Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
سه-شنبه ۱۶ فروردين ۱۴۰۱ برابر با  ۰۵ آوريل ۲۰۲۲
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :سه-شنبه ۱۶ فروردين ۱۴۰۱  برابر با ۰۵ آوريل ۲۰۲۲
حادثه مشهد نشان داد که یک دست شدن حاکمیت امکان ناپذیر است

نگاهی به رویدادهای سیاسی هفته

 

فریاد رسای زنان هنرمند علیه خشونت جنسی مردسالارانه

سرکوب فعالان صنفی،  پاسخ حاکمیت به خواست های معلمان

استادیوم های ورزشی، تنها جای مردان نیست!

برجام در انتظار فرجام

ارژنگ بامشاد

 

* ـ فریاد رسای زنان هنرمند علیه خشونت جنسی مردسالارانه

نزدیک به ۳۰۰ تن از زنان سینماگر و دست‌اندرکار سینما و تلویزیون ایرانی با انتشار بیانیه ای به آزارها و خشونت های جنسی در محیط کارشان اعتراض کرده اند. آنها از نهادهای قانونی، اصناف خانه سینما، سینماگران و منتقدان آن‌ها خواسته اند در مقام پاسخ‌گویی و پذیرش مسئولیت برآیند.  این بیانیه اعتراضی، فریاد رسای زنان سینماگر ایرانی علیه آزار و خشونت جنسی از سوی صاحبان قدرت و ثروت در محیط های کاری است. این فریاد رسا، اعتراضی علیه مردسالاری نهادینه شده و مورد حمایت تمام عیار قانون های زن ستیز حاکمیت جمهوری اسلامی است. وقتی اکثریت عظیمی از زنان هنرمند و دست اندر کار سینما و تلویزیون با نمونه های بیشرمانۀ آزارها و خشونت های جنسی همراه با تهدید و تطمیع روبرو شده اند، تردیدی نمی توان داشت که با خشونت جنسی نهادینه شده در این صنعت روبرو هستیم. واقعیت این است که مردسالاری مشمئزکننده ، وقتی به قدرت و ثروت تکیه می کند، به صورتی وحشیانه از نفوذ و امکانات خود در محیط های کاری علیه زنان سوءاستفاده می کند. این را در همه جهان شاهد بوده ایم. جنبش "من هم"(Me Too) اعتراضی جهانی علیه این توحش مردسالارانه بود. اما وقتی این توحش مردسالارانه متکی به ثروت و قدرت، پشتوانه قانون و شرع را هم داشته باشد، آنگاه به قدرت سهمگینی تبدیل می شود که ایستادگی در برابر آن به شجاعت و جسارت عظیمی نیاز خواهد داشت. درست در چنین شرایطی، اقدام شجاعانه و فوق العاده جسورانۀ زنان هنرمند ایرانی را باید مورد ارزیابی قرار داد. شاید اینجا و آنجا باشند مردان و زنان هنرمند و یا فعال در دیگر عرصه ها که لب به شکوه بگشایند که چرا امروز و  چرا نه دیروز، و یا بسیاری اما و اگر های من درآوردی و گاه مردم پسند که هدفی جز تضعیف تاثیرگذاری این اقدام شجاعانه ندارند. باید این غرزدن های بی جا را به دور ریخت و تمام قد از اقدام جسورانه این زنان هنرمند دفاع کرد. این فریاد رسای زنان هنرمند علیه خشونت جنسی مردسالارانۀ متکی به قدرت و ثروت و قانون و شرع باید مورد حمایت هرچه گسترده تر و توده ای تر قرار گیرد و به الگوئی درخشان از اعتراض که می تواند به نافرمانی مدنی دامن بزند، تبدیل گردد. بدون چنین اقدامات جسورانه ای نمی توان حاکمیت استبدادی زن ستیز  و مردسالاری نهادینه شده در جامعه مصیبت زدۀ ما را در هم شکست. این وظیفه انسانی تمامی علاقمندان سینما و فیلم های سینمائی و تلویزیونی و همه انسان های شرافتمند و آزادیخواه است که از این کارزار قاطعانه دفاع کنند تا این آرزوی زنان هنرمند کشورمان برآورده شود که می نویسند: «با امید به این که هر نیروی بازدارنده‌ای را که در محیط‌های کاری باعث می‌شود انرژی، توان و زمانی را که باید صرف خلاقیت و لذت بردن از کارمان کنیم، اما صرف فرار و دفع مزاحمت‌ها و قلدری‌ها می‌کنیم با یک همت جمعی متوقف شود و آینده کاری در این عرصه آینده‌ای امن، عادلانه و به دور از خشونت باشد».

