Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
دوشنبه ۲ آذر ۱۳۹۴ برابر با  ۲۳ نوامبر ۲۰۱۵
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :دوشنبه ۲ آذر ۱۳۹۴  برابر با ۲۳ نوامبر ۲۰۱۵
کمپین "تغییر چهره مردانه مجلس" به نفع یارکشی های انتخاباتی

کمپین "تغییر چهره مردانه مجلس" به نفع یارکشی های انتخاباتی

مریم محسنی

 از جمله بحث هایی که اخیرا در میان عده ای از فعالان زنان مطرح شده ، تغییر چهره مردانه مجلس و شرکت در انتخابات است . یکی از این فعالان زنان در این رابطه در مصاحبه ای می گوید :" کمپینی به منظور تغییر چهره مردانه مجلس تشکیل شده .مشارکت زنان می تواند هم به صورت کاندیدا شدن برای نمایندگی مجلس باشد و هم به این صورت که رای دهندگان دقت کنند تا به کاندیداهایی که ذهینیت زن ستیز دارند رای ندهند . او یاد اوری می کند که کمپین سه کمیته اجرایی دارد؛ در کمیته ی "من کاندید می شوم" ما بر حق انتخاب شدن زنان تاکید می کنیم. در وهله دوم در کمیته ی "پنجاه کرسی برای زنان برابری طلب" می باید بتوانیم این بحث کاندیدا شدن زنان را  در سطح گسترده در میان افکار عمومی مطرح کنیم و سپس او با توضیح اهداف کمپین خاطرنشان می کند که: "در نهایت تمام هدف کمپین این است که به زنها بگوید که اگر خواستار تغییر در وضع قوانین و یا مناسبات حاکم در مجامع قانونگذاری در کشور هستند،  میبایست خودشان آستین ها را  بالا بزنند و وارد این مجالس شوند". اما آیا واقعا اگر زنها آستین ها را بالا بزنند و وارد مجلس شوند، مناسبات حاکم در مجامع قانون گذاری در کشور به نفع برابری زن و مرد تغییر می کند؟!.

اولا : وارد شدن زنان در مجلس ابزاری برای تغییر قوانین و یا مناسبات حاکم در مجامع قانون گذاری کشور نیست. با وجود نظارت استصوابی شورای نگهبان  کسانی می توانند  وارد این مجلس شوند  که تایید  سیاست های نظام برای آنها مسجل باشد.

ثانیا: افکار و عقاید آدمها صرفا بر اساس فاکتور جنسیت تعیین نمی شود . می دانیم که ذهنیت زن ستیز ورای جنسیت هم می تواند شکل بگیرد. به همین دلیل صرف حضور زنان در مجلس معنایش حتی الزاما پائین آمدن  غلظت مردسالاری نیست. آیا وجود زنان وابسته به جناح اصولگرا در مجلس توانسته از مردسالاری کم کند؟ اگر  تعداد همین زنان در مجلس بعدی چند برابر هم شود،  آیا می شود گفت که مردسالاری تضعیف شده؟ معلوم است  که نمی شود، گفت. کسانی مثل تاچر و خالده ضیا مدافع حقوق زنان نیستند. آنها  ماموریت شان این است  که از طریق حمله به حقوق پایه ای زنان حقوق فردی و اجتماعی زنان را هم درهم بشکنند. می شود با تغییر یه تعبیر تاریخی بگوییم  که زنان محافظه کار و دشمن حقوق فردی و اجتماعی زنان در مصادر قدرت و قانون، اغلب ستوان های توحش مردسالاری در درون زنان هستند.

