Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
جمعه ۲۰ تير ۱۳۹۹ برابر با ۱۰ جولای ۲۰۲۰
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار : شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۳  برابر با ۰۳ ژانويه ۲۰۱۵
پروانه میلانی نویسنده شاعر و مترجمی که هر گز سکوت نکرد

 

پروانه میلانی نویسنده شاعر و مترجمی که هر گز سکوت نکرد

 

او از مادران خاوران شیر زنی که از اولین روز های کشتار دهه شصت در یافتن گورستان شهیدان و پاسداری و حفظ گور های بی نام و نشانِ قهرمانان و نام گذاری ان محل به خاوران در بدترین شرایط خفقان موجود در آن زمان پا به پای سایر مادران زحمات فراوانی را متحمل شد و در نهایتِ خستگی ناپذیری و شهامت تا آخرین روزهای عمر خود به افشای جنایات دهه شصت و مبارزه با ظلم و جور حاکم می پرداخت . پروانه میلانی شاهد اعدام برادرش رحیم میلانی بود برادری که فارغ التحصیل مهندسی شیمی و ازاعضا و فعالان سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر) بود و در ششم مهر ماه سال شصت دستگیر و به فاصله کمتر از یک ماه در هفتم آبان همان سال اعدام شد .

 

سرود خاوران که همواره توسط مادران خاوران به صورت جمعی خوانده میشد توسط پروانه میلانی سروده شده بود

 

خاوران،خاوران، دشت عاشقان/ خفته در دامنت طوفان زمان

 

رفته ازخاطرت شادمانی ها/ داری در یادخود درد و تلخی ها

 

خسته ای خاوران،خسته خاوران/خارستم به دل،بسته خاوران

 

زنگ غم ازرخت ما می زداییم/ خاک پاک تو راما می ستاییم

 

گلگون نام تو در یاد دوران ها / رسته جان تو از قید طوفان ها

 

آب صد چشمه در چشم پاک تو / آب صد رکه در زیر خاک تو

 

قهرمان، قهرمان دشت عاشقان/ رسته از نام تو یاد ارغوان

 

لاله در لاله ای دشت خاوران/ روح آلاله ای دشت خاوران

 

پروانه میلانی با وجود اینکه ایران زندگی میکرد و همواره در خطر ! ولی پس از انتخاب مصطفی پورمحمدی (عضو هیئت ۳ نفره اعدام و معاونت وزارت اطلاعات در کشتار های دهه شصت )در دولت روحانی در تاریخ۲۸مرداد۱۳۹۲ نامه ای خطاب به روحانی نوشت .

متن کامل نامه ایشان به رییس جمهور روحانی

آقای رئیس جمهور؛

من به شما رأی ندادم، اما از آنجایی که شما خود را رئیس جمهور همه ی مردم ایران نامیده اید، به خود این اجازه را می دهم که سخنی چند با جناب عالی داشته باشم. سال ها ست، سی و دو سال است که زخمی را که رژیم جمهوری اسلامی با کشتن تنها برادرم بر جان و دلم نهاده است در تنهایی خود می لیسم.

من این دادنامه را خطاب به جناب عالی می نویسم و می خواهم توجه شما را به مسئله ی بسیار مهمی که مربوط به یکی از اعضای کابینه ی سرکار است، جلب نمایم.

همان گونه که پیش تر گفته آمد، تنها برادرم را در بی دادگاه های جمهوری اسلامی از دست دادم، و وقتی خبر کشته شدنش را به من دادند از هیچ گونه توهین و ناسزای بسیار رکیک به من و بدن پاره پاره ی برادر عزیزم دریغ نورزیدند.

آری، از آن تاریخ دارم زخم هایم را می لیسم. در آن زمان به ما اجازه ی برگزاری هیچ گونه مراسمی را هم ندادند .

آقای رئیس جمهور؛

ما در خانواده ی کم درآمدی زندگی می کردیم. برادرم در رشته ی مهندسی شیمی دانشگاه آریامهر (دانشگاه شریف) فارغ التحصیل شد.

لازم به یاد آوری ست که وی در رژیم گذشته نیز از فعالان دانشجویی بوده است و در آن زمان سه سال را در زندان گذراند.

شاه او را نکشت، اما در این رژیم مثلاً اسلامی ششم مهر ماه سال شصت، دستگیر و در هفتم آبان ماه همان سال به جوخه ی اعدام سپرده شد.

چه سریع!!! حتا مهلت دفاع به او ندادند.

اکنون پرسش من از شما این است که چگونه توانستید آقای پورمحمدی را که عالم و آدم از جنایت های ایشان که بسیار هم سنگین است به وزارت دادگستری بگمارید. داد!!! دادگستری!!! یا بی داد گستری؟ من آدم ساده لوحی نیستم که فکر کنم شما از سوابق مشعشع ایشان در بسیاری از کشتارها چه در بندرعباس، چه در مشهد، و چه در زندان اوین و چه در زندان رجایی شهر بی خبر بوده باشید.

به ویژه آنکه ایشان یکی از سه نفر مأموران هیئت مرگ بودند که در کلیه ی زندان های ایران در تابستان هزار و سیصد و شصت و هفت باقیمانده ی زندانیان را به جوخه ی اعدام سپردند یا حلق آویز کردند و در گورهای دسته جمعی، در گورستان خاوران به خاک سپردند.

وجدان انسان ها بزرگترین فضیلتی ست که خداوند در ما به ودیعه گذاشته است.

آیا شما با این فضیلت آشنا هستید؟! آیا می دانید ایشان چه خیل عظیمی از خانواده ها را داغدار کرده اند، آن هم چه فرزندان نخبه و با تحصیلات عالی که یا در گورستان ها خفته اند یا فرار را بر قرار ترجیح داده و به خارج از کشور مهاجرت کرده اند.

پرونده ی جنایات ایشان بسیار سیاه است. در خاتمه از شما می خواهم زحمت کشیده و سری به گورستان خاوران بزنید و خود همه چیز را به رأی العین ببینید و خود قضاوت کنید که چه ظلمی بر ما خانواده های داغدار رفته است. شاید بد نباشد که بدانید مادر من پس از کشته شدن تنها پسرش به دو بیماری صعب العلاج آرتریت روماتوئید و پارکینسون مبتلا شد. لطفاً وضعیت بیماری مادرم را به سیاهه ی جنایات ایشان بیفزایید.

نکته پایانی:

جریان رأی گیری برای وزرای انتخابی شما را از تلویزیون دنبال می کردم. آن سه وزیر شایسته ی شما از مجلس فرمایشی رأی نیاوردند. واقعاً جای تأسف دارد. گرچه شیرازه ی مملکت چنان از هم گسسته است که نه شما و نه هیچ وزیری را توان بازگرداندن مملکت به شرایط عادی نیست.

پروانه میلانی در همین چند ماه پیش در ۱۸ماه مه۲۰۱۴ در مراسم جایزه گوانگجو در کره جنوبی به نمایندگی از مادران خاوران شرکت کرد وضمن دریافت جایزه مادران خاوران از بی عدالتی ها و ستم های روا رفته بر خانواده های شهیدان دهه شصت سخن گفت .

پروانه میلانی در ۱۰دیماه ۱۳۹۳در ۷۲ سالگی گذشت

یادش تا همیشه گرامی

 

زهره دهقان۱۲دیماه ۱۳۹۳

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیر که عضوآن هستید ارسال کنید:  

© 2020 Copyright: All rights reserved