Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
دوشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۰ برابر با ۲۶ جولای ۲۰۲۱
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار : سه-شنبه ۱۵ تير ۱۴۰۰  برابر با ۰۶ جولای ۲۰۲۱

آیا مهره چینی های اخیر علی خامنه ای،

به تثبیت نظام، منجر خواهد شد؟

احمد نوین

 

بعنوان مقدمه مایلم که یاد آور شوم که گذشته ازاینکه در تمامی سالهای حاکمیت نظام اسلامی در ایران، این رژیم همواره با بحران های مختلف و اعتراضات گوناگون نیروهای مخالف رژیم و مردم ناراضی از حاکمیت این نظام روبرو بوده است.اما جهت دریافتی واقعی از وضعیت کنونی جامعه ایران و فهم خواست های مردم ناراضی و یا ضد رژیم ج.ا.ایران، ابتدا، کند و کاوی در رابطه با فراز و نشیب های مهم جامعه در سالهای۱۳۸۸، و سپس در سالهای ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸، و میزان و گستردگی مبارزه مردم بر علیه رژیم ضد تثبیت جمهوری اسلامی ایران، و نتیجه گیری از آن وقایع مهم ، جهت پاسخگوئی به عنوان مقاله، مّد نظر است.

ابتدا، نگاهی میاندازیم به بحران رژیم و شورش های مردم در سالهای مورد نظر و همچنین عملکرد رژیم در رابطه با این بحران ها و شورش ها.

 

نخست ؛ نگاهی به بحران سال۱۳۸۸

 

در سال ۱۳۸۸ ،پس از اعلام نتایج "انتخابات" دوره دهم ریاست جمهوری، تظاهراتی در اعتراض به تقلبات انجام شده در آن"انتخابات" برگزار شد. از جمله در شهرهای : تهران، قم، اهواز، اراک، بندرعباس، بجنورد، بیرجند، بابل، بوشهر، اصفهان، کاشان، کرج، کرمان،کرمانشاه، خوی، مشهد، قزوین، رشت، ساری، شهرکرد، شیراز، تبریز، ارومیه، یزد و زاهدان.بنا بر اطلاعات منتشر شده، آن تظاهرات بزرگترین راهپیمایی‌های اعتراضی در تاریخ ۳۰ سال جمهوری اسلامی ایران بوده است .مأموران سرکوبگر رژیم به سرکوب مردم معترض اقدام نمودند.

تظاهرکنندگان در خیابان‌های مختلف تهران اقدام به راه‌بندان خیابان‌ها کرده و شعارهای مرگ بر دیکتاتور سر میدادند.

محمود احمدی‌نژاد پس از تأیید رسمی نتایج انتخابات گفت:

دشمنان ( کروبی و موسوی )علی‌رغم توطئه‌هایی که جهت براندازی نرم طراحی کرده بودند،شکست خورده و به اهدافشان نرسیدند.

تظاهرات مردم معترض ادامه پیدا کرد. هفته دوم تیر ماه، رژیم ضد بشری اسلامی، جهت ارعاب مردم، بیش از ۲۰نفر را در زندان‌های مختلف اعدام کرد.شمار زیادی از تظاهر کنندگان معترض، به وسیله گلوله کشته شده و شمار قابل توجهی نیز بر اثر ضرب و شتم و از جمله اصابت باتوم جان خود را از دست داده‌اند و از این تعداد هفت نفر در حمله نیروهای امنیتی به کوی دانشگاه تهران از شامگاه روز ۲۴ خرداد تا بامداد ۲۵ خرداد جان باختند. مرگ عده‌ای نیز بر اثر ضرب و جرح، شکنجه شدید و بدرفتاری زندانبانان با آنان در بازداشتگاه‌ها، ازجمله بازداشتگاه کهریزک بوده‌است.

ازجمله مقتولین سرکوب های ماموران رژیم: ندا آقا سلطان، دانشجوی رشته فلسفه بود که در روز سی‌ام خرداد در خیابان کارگر تهران به ضرب گلولهٔ نیروهای بسیج کشته شد.همچنین حسین اخترزند، در اصفهان ،توسط نیروهای بسیج از طبقه سوم به پایین پرتاب شده و جان باخت.کاوه سبزعلی‌پور در اثر اصابت گلوله شلیک شده از بام مسجد لولاگر کشته شد.

مبینا احترامی دانشجوی بهبهانی دانشگاه تهران بود که در حمله انصار حزب‌الله و گارد ویژه کوی دانشگاه تهران، در جریان اعتراضات به نتایج انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری ایران، در اثر اصابت گلوله نیروهای مسلح کشته شد. سپس پیکر وی بدون اطلاع خانواده‌اش به صورت مخفیانه به خاک سپرده شد.

*- در شهریور ماه ۱۳۸۸فهرستی شامل نام ۷۲ تن از کسانی که در خشونت‌های پس از" انتخابات" کشته شدند به مجلس شورای اسلامی ارائه شد.

 

*- علاوه بر مطالب فوق الذکر، نکته ای که در رابطه با بحران سال ۱۳۸۸ نبایست از نظر دور داشت، اینست که ؛ در آن شورش، با تمامی گستردگی آن، مردم ناراضی از نظام، نه بر علیه کلیت نظام،بلکه، به امید دست یابی به خواست های مطروحه، به پشتیبانی از جناحی بر علیه جناح دیگر رژیم، به خیابان ها ریخته بودند.

 

دوم ؛ نگاهی به بحران سال ۱۳۹۶

 

تظاهرات هفتم دیماه ۱۳۹۶، در آغاز از مشهد و شهرهای بزرگ استان خراسان با اعتراض به گرانی و سیاست های حسن روحانی، با خواست های اقتصادی، علیه فساد و میزان بالای بیکاری بود که بسرعت به سراسر ایران سرایت کرد و در ادامه از خواست های اقتصادی فراتر رفت و به مخالفت با رژیم و رهبر آن علی خامنه ای ارتقاء یافت.اقدامات و شعارهای ضد رژیم و مقابله قهر آمیز مردم با ماموران سرکوبگر و ددمنش رژیم، نشان دهنده درجه نفرت مردم لگدمال شده، از نظام ولایت فقیه بود.

: - نکات قابل تامل آن نافرمانی مدنی مردم در سال۱۳۹۶

*- عدم وجود رهبری و سازمان دهندگان مرکزی.

(شورش کنندگان در حین اقدام، برحسب انتخاب برخی ازتظاهرات کنندگان، شعاری میدادند و راجع به چگونگی ادامه تظاهرات، تصمیم میگرفتند).

*- عدم شرکت " اصلاح طلبان".

*- گستردگی آن در سراسر ایران.

*- ضدیت با رژیم ولایت فقیه.

*- مبرا بودن از ایده های دینی.