ثالثا: تغیر قوانین نابرابر  از طریق فرستادن حداکثر پنجاه زن برابری طلب به مجلس ابتدایی ترین شرطش این است  که اکثریت مهمی در مجلس و نظام سیاسی موافق حذف قوانین نابرابر و تدوین قوانین برابر برای زنان باشند. خود طراحان کمپین هم می دانند که چنین چیزی  وجود ندارد و به همین دلیل  می گویند که می خواهند از این طریق "بحث کاندیدا شدن زنان را در سطح گسترده در میان افکار عمومی مطرح کنند". در واقع این کمپین هدفش گرم کردن بازار بسیج از پائین در خدمت تقویت سیاست های جناحی از رژیم در بالاست؛ جناحی که، با آگاهی از نقش جنبش زنان، به‌سرمایه‌گذاری‌ برنامه‌ریزی‌شده دست زده تا بتوانند در نزاع جناح‌های درونی نظام، جایگاهی محکم به‌منظور ‌دست‌یابی به هدف‌های سیاسی‌اش کسب کند. طی ماههای گذشته نمونه هایی از این موضع گیری ها را از سوی جناحهای رقیب بر سر تصاحب هر چه بیشتر کرسی های مجلس دیده ایم. برای نمونه ناطق نوری در همین مرداد ماه گذشته بود که در یک موضع گیری اعلام کرد:"معتقدم زنان باید در تمام عرصه ها حضور داشته باشند. منتهی باید خودشان هم تلاش کنند. من در مجلس پنجم درخصوص تصویب قانون حضور قاضی زن در دادسراها تلاش کردم. اما نکتهٔ مهمی که وجود دارد این است  که، چند در صد از زنانی که امروز در مجلس حضور پیدا کردند در جهت احقاق زنان تلاش کردن؟

رابعا: ایده آل ترین چیزی که از این کمپین قرار است بیرون بیاید بیشتر از مثلا حضور افرادی نظیر زهرا شجاعی در مراکزی نظیر ریاست مرکز زنان ریاست جمهوری اصلاحات است؟ مصاحبه خانم شجاعی با روزنامه اعتماد مورخ شش مرداد را نگاه کنیم می بینیم ایشان بر  ایجاد اولین کتابخانه تخصصی زنان و افزایش پوشش تحصیلی دخترانه تاکید می کند؛ در حالی که تاسیس کتابخانه زنان خیلی کار درخشان و تاریخ سازی نبوده . می دانیم که افزایش پوشش تحصیلی دختران هم اساسا نتیجه تغییرات اجتماعی و رشد آگاهی و انتظارات برابری خواهانه در میان زنان جامعه بوده تا سیاست گذاری های اخص تشویقی موثر خانم شجاعی و  مرکز زنان تحت نظر ایشان. کشتی راه افتاد چون باد موافق وزید.  افزایش پوشش تحصیلی دختران را نمی شود به حساب فعالیت های زهرا شجاعی یا حتی به حساب همه زنان اصلاح طلب در دوره مورد بحث نوشت. خانم شجاعی در مورد بحث اصلاح قوانین مربوط به زنان در همین مصاحبه می گوید :"به‌دلیل پایانِ دولت به‌ثمر ننشست".او به تهیه کتابی به نام بازپژوهی حقوق زنان هم اشاره می کند و می گوید که "این کتاب هم جزو خمیر شده ها بود".

این سرنوشت واقعی حضور زنان در نظامی زن ستیز است : بحث اصلاح قوانین اصلا به هیچ جا نمی رسد. یک کتابخانه  تاسیس می شود و یک کتاب هم که بر اساس پژوهش در زمینه حقوق زنان تالیف میشود خمیر می شود. سرنوشت اقدامات افرادی نظیر زهرا شجاعی نشان می دهد که اتفاقا برای تغییر قوانین مردسالارانه نه به تغییر ترکیب و جنسیت مردسالاران در مجلس که به جنبش مستقل توده ای خود زنان در اعماق جامعه نیاز داریم. تا زمانی که نیازها و منافع حیاتی زنان در پوشش کمپین های نادرست در خدمت بازی ها و مطامع جناح های حکومت قرار بگیرد، راهی برای برابرحقوقی زنان وجود نخواهد داشت.  برای داشتن ارزیابی درستی از میزان تغییرات و اصلاحات به نفع زنان باید گفت: رژیم جمهوری اسلامی در طول بیش از سه دهه خط قرمزهایی را در عرصه زنان ترسیم کرده که در چارچوب  بده‌بِستان‌هایِ حکومتیان نه ناطق نوری نه خانم زهرا شجاعی و نه هیچ‌کس دیگه توانایی ورود به آن را ندارند . یک نظام ایدئولوژیک اسلامی تاریک اندیش، زن ستیزی از اجزای ایدئولوژی اش به حساب می آید.

جمعه ۲۹ آبان ۱۳۹۴ برابر با ۲۰ نوامبر ۲۰۱۵

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2022 ©