 

* ـ سرکوب فعالان صنفی،  پاسخ حاکمیت به خواست های معلمان

رسول بداقی و حمید قندی از اعضای کانون صنفی معلمان اسلامشهر روز دوشنبه   ۱۵ فروردين ۱۴۰۱ در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب محاکمه شدند. در اعتراض به این اقدام سرکوبگرانه، جمعی از معلمان در جلو دادگاه تجمع کردند تا همبستگی خود با فعالان صنف شان را به نمایش بگذارند. سیاست پرونده سازی، تلفن های تهدید آمیز، احضار، بازداشت و دادگاهی کردن فعالان صنفی معلمان، در تمامی ماه گذشته ادامه داشته است. این فشار سنگین بر فعالان صنفی را در گیلان، شیراز، خوزستان، خراسان و تهران شاهد بوده ایم. حاکمیت تصور می کند که می تواند با سیاست تهدید و احضار و زندان، فعالان صنفی را خاموش یا بی اثر سازد. از آن سو، با اجرای رتبه بندی سرهم بندی شده و بی خاصیت تلاش می کند که در درون جنبش مطالباتی معلمان شکاف ایجاد کند. اما این جنبش مطالباتی و سراسری، سازمانیافته تر ، متحدتر و آگاهانه تر از آن است که بتوان با سرکوب و تهدید و تفرقه افکنی، آن را به عقب نشینی واداشت. روشن است که اکنون جنبش های مطالباتی بخش های گوناگون نیروهای کار و زحمت حول خواست های اخص خود به مبارزه ای پیگیر دست زده اند. شعارهائی مانند رتبه بندی برای معلمان، همسان سازی برای بازنشستگان، مقابله با خصوصی سازی برای کارگران بخش های گوناگون، یا پرداخت حقوق های معوقه برای پاکبانان و مقابله با شرکت های پیمانکاری از سوی کارگران پروژه ای، شعارهای بخش های گوناگون جنبش کارگری است. حرکت  های اعتراضی  جداگانه  این بخش ها و تکیه بر شعارهای اخص شان، هر چند می تواند دستاوردهای حتی چشم گیری داشته باشد، اما اگر راه هائی برای پیوند میان این بخش ها گشوده نشود، هر کدام از بخش ها به صورت جداگانه با تهدید و سرکوب و یا عقب نشینی های ناگزیر روبرو خواهند بود. آنچه می تواند این جنبش ها را به صورت مستحکم وارد میدان کند،علاوه بر خواست های اخص، چنگ زدن به خواست های متحد کننده و همگانی است. روشن است خواست های مشخصی همچون آموزش رایگان و کارآمد، بهداشت رایگان و عمومی، حق مسکن قابل پرداخت برای همه، تامین اجتماعی فراگیر وهمگانی، مقابله همه جانبه با خصوصی سازی می تواند خواست های متحد کننده بخش های گوناگون جنبش کارگری و مزد و حقوق بگیران و همچنین تهیدستان و حاشیه نشینان باشد. تکیه بر این خواست ها علاوه بر خواست های اخص، می تواند راهی برای همبستگی بخش های گوناگون جنبش مطالباتی و افزایش فشار بر حاکمیت سرکوبگر باشد. از این طریق بهتر و متحد تر می توان در برابر تهدیدات امنیتی و فشارهای قضائی و پلیسی حاکمیت ایستاد و آنها را در برابر انبوهی از فعالان مدنی، صنفی و مطالباتی قرار داد. این شعارها نه تنها بخش های گوناگون جنبش کارگری را متحد می سازد، بلکه حمایت بخش اعظم جامعه را نیز به دنبال خواهد داشت. وقتی این شعارها با شعارها و خواست هائی همچون برابر حقوقی زنان با مردان، حق شهروندی برابر، دفاع از آزادی های بی قید و شرط سیاسی، آزادی احزاب و تشکل ها و آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی همراه گردد، می توان به شکل گیری یک جنبش عمومی و توده ای برای آزادی ، دمکراسی و برابری امید بست.