*- در شورش مردم ستمدیده در دیماه سال ۱۳۹۶ ماموران سرکوبگر رژیم حداقل پنجاه نفر را بقتل رساندند.

- حداقل ۸۰۰۰ نفر را دستگیر و روانه زندان ها کردند.

- به گفته وزیر کار و رفاه اجتماعی رژیم، علی ربیعی؛ مردم شورشی، در۱۶۰ شهر کشور به صحنه آمدند.

دراینجا توجه شما را، به اظهار نظرغلامحسین محسنی اژه‌ای که اکنون در پست رئیس قوه قضائی جا خوش کرده است ، جلب میکنم :

* غلامحسین محسنی اژه‌ای، که در آن زمان، سخنگوی قوه قضائیه بود:تعداد کشته شدگان اعتراضات خیابانی دی ماه را فقط ۲۵ اعلام کرد و از مرگ دو زندانی در زندان‌های اوین و اراک خبر داد! او یک بار دیگر نشان داد که علاوه بر اینکه دروغگو است،همانند یک بیمار سادیستی، مبرا از درک و فهم حرمت انسانی است.

 

سوم ؛ نگاهی به آبان خونین سال ۱۳۹۸

 

منظور از آبان خونین۱۳۹۸ اشاره به تظاهرات های ضد رژیمی و مردمی در سراسر ایران است که با اعتراض به انجام مجدد سهمیه‌بندی بنزین در ایران و افزایش ۲۰۰ درصدی قیمت بنزین در ۲۴ آبانماه ۱۳۹۸ آغاز شد.

ماجرا از این قرار بود که کارگزاران رژیم ارباب و رعیتی ولایت فقیه، به تصور اینکه سرکوب ها، ترورها و خفقان های سال های گذشته، مردم لگدمال شده به جائی رسانیده است که در مقابل هر زورگوئی تسلیم باشند،بدون اطلاع و اعلام قبلی، در نیمه‌شب ۲۴ آبان ۱۳۹۸ سهمیه‌بندی جدیدی در رابطه با بنزین را اعلام کرده و قیمت هر لیتر بنزین سهمیه‌ای را۱۵۰۰ تومان تعیین و نرخ هر لیتر بنزین آزاد از ۱۰۰۰ به ۳۰۰۰ تومان افزایش دادند!

اما، محاسبات و دریافت های حکومت از مردم تحت ستم، غیر واقعی بود. لذا مردم لگدمال شده دست به نافرمانی مدنی و سرپیچی از فرامین نظام جنایت پیشه ولایت فقیه زدند و صدای اعتراضات خویش را آنچنان بلند و مصمم بگوش رهبر نظام رساندند که علی خامنه ای و مزدوران دربارش را به وحشت انداخت و صفحه جدیدی از تاریخ ج. ا. ایران گشود.

اعتراضات مردمی که عمدتاً در محلات کارگری و فقیرنشین شهری متمرکز بودند، ابتدا نسبتاً مسالمت‌آمیز بود. اما آنگاه که با عکس العمل قهرآمیز مزدوران نظام روبرو شدند، به تدریج به مقابله پرداختند و در ادامه اعتراضاتشان را، به یک شورش قهر آمیزبر علیه رژیم ولایت فقیه ارتقاء دادند.

در مقابله با نیروهای سرکوبگر رژیم، مردم ستمدیده و حق طلب، در آبان ۱۳۹۸، با از جان گذشتگیِ بیش از گذشته، در مقابل یورش گله های سپاه، بسیج و.. نه تنها عقب نشینی نکردند بلکه، با عمل انقلابی، به مقابله با آنها پرداختند. بگونه ای که در بسیاری از شهرهای ایران، خیابان‌ها بصورت منطقه جنگی در آمدند.

ساختمان‌های دولتی، خودروها، خودروهای پلیس، بانک‌ها و بعضی ازمغازه‌ها توسط مردم شورشی و یا نیروهای امنیتی تخریب و جریان عادی کسب‌وکار وآمد و شد مختل شد.

در برخی مناطق شهری شبکه بانکی، مخابراتی، سوخت رسانی و ترابری شهری تخریب و فروشگاه‌های دولتی درهم کوبیده شدند.

*- در شورش قهرآمیز مردم ستمدیده، چندین حوزه علمیه، دفتر و بیت مربوط به امامان جمعه و نمایندگان ولی‌فقیه مورد حمله تظاهر کنندگان قرار گرفت.

*- عفو بین‌الملل در گزارشی که مبتنی بر تحقیقات چند ماهه است اعلام کرد که: مردمان معترضی که در شورش آبانماه ۱۳۹۸ بقتل رسیدند، همگی بر اثر اصابت گلوله‌های نیروهای امنیتی رژیم(سپاه پاسداران وبسیج ومأموران نیروی انتظامی) جان باخته‌اند. گلوله‌های مرگبار این نیروها اغلب به سمت سر یا بالاتنهٔ قربانیان شلیک شده، و این نشان می‌دهد که هدف آنان شلیک به قصد کشتن بوده‌است.

*- در مواردی نیروهای سپاه پاسداران با استفاده از سلاح‌های نیمه سنگین جنگی، همچون دوشکا و تیربار، کارگران و زحمتکشان معترض به تصمیمات خانه خراب کنِ مسئولین نظام، را از پای در آورند.

*- تصاویر ضبط شده از کرمانشاه نیز نشان می‌دهد که مأموران امنیتی، با کمین کردن و نشانه‌گیری، به سوی معترض تیراندازی مستقیم می‌کنند.

*- خانوادهٔ مهدی نکویی، دانشجوی ۲۰ سالهٔ حقوق که در شیراز هدف گلولهٔ نیروهای سپاه قرار گرفت، می‌گویند او در وضعیت وخیم جسمی به بیمارستان منتقل شده اما در حالی‌که علائم حیاتی داشته توسط نیروهای امنیتی از آن‌جا خارج شده وبعد از آن از او خبری ندارند.

شورش گرسنگان در ۲۹ شهر و در ۷۱۹ جای کشور، آنچنان عزمی در رهائی از فقر و بی حقوقی به معرض نمایش گذاشت که اخبار آن در سراسر جهان، توجه و همبستگی کم نظیری را در پشتیبانی از مردم حق طلب و محکومیت رژیم جنایت پیشه ج.ا. ایران بدنبال داشت.

*- خبر گزاری فرانسه در گزارشی تحقیقی نشان می‌دهد که بیش از ۷۵۰ تصویر و ویدئو از تیراندازی توسط نیروهای امنیتی و کشته و زخمی شدن معترضان به جای مانده است.

خبرگزاری‌ها و سازمان‌های حقوق بشری خارج از کشور، بر اساس تحقیقات و منابع خود، تعداد کشته‌ها را تا ۱۵۰۰ نفر اعلام کرده اند.در میان کشته‌شدگان توسط نیروهای امنیتی، حداقل، مشخصات ۲۳ کودک نیز وجود دارد.تعدادی بیش از ۸۶۰۰ نفر از تظاهر کنندگان دستگیر شدند.در این درگیری ها، ۷ نیروی سرکوبگر رژیم نیز جان خود را از دست دادند.

