعه روبروست و آن همانا "بی‌تفاوت شدن افراد جامعه نسبت به حساسیت امر حجاب و عفاف و مراقبت از آن" است. همین گزارش معترف است که "روز‌به‌روز بر رغبت و علاقه‌مندی جوانان به ویژه گروه سنی نوجوان و جوان در طیف بانوان" در استفاده از الگوهایی که مغایر ارزش های حکومت در زمینه پوشش زنان هست، افزوده می شود؛ به گونه ای که حالا دیگر "گروه‌های رپ و ساپورت‌پوش" راه افتاده اند. البته بی جهت نیست که خبرگزاری فارس و همپالکی هایش بر شکست حاکمیت در مهار پوشش زنان مانور می آیند؛ هدف ایشان آن است که بگویند "به جای تذکر لسانی و باصطلاح کار فرهنگی باید بر روی زنان اسید پاشید و قتل های زنجیره ای راه انداخت"، به شکلی بی پرده می گویند ، این بیست و هفت نهاد حکومتی که هر کدام به شکلی به خط شده اند تا زنان را در زمینه ی حجاب تحت کنترل داشته باشند، کافی نیست و سخت گیری ها باید بیشتر و عمیق تر شود. هدف اینان تحریک غرایز پست و حیوانی آدم های عقده ای، متعصب وبیماران روانی ای است تا زنان را تحت عنوان "حفظ ناموس" یا "ارزش های اسلامی" به قتل برسانند؛ بر رویشان اسید بپاشند و خلاصه آنچنان فضای سرکوب و ارعاب در جامعه حاکم کنند که زنان عملا خانه نشین شوند. آنگاه بدیهی است که در چنین جو ارعاب علیه زنان ، خیلی راحت تر می توانند قاچاق کرده، زمین خواری کنند و دارایی های مردم را از طریق شرکت های اعتباری جعلی بالا بکشند. وگرنه کیست که نداند همین هائی که مدافع تحمیل حجاب بر زنان هستند خود همزمان در راس شبکه های فحشای اسلامی هم قرار دارند. گزارشات متعدد منتشر شده در مورد قاچاق تن فروشان جوان و دلالی برای صیغه زنان، گواه این مدعا است. و گرنه همین هائی که می گویند "دل مومنان از ساپورت پوشان آزرده است"، خود با بی شرمی تمام از تجاوز جنسی به کودکان به نام شرع و دین دفاع می کنند.

اعتراف مرتجعان اصولگرا به شکست در تحمیل حجاب به زنان با هدف تشویق به سرکوب بیشتر و خشن تر صورت می گیرد. اما دیگر جای زیادی برای سرکوب بیشتر زنان باقی نمانده است. نباید فراموش کرد که سرکوب در زمینه حجاب تنها زمینه سرکوب زنان نیست؛ حقوق و آزادی های زنان در همه زمینه های مهم فردی و اجتماعی دائما نقض و سرکوب می شوند. در واقع سرکوب آزادی پوشش با طرح های گسترده آپارتاید جنسیتی، با راندن زنان از بازار کار و طرح ارتجاعی افزایش اجباری زاد و ولد همراه است. در عینحال این واقعیت مسلم را هم نمی توان نادیده گرفت که حتی فاشیستی ترین رژیم ها هم قادر نیستد سرکوب ممتد سیاسی نیمی از پیکره جامعه را به شیوه عادی زندگی اجتماعی تبدیل کنند. در اینصورت جامعه بسرعت واکنش نشون می دهد. ما چگونگی این واکنش ها را شاهد بوده و هستیم. مردم مقدمتا از حوزه هایی که بنا به طبیعتشان کمترین امکان نظارت موثر دستگاه سرکوب را دارد شروع کرده، به نفی بایدها و خط قرمزهای تحمیلی و سرکوبگرانه پرداخته، هر پیشروی ای را به سکویی برای پیشروی های بعدی خود تبدیل می کنند. بعد از یک دور پیشروی مردم، ضد حمله داعشی ها در حاکمیت شروع شده و عقب نشینی هایی را به زنان تحمیل می کنند که به نوبه ی خود دور دیگری از مقاومت و پیشروی مردم را در پی خواهد داشت. جمهوری اسلامی از همان ابتدای موجودیتش این جنگ را، مخصوصا در مورد حجاب، با زنان داشته و قدم به قدم هم عقب نشینی کرده است. بنابراین روشن است که بهره برداری یک هفته ای حکومت در جهت فراخوان به سرکوب بیشتر هم چاره این شکست تاریخی نیست. تهدیدات محسنی اژه ای، سخنگوی قوه قضاییه، که در هفته عفاف و حجاب، دوباره زنان باصلاح بدحجاب را به برخورد قضایی تهدید کرد نیز کارساز نیست. توجه به این نکته مهم است که شکست جمهوری اسلامی در زمینه تحمیل حجاب کامل به زنان در اوج انحصارش بر تقریبا همه ابزارهای تولید و تشویق الگوهای اخلاقی و رفتاری صورت گرفته است؛ شرایطی ایده آل تر از موقعیت انحصاری برای جا انداختن چنین الگوهایی به سختی قابل تصور است. بنابراین شکست در چنین موقعیتی نشان دهنده مغایرت ذاتی تفکرات و باورهای پوسیده و داعشی مسلکانه جمهوری اسلامی با منطق زندگی عادی و روزانه زنان جامعه ما است. در واقع مساله فقط بی تفاوتی اکثریت مردم نسبت به نوع پوشش زنان و دختران نیست، مساله فقط این نیست که مردم برای الگوی مورد نظر جمهوری اسلامی در زمینه پوشش زنان تره هم خرد نمی کنند، مساله از این حد به مراتب فراتر است. وقتی هنجار رسمی و تایید شده مورد نظر حاکمیت در حوزه پوشش زنان، ارتجاعی و تحمیلی است، هنجارشکنی خواه ناخواه در متن زندگی عادی و روزانه مردم راه خودش را به شکل های مختلف باز می کند.

جمعه ۲۶ تير ۱۳۹۴ برابر با ۱۷ جولای ۲۰۱۵

 

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیر که عضوآن هستید ارسال کنید:  

© 2020 Copyright: All rights reserved