 

* ـ استادیوم های ورزشی، تنها جای مردان نیست!

جلوگیری از ورود دختران جوان و زنان به استادیوم فوتبال مشهد برای تماشای بازی تیم های ملی ایران و لبنان، علیرغم فروش بلیط به آنها، موجی از خشم و نارضائی در سراسر ایران دامن زد.  توجه داشته باشیم که بازی قوتبال ، توده ای ترین ورزشی است که جمعیت گسترده ای را مجذوب خود می سازد. این اقدام شرم آور حاکمیت با ورزشی انجام گرفته است که توده ای ترین نیرو را متاثر کرده است. از این رو حمله به دختران و زنان در کنار درهای استادیوم ورزشی در مشهد به یک مسئله ملی و بین المللی تبدیل شده است و به احتمال زیاد تا آغاز بازی های جام جهانی فوتبال در قطر ادامه خواهد داشت. از این روست که همبستگی با زنان  کشور و دفاع از حق برابر آنها با مردان برای تماشای بازی های فوتبال به شکلی گسترده  از سوی گروه کثیری از مردم بویژه در شبکه های اجتماعی ابراز شده است. هواداران تیم سپاهان به حمایت از این حق برخاستند. هواداران تیم تراکتور تبریز نیز حمایت خود را اعلام کردند. برخی از فوتبالیست های سرشناس در دفاع از این حق در کانال های اینستاگرامی شان، پست های حمایتی گذاشتند. شبکه های اجتماعی پر شد از اعتراض به این برخورد واپسگرایانه و عهدبوقی حاکمیت. از سوی دیگر حاکمیت یک دست شده که هارترین و عقب مانده ترین بخش های حاکمیت تاریک اندیش جمهوری اسلامی را تشکیل می دهند به دفاع از این تبعیض آشکار برخاستند. جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در نامه ای به ابراهیم رئیسی نوشتند که "رهبری، مراجع و مردم متدین مخالف اند" و از او خواستند مانع ورود زنان به ورزشگاه ها شود. این حادثه یک نکته دیگر را به شکل آشکاری نشان داد. تلاش برای یک دست شدن این حاکمیت، آب در هاون کوبیدن است. درست زمانی که بخش های اجرائی حاکمیت، زیر فشار شدید جامعه، تلاش می کنند برای حضور زنان در ورزشگاه ها راه هائی بجویند، بخش های حکومتی وابسته به دستگاه رهبری، با یک تلفن، تمام این تلاش ها را در آخرین لحظه نقش بر آب می سازند. در گذشته نیز شاهد آن بوده ایم که تمامی روسای جمهور رژیم اسلامی زیر فشار سنگین جامعه و در تضادی آشکار با اعتقادات دینی و ارتجاعی خود، خواهان بر طرف شدن موانع حضور زنان در استادیوم های ورزشی و فوتبال بوده اند، اما هر بار با مخالفت رهبر رژیم و یا نمایندگان او در استان ها، تلاش هایشان به سنگ خورده است. به دیگر سخن، سنگر اصلی ارتجاع و تاریک اندیشی در ساختار حکومتی جمهوری اسلامی، دستگاه ولایت فقیه است و اصل ولایت فقیه مهمترین سنگر ارتجاع در قانون اساسی جمهوری اسلامی است. برای درهم شکستن قدرت ارتجاع و تاریک اندیشی در ایران و نجات از استبداد دینی بی مهار،  باید خیمه و عمود ارتجاع و واپسگرائی، یعنی اصل ولایت فقیه و تمام دستگاه های ولائی  در هم شکسته شود.

......................................