*-نکات قابل تامل آن نافرمانی مدنی مردمدر سال ۱۳۹۸:

- خواست سرنگونی رژیم!

- ضدیت آشکار با رهبر نظام؛ علی خامنه ای.

- اعلام علنی خواستِ محاکمه مسئولین نظام.

- مخالفت با دخالت حکومت اسلامی ایران در درگیری‌های منطقه‌ای (خاورمیانه).

 

# - بررسی اعتراضات توده ای در ۱۲ سال گذشته نشان داد که : در سال ۱۳۸۸، هنوز بقایای توهم توده های بجان آمده از سیاستهای نظام فوق ارتجاعی ولایت فقیه، نسبت به ماهیت برخی از جناح های حکومتی، پا برجا بوده است، لذا در آن شورش، با تمامی گستردگی آن، مردم ناراضی از نظام، نه بر علیه کلیت نظام،بلکه، به امید دست یابی به خواست های مطروحه، به پشتیبانی از جناحی بر علیه جناح دیگر رژیم، به خیابان ها ریخته بودند.

# - اما در سال ۱۳۹۶: توده های سرخورده از همه جناح های نظام،بدون رهبری و سازماندهی، هر چند که در ابتدا، نافرمانی مدنی آنها، جهت دست یابی به خواست های اقتصادی بود، اما، بسرعت از خواست های اقتصادی فراتر رفتند و با اعلام ضدیت با رژیم ولایت فقیه و رهبر آن علی خامنه ای، نفرت شدید خویش از کُل نظام ولایت و همچنان که مبرا بودن آن نافرمانی مدنی از ایده های دینی را به اطلاع جامعه و افکار عمومی در جهان رساندند.

# - درآبانماه سال ۱۳۹۸، همچنان توده های سرخورده از همه جناح های نظام، بدون رهبری و سازماندهی بودند و بگونه ای خود انگیخته، با توسل به نافرمانی مدنی و دراعتراض به انجام مجدد سهمیه‌بندی بنزین در ایران و افزایش ۲۰۰ درصدی قیمت بنزین در ۲۴ آبانماه ۱۳۹۸ بمیدان مبارزه با نظام وارد شدند، اما، بسرعت با اعلام علنی خواستِ محاکمه مسئولین نظام وخواست سرنگونی رژیم ددمنش فوق ارتجاعی ج.ا.ایران و ضدیت آشکار با رهبر نظام؛ علی خامنه ای، خاطر نشان کردند که دیگر توده های بجان آمده، توهمی نسبت به هیچکدام از جناح های نظام ندارند و بعلاوه دخالت حکومت اسلامی ایران در منازعات منطقه ای خاورمیانه را، بر خلاف منافع مردم ایران میدانند.

ازآن سال تاکنون، فریاد شعار " اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا" نشان از جدائی کامل مزد و حقوق بگیران، زنان آزادیخواه، دانشجویان مترقی و مبارز، و... از کلیت رژیم است.

اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران، شرایط زندگی برایشان غیرقابل تحمل شده است. آنهادیگر نه تنها حاضر نیستند تبعیض نهادینه شده و ساختاری در جامعه کنونی ایران را بپذیرند، بلکه در جستجوی راه خلاصی از نکبت این نظام و برقراری نظام دیگری هستند که علاوه بر تامین اجتماعی، زندگی با عزت و با حفظ حرمت انسانی را برایشان به ارمغان بیآورد و ریشه های فساد و بی عدالتی را در این سرزمین بخشکاند! شاید که بتوان این مردم را باز هم به خاک و خون در غلطاند، اما از هم اکنون، طلیعه های برآمدن جنبشی رهائی بخش، که زندگی با عزت و با حفظ حرمت انسانی را برای ستمدیدگان این جامعه نوید میدهد، قابل تشخیص است.

در چنین شرایطی است که شاهد تلاش های مزورانه و خیانتکارانه رهبر نظام نکبت بار ولایت فقیه؛ علی خامنه ای، دسیسه های او در شکل مهره چینی ها هستیم! از جمله مهره های آبرو باخته ای نظیر محمد باقر قالیباف ( سردار سابق سپاه پاسداران و رئیس کنونی قوه مقننه ) ، ابراهیم رئیسی (جلاد ۶۷ و رئیس قوه مجریه)، غلامحسین محسنی اژه‌ای (از چهره های بدنام رژیم، که در سمت های پیشین در دنائت، فساد و جنایت پیشه گی، رسوای خاص و عام است و اکنون رئیس قوه قضائیه نظام است) .در اینجا بی مناسبت نیست که نقل قولی از احمد کسروی را یاد آور شوم. کسروی،نویسنده کتابهای "تاریخ مشروطهٔایران" و" تاریخ هجده سالهٔ آذربایجان " است، که از مهم‌ترین آثار مربوط به تاریخ جنبش مشروطه‌خواهی ایران هستند و تا به امروز از مراجع اصلی محققان دربارهٔ جنبش مشروطیت ایران بوده‌اند. او میگوید :

آخوندها، کارشان کلاً تفکیک است ؛

*- تفکیکِ زن از مرد !

*- عقل از بدن !

*- انسانیت از جامعه !

همانگونه که در سطور پیشین آمده است، امروز پستِ رهبری نظام، پستِ ریاست جمهوری نظام و پست ریاست قوه قضائیه در اختیار سه عمامه به سر است. بعلاوه، جهت اطمینان خاطر نظام! ریاست قوه قانون گذاری را نیز به یک سردار سپاه (از قوه قهریه ) قالیباف سپرده اند، که جناب ایشان نیز دست کمی از سه رئیس آخوند مذکور، ندارد! [ احتمالا" بدین خاطر که خیالشان از جانب کودتای ناخواسته اوباش مسلح رژیم! بر علیه رهبر و اعوان و انصارش، آسوده باشد.

بر مبنای نظر احمد کسروی ، واقعاً و انصافاً، در نظام قرون وسطائی حاکم برایران،همهُ مسئولین، بنا بر عملکردهایشان، در زمینه های جدائی زن و مرد در این نظام و بعلاوه جدائی عقل از انسان و فزون بر اینها در تهی کردن جامعه از انسانیت، باصطلاح سنگ تمام گذاشته اند. بدیگر سخن، در به قهقرا بردن جامعه و استحکام نظامی که بدوراز ترقیخواهی و آزادی خواهی است،هر آنچه در چنته داشته اند را به نمایش گذاشته اند.نا گفته نماند که قالیباف نیز؛ دست پروده تفکر دینی و بویژه آموزش و تربیتی است که آخونده ها پرچم دار آن بوده اند. لذا خود او و دیگر اعوان و انصار رهبر نظام نیز در همین مقوله می گنجند.

دروغگوئی و کلاشی نیز(گذشته از استثناء)،ازخصیصه های آخوندها و بویژعلی خامنه ای است. بخاطر بیاورید که این آخوند شیاد قبل از نمایش انتخابات اخیر نظام، بارها راه حل خروج نظام از بحران مرگبارکنونی را، سر کار آمدن دولت جوان انقلابی عنوان میکرد. اکنون که به مهره چینی، جهت خروج از بحران مشغول شده است، آلترناتیو او برای جلوس بر کرسی مقام ریاست جمهوری نظام، ابراهیم رئیسی است. یعنی فردی که در ۶۱ سالگی متصدی پست رئیس قوه مجریه میشود. در حالی که باستثناء حسن روحانی، کسان دیگری که در این نظام، تا بحال متصدی پست رئیس قوه مجریه شده اند، در زمان آغاز بکار ریاست جمهوری، سن شان از جلاد ۶۷ کمتر بوده است. این از رئیس دولت! رئیس قوه قضائیه دولت جلاد ۶۷ هم اکنون، ۶۵ ساله است! خود علی خامنه ای اکنون، ۸۲ ساله است! پس تبلیغات رهبر نظام، در رابطه با بر سرِ کار كآمدن "دولت جوان انقلابی" در این مقطع، پوچ از کار در آمده است! با این مقدمه،در ادامه پاسخگوئی به عنوان مقاله و در تعقیب مهره چینی های رهبر نظام،بنا بر ضرب المثلِ "مشت، نمونه خروار"، نگاهی می اندازیم به برخی عملکردهای غلامحسین محسنی اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه نظام، بعنوان یکی از مهره های دست چین شده رهبر نظام، که احتمالا" از نظر خامنه ای، میبایست در خدمت تثبیت نظام عمل نماید!

* - در ۸ شهریور سال ۱۳۶۰ ، در ساعت ۳ بعد ازظهر جلسه شورای عالی امنیت نظام، با حضور رجائی نخست وزیر و رئیس جمهور محمد جواد باهنر و ... تشکیل شد، اما این جلسه با انفجار بمبی قوی و با مرگ افراد شرکت کننده در این جلسه به پایان رسید

ابراهیم رئیسی، مسئول رسیدگی به آن واقعه شده ومحسنی اژه‌ای بازجوی متهمان به ارتکاب جرم شد.مطابق "اصول" غیر قابل فراموشی در نظام ولایت فقیه، شکنجه متهمان جهت اعترافات مورد نظر بازجو نیز برقرار بود.

دست بر قضا! جنازه یکی ازمتهمان این پرونده بنام تقی محمدی، درزندان پیدا شد! این یکی از اولین "شاهکارهای" محسنی اژه‌ای بود!

*ـ شاهکار دیگرمحسنی اژه‌ای، زمانی به صحنه آورده شد که آیت الله منتظری [ که قرار بود پس از مرگ روح الله خمینی، جانشین او بشود ]، از چشم رهبر نظام افتاده بود! و تلاش هایئ برای حذف او، در دستور کار بود.

در آن گیر و دار، بازجویی از سید مهدی هاشمی، برادر داماد حسینعلی منتظری، که منجر به اعتراف وی در تلویزیون شد،موفقیتی بزرگ برای محسنی اژه ای، درسن ۳۰ سالگی بود .بویژه ‌که این پرونده در نهایت منجربه حذف حسینعلی منتظراز سمت رهبری آینده شد.

*ـ محسنی اژه ای و قتل پیروز دوانی!

نام غلامحسین محسنی اژه‌ای سال ۱۳۷۷ در ماجرای قتل‌های دگراندیشان مشهور به قتل‌های زنجیره‌ای هم مطرح شده است. قربانعلی دری‌ نجف‌آبادی، وزیر سابق اطلاعات، در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، گفته است دستور قتل پیروز دوانی را محسنی اژه‌ای داده است.

*-محسنی اژه ای، در نقش لاتِ افسار گسیخته!

در سال ۱۳۸۳، عیسی سحرخیز، نمایندهٔ مدیران مسوول جراید در هیئت نظارت بر مطبوعاتبود. در نشست هفتگی این هیئت بر سر مطلب یکی از مجلات هفتگی ، غلامحسین اژه ای با عیسی سحر خیز درگیر شد. محسنی اژه ای که در آن جلسه نماینده قوه قضائیه بود،کنترلش را از دست داد و ابتدا جهت "قانع کردن" سحرخیز، قندان را بسوی سحرخیز پرتاب کرد و سپس همانند حیوانی درنده، شانه چپ او را گاز گرفت.

*-تداوم اعمال ضد بشری محسنی اژه ای!

- بنابر اطلاعات منتشر شده، در زمان تصدی او در وزارت اطلاعات، پس از "انتخابات" سال ۱۳۸۸، مأموران اطلاعاتی تحت امر او مامور بازداشت، شکنجه و گرفتن اعترافات اجباری از صدها فعال، روزنامه‌نگار، مخالف و سیاستمداران اصلاح طلب شدند

محسنی اژه ای همچنین،خانواده این زندانیان را که اقدام به افشاء موارد هولناک فوق الذکر کرده بودند را تهدید مینماید که برای آن‌ها پرونده سازی خواهد شد و مورد تعقیب قضایی قرار خواهند گرفت.

اما خانواده آن زندانیان سیاسی جهت افشاء بیش از پیش جنایت نظام، به اطلاع رسانی به افکار عمومی ادامه دادند. از جمله اینکه ؛ دستگیر شدگان بدون اینکه اتهام رسمی علیه آنان وجود داشته باشد، زندانی شده اند.

پاسخ محسنی اژه ای به این افشاگری ها این بود که تحت هدایت او زندانیان سیاسی وقایع ۱۳۸۸ را در بازداشت مورد ضرب و شتم قرارمیدادند، در سلول‌های انفرادی نگهداری و حقوق‌شان برای دادرسی درست نقض میشد.

بعلاوه،زندانیان سیاسی آن سال را نیز مطابق روال معمول ج.ا. ایران، با توسل به انواع شکنجه، مجبور نمودندکه اعتراف مورد درخواست محسنی اژه ای را تکرار نمایند.

*-محسنی اژه‌ای، همچنین در جریان ضرب و شتم زندانیان بند۳۵۰ اوین، در فروردین ۱۳۹۳ سخنگوی دستگاه قضائی نظام بود.

*- از دیگر موضوعات قابل توجه در فرهنگ محسنی اژه ای و دیگر همکاران سابق اش، اینست که آنان چگونه همدیگر را معرفی مینمایند. محسنی اژه ای در ۷ آذر ۱۳۹۶ محمود احمدی‌نژاد را به "لاتی که یک مدت از چشم‌ها افتاده بود و رنج میبرد" تشبیه کرد.

و اضافه کرد که زبان او"هرز شده است و هرچه به زبانش بیاید می‌گوید."

در مقابل یکی ازافرادی که با محسنی اژه ای از نزدیک آشناست در باره اوگفته است؛ شعار او این بود که باید دیگران را به اردوگاه‌های کار اجباری یا آسایشگاه‌های روانی فرستاد.

 

توجه خاص محسنی اژه ای به موضوع توبه!

 

رئیس کنونی قوه قضائیه که بدستور رهبر نظام عهده دار این سمت شده است، در ۲۴ خرداد ۱۳۹۹ ، گفته است که ؛ به موضوع توبه در نظام جمهوری اسلامی، به طور شایسته پرداخته نشده است، لذا، او از رئیس جدید سازمان زندان‌ها خواسته "فصل جدیدی در این باب باز کند."

تو گوئی آنچه تا کنون با استفاده از موضوع توبه، به مردم ستمدیده ایران تحمیل کرده اند، از نظر رئیس ددمنش قوه قضائی نظام،ناکافی است و لذا، از رئیس زندان‌ها خواسته است؛ "فصل جدیدی در این باب باز کند."

# - اما در رابطه با ابراهیم رئیسی! این آخوند که قرار است رئیس قوه مجریه نظام بشود، سواد کلاسیک اش، شش سال مدرسه ابتدائی است! بقیه درجات "علمی" او در رابطه است با تحصیلات حوزوی ( که در رابطه است با آموزش دادن به کسانی که میخواهند آخوند شوند!، فقه و مبانی اسلامی و سپس عارض و ظاهر در فقه!!).

جلاد ۶۷ در۲۰ سالگی، دادستان کرج و هم زمان دادستان همدان شد! در ۲۴ سالگی در جریان کشتار چند ده هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷ ، یکی از اعضای هیئت مرگ بود. همان هیئتی که آیت الله حسینعلی منتظری به آنها گفت :

بزرگترین جنایتی که در جمهوری اسلامی شده وتاریخ ما را محکوم می کند به دست شما انجام شده و نام شما را در آینده جزو جنایتکاران درتاریخ مینویسند.

در سال ۱۳۶۸، که "رسالت" هیئت مرگ، به پایان رسیده بود، در پست دادستان تهران جا خوش کرد. سپس این جنایت پیشه در پست های معاون اول قوه قضائیه، دادستان کل کشور، در بسیاری از بی عدالتی ها، فساد های اقتصادی و تسویه حساب مالی بزرگ، بمثابه یک کادر مافیائی ایفای نقش کرده است. سپس با حکم خامنه ای در ۱۳۹۴ به"تولیت آستان قدس رضوی" گمارد شد.

از سال ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۰ بدستور علی خامنه ای در سمت های عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و پس از آن رئیس قوه قضائیه جا سازی شده بود.

مسئولیت رسیدگی به پرونده انفجار دفتر نخست وزیر در ۸ شهریور ۱۳۶۰، به ابراهیم رئیسی واگذار شد واو رسیدگی به آن پروند را به اسدالله لاجوردی، جلاد دگر نظام، واگذار کرد. افراد متعددی در این رابطه، دستگیر، شکنجه و بزندان های طویل المدت محکوم شدند. بعدها آشکار شد عوامل مافیائی نظام در این مورد هم رقابت میکردند و انتقام کشی میکردند. پس از افشاء فساد رئیسی و لاجوردی، نتیجه کار این بود که زندانیان این پرونده در ۷ خرداد ۱۳۶۵ آزاد شدند.

*- رئیسی، در رابطه با آزار جنسی زندانیان سیاسی و جنایاتی که عوامل شکنجه گر نیروهای امنیتی در بازداشتگاه جهنمی کهریزک مرتکب شده بودند، متهم بود، اما پاسخ او در رابطه با آن جنایات این بود:

مسئله کهریزک، حاشیه‌ای بوده و ظلم بزرگ به نظام اسلامی، رفته است!

رئیسی، معترضان و تظاهر کنندگان بحران ۱۳۸۸ را توطئه ای خواند که " دشمنان "قصد شان ضربه زدن به ارزش‌های نظام بوده است". او مدعی شد که موسوی و کروبی، در خانه شان زندانی نشده اند، بلکه حصر خانگی آنها، به منظور تاَمین امنیت خود آنها است.

در اینجا لازم به یاد آوری است که :در شهریور ماه ۱۳۸۸ فهرستی شامل نام ۷۲ تن از کسانی که در خشونت‌های پس از" انتخابات"توسط نیروهای امنیتی رژیم کشته شده بودند، به مجلس شورای اسلامی ارائه شده است!".

اکنون با گذشت زمان، بسیاری از اسرارِ فساد، دزدی ها و بی عدالتی هائی که مابین سال های ۱۳۹۷ الی ۱۴۰۰ تحت نظارت رئیسی در قوه قضائیه نظام تحت نام برگزاری دادگاه‌های علنی مبارزه با فساد اقتصادی و محاکمه اشخاص سرشناس، آقازاده‌ها و برخی مدیران و مسئولان تبلیغ میشد، در حقیقت مربوط به تسویه حساب ها، انتقام گرفتن باندهای رقیب و چپاولگر درون نظام بوده است، و هیچ ربطی به اجرای عدالت و برقراری " عدالت اجتماعی " نداشته است.

سارا لی ویتسون رئیس بخش خاورمیانه و شمال افریقا در دیدبان حقوق بشر گفته است : در روز ۷ مارس ۲۰۱۹ رهبر ایران، علی خامنه ای، ابراهیم رئیسی را که یکی از چهار عضو هیئت دستور دهنده اعدام هزاران زندانی سیاسی در 1988 بوده، به عنوان رئیس قوه قضاییه منصوب کرد او افزوده است: این بسیار آزار دهنده و صادقانه بگویم ترسناک است که ابراهیم رئیسی بر حسابرسی و قانون در ایران نظارت می‌کند، او باید به خاطر جنایات مورد تحقیق قرار بگیرد به جای اینکه او دیگران را مورد بازخواست قرار دهد.

نظرات ابراهیم رئیسی در رابطه با قطع دست نیز مشمئز کننده است. او میگوید: این حدود الهی، از افتخارات بزرگ ما است.

بعنوان ختم کلام در اینجا توجه شما را به اظهار نظر جلاد ۶۷ در رابطه با کنسرت موسیقی، جلب میکنم:

" ما معتقدیم که کنسرت، دو قسم است؛ کنسرت مطابق با هنجار و هنجارشکن که من به دنبال ایجاد و توسعه کنسرت مطابق با هنجار هستم."

احتمالا" منظور این جلاد، از کنسرت، همان نوح خوانی ها و ضجه های قاریان قران است!

تا اینجا با اشاره به برخی از عملکردهای رژیم قرون وسطائی ج.ا.ایران، تلاش شد که در مقطع پس از اجرای نمایش انتخابات رژیم، با آشنائی مختصری از مهره های رهبر نظام، ملموس تر با معضل مهره چینی علی خامنه ای و برخی از مهره های مطلوب او، جهت تثبیت نظام ولایت آشنا شویم و یک بار دیگر چهره کریه و ضد انسانی این مهره های رسوا، در معرض قضاوت افکار عمومی قرار بگیرد.

اما با توجه به آنچه اکنون در داخل کشور به وقوع می پیوندد، ضروری است که در جنگ میان نیروهای سرکوب گر رژیم از یک طرف و از طرف دیگر مردم تحت ستم و بویژه کارگران، زحمتکشان و دیگر مزدبگیران کشور، آگاهانه و بر اساس موقعیت طرفین درگیری، مابین دو جبهه رژیم ج.ا.ایران و جبهه مردم بجان آمده از ۴۲ سال سرکوب، خفقان، تنگدستی که منزلت انسانی شان، تماما" مورد تحقیر قرار گرفته است، از چگونگی توازن قوا مابین این دو اردوگاه، ارزیابی روشنی داشته باشیم.

آیا رژیم ضد بشری ولایت فقیه، آنچنان که مایل است بنمایاند، و آنچنان که گفته شده است، با نشان دادن چنگ و دندان،در موقعیتی هست که با توسل به خشونت و اعمال قهر مسلحانه، مردم لگدمال شده ایران را وادار به تسلیم و پذیرش زندگی شبه برده داری نماید؟ نگاهی به صحنه در گیری کارگران پروژه ای و پیمانکاریِ صنایع نفت، نیروگاه ها و پتروشیمی، با رژیم تا دندان مسلح و ضد بشری بکنیم.

در مقطع فعلی، از آنجا که اعتصاب کارگران پروژه ای و پیمانکاریِ صنایع نفت، نیروگاه ها و پتروشیمی و خواست های بحق آنهاحمایت و پشتیبانی دهها کانون، سندیکا و دیگر فعالین کارگری و تعدادی دیگر از تشکل های مردمی در ایران را بدست آورده است و فزون بر اینها، همچنین در جلب همبستگی شبکه های بین الملی نیز موفقیت هائی بدست آورده است، رژیم سرمایه داری ولایت فقیه را بیش از گذشته به وحشت انداخته است.

زیرا کارگران و بعضا" دیگر مزد و حقوق بگیران کشور در بخش های مختلف، بنابر شواهد و قرائن،این بار نه از طریق شورش بدون رهبری و بدون طرح خواستهای جامع و مرتبط به یکدیگر، بلکه از طریق اعتصابات و طرح مطالباتشان (که بنوعی خواست های اقتصادی و اجتماعیِ اکثریت مردم ایران است ) به سنگر بندی در مقابل رژیم ج.ا.ایران و سرمایه داران ریز و درشت، اقدام کرده اندو مصمم تر از گذشته، به میدان مبارزه با مسببان سیه روزیشان، ( سرمایه داران، کارگزاران آنها و رژیم جنایت پیشه ولایت فقیه ) وارد شده اند.

در این سنگر بندی مردم لگدمال شده ایران،این بار، اعتصابیون آنچنان مصمم وبا پشتیبانی سراسری داخلی و حمایت های بین المللی به میدان دادخواهی وارد شده اند، که رژیم نمیتواند، فقط با یورش برق آسا ( همانند سرکوب های آبان ماه ۱۳۹۸ )، به این سنگر بندی پایان دهد!

علل دیگری که در سنگر بندی اخیر کارگران اعتصابی و پشتیبانان آنها و تاکتیک های اتخاذ شده موثر بوده، اینست که ؛ در شرایط فعلی رژیم بعلت ناتوانی های سال های اخیر، قادر نیست که تنها با سرکوب و کشتارمردم مخالف و مبارز، آرامش گورستانی را بر کشور حاکم نماید.

لذا ناچار است تاکتیک های دیگری نظیر" حرف درمانی" و یا دادن وعده های دروغین به مردم، توسط عناصر وابسته به "هسته محکم قدرت" را، به خدمت بگیرد.

بعلاوه در طول یکی دو سال اخیر، بخش قابل توجهی از مردم و فعالان سیاسی، اجتماعی دریافته اند که رژیم از اراده واحدی در سرکوب مردم، برخوردار نیست.

این را بویژه از کنار گذاشته شدن بخش های مختلف بدنه نظام، توسط "هسته محکم قدرت" و یا جدا شدن بخش های مختلف بدنه نظام، از "هسته محکم قدرت" و بعلاوه تاثیرات مرگبار تحریم های بین المللی بر اقتصاد کشور، دریافته اند.

بعلاوه احتمال پیوستن مردم در سراسر کشور به مبارزات و اعتصابات کارگران اعتصابی نفت، خواب از چشم رهبر نظام و اعوان و انصارش ربوده و هراسان، دورنمای سقوط رژیم را می بینند واز وحشت سرنگونی، به تکاپو و تقلا افتاده اند که قبل ازآنکه در زیرضربات کوبنده قیام سراسری اکثریت مردم تحت ستم ایران به گورستان تاریخ سپرده شوند، چاره ای بیاندیشد.

از جانب دیگرتحریم های همه جانبه دول غربی و متحدین آنها، همراه با فساد نهادینه شده و سیاست های غارتگرانه رژیم اسلامی ایران، آخرین رمق اقتصادی این نظام را به حداقل ممکن در ۴۲ سال گذشته رسانیده و امکان هرگونه رفُرم در جهت تخفیف دردهای پایان ناپذیر مردم لگدمال شده را بطرف صفر، سوق داده است.

علاوه بر مطالب فوق الذکر، مردم زجر کشیده ایران، به تجربه دریافته اند که این رژیم، اراده ای جدی برای حل مشکلات اقتصادی مردم نیز ندارد.

آخرین تجربه های مردم زمانی بود که پس توافق ایران و امریکا بر سر برنامه "برجام" که منجر به این شد که اوباما، سر کیسه را شُل کرد و در نتیجه، میلیاردها دلار نصیب رژیم ولایت فقیه در ایران شد، اما، کارگران زحمتکشان ایران، از آن پول های باد آورده، چیزی نصیبشان نشد. همه آن دلارها، در جیب گشاد رهبر و اعوان و انصارش، جا خوش کرد.

در اینجا، توجه به امکانات اقتصاد رژیم در شرایط فعلی نیز، ضروری است؛ درآمد های سالانه ارزی نظام ولایت فقیه از محل فروش نفت، گاز و هر أنچه که میتوانسته بفروش برساند، در طول ۴۲ سال گذشته، هر ساله مابین۹۵ الی ۱۱۵ میلیارد دلار، در نوسان بوده است. اما، امسال تمامی در آمد های ارزی نظام از مرز ۵ میلیارد دلار نگذشته است! (کمتر از ۵ در صد حد متوسط درآمدهای ارزی سال گذشته!).

لذا، رژیم اگر مصمم بود که با آغاز به اصطلاح رفُرمهای اقتصادی، تظاهر به کنار آمدن با خواست های بحق کارگران و زحمتکشان کشور بنماید، در شرایط فعلی، انجام چنین رفرم هائی ناممکن شده است!

لذا تنها راه حلی که بنظر"عقلای" نظام میرسد، تشدید فریبکاری و ایجاد نفاق در صفوف مبارزاتی کارگران و حامیان آنها در سراسر کشور است، تا "هسته سفت قدرت" با خرید وقت، نیروهای مورد اعتماد رهبری (علی خامنه ای ) را در مجموعه ای قابل قبول گرد آورند و در فرصتی مقتضی و پس از به فرسایش کشاندن مبارزه کنونی کارگران و پشتیبانان آنها و موفقیت در ایجاد انشقاق در صفوف آنها، با ارسال گله های حزب الله، لباس شخصی،بسیج، سپاه و دیگر نیروهای انتظامی و امنیتی، با یورش به صفوف کارگران اعتصابی و پشتیبانان آنان و با قساوتی شدیدتر از آنچه نیروهای نظامی و انتظامی رژیم، در سرکوب های دی ماه ۱۳۹۶ و آبان ماه ۱۳۹۸ مرتکب شدند، شعله های حق طلبی و امید و آرزوهای دهها میلیون نفر از شهروندان کشور، جهت دست یابی به عدالت اجتماعی، بیمه کار و بهبود شرایط زیست، زندگی در خور انسان متمدن، دارو و درمان، کسب علم و دانش و آگاهی و... و در یک کلام تحقق حداقل های زندگی انسانی برای مردم ستمدیده ایران را، بر باد دهند و چند صباحی دیگر به حکومت ننگینشان ادامه دهند.

درسطورفوق به موضوع خرید وقت توسط رژیم با توسل به دروغ و دغل، جهت به فرسایش کشاندن اعتصابیون و یا ایجاد تفرقه در بین آنان اشاره کردم." شاهد از غیب" رسید.

یک هفته قبل، پس از پایان کارمجلس نمایندگان ارتجاع حاکم و آغاز دو هفته مرخصی تابستانی نمایندگان مجلس شورای اسلامی، بیژن زنگنه که در پستِ وزیر نفت ایران در دولت روحانی و هم زمان بعنوان مشاور در خدمت رئیسی ( جلاد ۶۷ و رئیس آینده قوه مجریه نظام ) است، در یک گفتگو با خبرنگاری که در رابطه با کارگران اعتصابی نفت سئوال میکرد، پاسخ داد:

ما میخواهیم مشکلات را حل کنیم. نمایندگان مجلس هم همین قصد را دارند.من هم بسیار خوشبین هستم.امیدوارم که طوری کار کنیم که انعکاس آنرا، در تیرماه، دوستان ما، ببینند!الان داریم روی متن مصوبه ای کار میکنیم که میخواهیم بدهیم، دارد کار میشود.

دوستان ما! [منظور این شیاد، کارگران اعتصابی نفت است! ] نگران نباشند. ما اعتراض این دوستان را از نظر اصولی قبول داریم. راجع به دوستان ما در پیمانکاری ها هم، این ربطی به بودجه ندارد. این مربوط به قانون کار است. هر چه طبق قانون بهشان تعلق بگیرد، ما حمایت میکنیم. اما، اگر خواست های فرا قانونی دارند، آن یک چیز دیگری است! البته قانون باید اصلاح شود، که دارد پیگیری میشود.

زنگنه، خرمهره رژیم ولایت فقیه که ۳۰ سال است در پست های مهم، در این نظام خدمتگزار است، در پاسخ به خبرنگاری که میپرسد؛ چه چیزی را تصویب کرده اید؟ پاسخ میدهد؛ ما الان داریم بحث میکنیم. پیشنهادهای مختلفی روی میز است. این پیشنهادها، یکی دو روزه، نهائی میشود.

نکته قابل توجه دراینجا اینست که، زنگنه این چرندیات را زمانی مطرح میکند که اطلاع دارد نمایندگان مجلس ارتجاع از روز قبل، بمدت دو هفته، به مرخصی رفته اند وگفتن اینکه: "این پیشنهادها، یکی دو روزه، نهائی میشود!"، حرف بی ربطی است. دروغگوئی آشکار جهت خرید وقت است. جهت فرسایشی کردن اعتصاب کارگران نفت ایران است!

اگر زنگنه ذره ای صداقت و یا شعور انسانی داشت، میبایست روز قبل از مصاحبه، که نمایندگان مجلس در صحن مجلس حضور داشتند، متن مصوبه ادعائی اش را با یک طرحِ سه فوریتی به مجلس میآورد.

در چنان صورتی، نمایندگان موظف بودند که همه موضوعات دیگر رابکناری بگذارند و همان روز، قبل از رفتن به تعطیلات، در رابطه با طرح پیشنهادی وزیر، تصمیم بگیرند.

زنگنه، شیادِ خود فروخته، بخیال خودش مشغول " حرف درمانی" است.

او موظف است که "وقت بخرد" و بدنبال ایجاد نفاق در بین کارگران نفت باشد. در این مورد او و دیگر مزدوران رژیم، بسرعت عمل میکنند.

شش روز بعد، انتشار بیانیه شماره ۴ شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت، موضوع آغاز نفاق افکنی مزدوران رژیم در بین کارگران را افشاء میکند:

آنان با انتشار بیانیه زیر، ۶ روز پس فرمایشات وزیر، اعلام میکنند که :

 

تشکیل شورای اسلامی خواست ما نیست!

دستمزد هیچ کارگری نباید کمتر از ۱۲ میلیون باشد

 

افرادی از کمپین ۲۰-۱۰ با تعدادی از مسئولان دولت ابراهیم رئیسی و از جمله با سعید جلیلی دیدار داشته و ظاهراً بر سر مسايل و مشکلات ما کارگران که صدای اعتراضمان از شرایط اسفناک زیستی و معیشتی که داریم بلند شده است، بحث و گفتگو داشته اند. به گفته یکی از افراد شرکت کننده در این جلسه قرار است در ابتدای کار دولت ابراهیم رئیسی جلسه دیگری بر سر همین موضوع با حضور وزرای کابینه وی برگزار شود و احتمال این را داده اند که اداره کار عسلویه با تغییراتی اساسی از زیر نظر پارس جنوبی خارج شود و به عنوان شورای اسلامی کار فعالیت نماید. بعد پالایشگاهها نیز از قوانین این تشکل کارگری تبعیت کنند. با این توجیه که به اصطلاح شورای اسلامی‌ای که تشکیل میشود بتواند از کارگران در مقابل کارفرما و پیمانکار حمایت کند. تا همین جا معلوم شد که در این جلسه پشت پرده چه گذشته است.از هم اکنون اعلام میکنیم که تشکیل شورای اسلامی و سرهم کردن هر نوع تشکلی تحت عنوان تشکل مستقل کارگری در هیات دولت اقدامی علیه ما کارگران بوده و جواب ما کارگران نیست. کارنامه شوراهای اسلامی و تشکلات دست سازی از این دست برای کارگران روشن است. اینها همواره ابزار کنترل ما کارگران و خدمت دهی به کارفرمایان بوده اند و خواهند بود. ۴۰ هزار نیروی حراست که در صنایع نفتی مستقر هستند بس نیست که شورای اسلامی را هم میخواهید به آن اضافه کنید.

ما کارگران نفت همانند همکارانمان در نیشکر هفت تپه و فولاد اهواز و دیگر مراکز کارگری قاطعانه اعلام میکنیم که به ایجاد شورای اسلامی در نفت تن نمیدهیم. شورای سازماندهی اعتراض تشکل مستقل و واقعی ما کارگران است و هر کارگری که امرش تشکل و اتحاد کارگری باشد باید تقویت کننده این تشکل و تشکلهایی از این نوع باشد. نه دنبالچه شورای اسلامی.

شورای سازماندهی اعتراض صدای ما کارگران نفت است و نماد اتحاد و همبستگی کارگران است. شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت تا همین جا با استقبال خوبی در میان کارگران روبرو شده است. خواستها و مطالبات شورا علنا اعلام شده است و کارگران پاسخ میخواهند. شورایمان خواستها و مطالبات خود را صراحتا اعلام کرده و پاسخ میخواهیم. در اینجا یکبار دیگر این خواستها را اعلام میکنیم. کارگران بر ادامه اعتصاب تا افزایش فوری دستمزدها تاکید دارند.

شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت،

۱۲ تیر ۱۴۰۰

توجه کنید، این رژیم فوق ارتجاعی نه میخواهد و نه میتواند به خواست های بحق کارگران و مزد بگیران و دیگر بخش های ستمدیده جامعه، پاسخی انسانی بدهد.

اکنون، مابین اکثریت قریب به اتفاق مردم محروم و ستمدیده ایران جانبی و از جانب دیگر رژیم ضد بشری ولایت فقیه، دره ای عمیق بوجود آمده است که در ته این دره، اجساد صدها هزار نفر قربانیان سیاست های ارتجاعی رژیم ، قرار گرفته است.

در این دره عمیق صدای صدها هزار نفر از دیگر شهروندان ایران بگوش میرسد، که یا در زندان های این رژیم، بجرم ابراز عقیده و یا بر اثرشکنجه های مزدورانی که فهمی از انسانیت نداشته اند، بخش قابل توجهی از زندگیشان، پایمال شده و خود آنها و خانواده های آنان، همچنان از این همه شقاوت ها در رنج و عذاب هستند.

در ته این دره، بنا بر آمار وزارت کشور رژیم ضد بشری ج.ا. اسلامی ایران، بیش از ۱۹ میلیون انسان بی پناه با لقب "حاشیه نشین"، در حلبی آبادها، زاعه ها، آلونک های حصیری، آلونک هائی با بدنه و سقف پلاستیکی و یا گور خواب ها و .... بسر میبرند، که زندگی آنها، مرگ تدریجی است!

در چنین شرایطی و با توجه به سنگر بندی " شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی" و پشتیبانان آنان در نقاط دیگر کشور، در صورتی که یک بار دیگر، بقیه مردم تحت ستم ایران (اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران) نیز با اقدام به نافرمانی مدنی و ورود به فاز اعتراضات و اعتصابات در سراسر ایران،رژیم ضد بشری ولایت فقیه را به چالش بکشند و سنگر بندی در مقابل رژیم ، تنها محدود به کارگران پالایشگاه ها و ... نشود، با توجه به کارکرد تحریم هائی که نظام را تضعیف مینمایند، با کمال اطمینان میتوان باور داشت که دسیسه ها و مهره چینی های رهبر نظام، کمکی به ادامه حیات این رژیم نخواهد کرد و در آینده ای نه چندان دور، مردم ستمدیده ایران کار این رژیم را به پایان خواهند رساند. بویژه که اینبار،کارگران شرکت نفت در ایران در عمل نشان داده اند که جنبش نافرمانی مدنی کنونی مردم در ایران،بدون رهبری، بمیدان مبارزه وارد نشده اند!

اما، جهت ختم کلام ، سخنی با سردمداران این رژیم نیز خالی از فایده نخواهد بود:

سردمداران، مسئولین نظام، شکنجه گران و نگهبانان زندانیان سیاسی، نیروهای های امنیتی، انتظامی ، سپاه پاسداران و دیگر حزب الهی ها، لباس شخصی ها و یا دیگر مزدوران رژیم، قضات و بازجویان بی شرم و آدمخوار نظام، شما راه گریزی ندارید! شما ناچار به تسلیم هستید.

تسلیم در مقابل مردم فداکار، تسلیم به کارگران و زحمتکشان، زنان، دانشجویان و محصلین ترقیخواه و مبارز، تسلیم به نیروهای مخالف رژیم، از جمله ملیت های ستم دیده و ساکن ایران. و... در چنین صورتی، در دادگاهی انسانی و عادلانه به تک تک جرائم و جنایات شما رسیدگی خواهد شد و پس تحمل عواقب خیانت ها و جنایت هایتان، میتوانید به جامعه برگردید و همانند هر شهروند دیگری به حیاتتان ادامه دهید.

انتخاب دیگری هم در مقابل شما وجود دارد، زانو زدن در مقابل نیروهای دول ارتجاعی و ادامه حکمرانی همانند گذشته! البته، اگر آنها، اینبار، حاضر باشند، همانند گذشته، آشکار و پنهان از شما، بعنوان دست نشاندگان علنی خودشان، حمایت نمایند!

در چنین صورتی، سرنوشت بی افتخار و دردناکی در انتظار شما خواهد بود. این را من نمیگویم. این حکم تاریخ در رابطه با شکست خوردگانی نظیر شماست : به سرنوشت محمد علیشاه قاجار، به سرنوشت رضا شاه پهلوی، به سرنوشت صدام حسین، معمر قذافی و امثالهم فکر کنید. آینده قضاوت خواهد کرد!

يكشنبه سیزده تير ۱۴۰۰ برابر با چهارم ژوئیه ۲۰۲۱

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیر که عضوآن هستید ارسال کنید:  

© 2021 Copyright: All rights reserved