*ـ برجام در انتظار فرجام

کش دادن توافق برجام از سوی رهبری جمهوری اسلامی و در نتیجه ادامه فشار تحریم های ظالمانه و غیرانسانی علیه مردم ایران، نشانۀ آشکار بی اعتنائی رهبری رژیم اسلامی به سرنوشت و منافع مردم کشور است. رهبر جمهوری اسلامی توافق انجام گرفته توسط تیم ظریف ـ عراقچی را ناممکن ساخت تا دولت پیشکار رهبر از نتایج تبلیغاتی آن برخوردار گردد. حال که آن توافق توسط تیم  امیرعبداللهیان ـ باقری کنی به نتایج یکسانی رسیده، از امضای آن خودداری می کند تا کشور "دوست و برادر" روسیه را ناراحت نکند. سیاست کش دادن برجام درست در شرایطی به پیش برده می شود که ایران می توانست از فضای ایجاد شده در بازار نفت و گاز، پس از حمله روسیه به اوکراین بیشترین بهره برداری را بکند. شاهین اصغری عضو هیئت رئیسه اتاق بازرگانی و صنایع ایران و آلمان در توئیتر خود در این باره می نویسد: «در شرایطی که ایران بیش از ۱۳۰ میلیون بشکه نفت آماده تحویل در شناورها روی آب دارد و می‌توانست با توافق سریعتر در وین این میزان نفت را با قیمت ۱۲۰-۱۳۰ دلار بفروشد، با آزادسازی ۱۸۰ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک آمریکا این فرصت استثنایی هم از دست رفت». توجه داشته باشیم در شرایطی که دولت بایدن  سیاست حداکثر نرمش را در پیش گرفته،  بهترین زمان برای حصول توافق  برجام پیش آمده است. فرصتی که یک بار به قول جوزف بورل هماهنگ کننده سیاست خارجی اتحادیه اروپا با مانع تراشی روسیه روبرو شد و حال با کارشکنی جمهوری اسلامی به درازا کشیده شده است.  اما چرا رهبری جمهوری اسلامی با امضای این  توافق موافقت نمی کند  و فشارهای اقتصادی بر مردم ایران را ادامه می دهد؟ واقعیت این است که رهبری  جمهوری اسلامی نگران از شورش های توده ای و لرزان بودن حاکمیت خود، اتکا به دیکتاتوری های شرق، چین و روسیه را راز بقای خود می داند و نزدیکی به اروپا و آمریکا را به ضرر خود ارزیابی می کند. حاکمیت جمهوری اسلامی به دلیل استراتژی جهانی اش بر این نظر است که  اگر با آمریکا نزدیک شود و رابطه استراتژیکش با روسیه تضعیف گردد،  پایه های حکومتش لرزان خواهد شد. جمهوری اسلامی برای جلب رضایت روسیه از این فرصت تاریخی استفاده نمی کند. واقعیت این است که ارزیابی واقع بینانه و توجه به منافع ملی مردم ایران و حتی توجه به منافع اقتصادی حکومت اسلامی به گونه ای است که می بایست در شرایط کنونی تلاش شود تا برجام به امضاء برسد و از این فرصت تاریخی بهره برداری گردد.  ولی رهبری جمهوری اسلامی به صورت آگاهانه به این منفعت مردم ایران پشت پا می زند و در کنار روسیه قرار می گیرد. جمهوری اسلامی بر پایه منافع استراتژیک خود و برای حفظ خود از خطر مردم، به بلوک شرق تکیه کرده و از این دیدگاه وارد تحولات جهانی شده است. بی جهت نیست که از پشت خنجر زدن های روسیه در سوریه و حتی در ارمنستان و آذربایجان و قفقاز نیز با چشم پوشی آشکار رهبران جمهوری اسلامی همراه شده است. به نظر می رسد که رهبری جمهوری اسلامی نه تنها از شعار خود یعنی "نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» دست کشیده ، بلکه به کشوری دنباله رو سیاست های روسیه و چین تبدیل شده است و در معادلات جهانی منافع عمومی مردم ایران را به تاراج گذاشته است. از این رو کش دادن برجام و تداوم تحریم های غیرانسانی مسئله فقر در کشور را به یک مسئله عمومی تبدیل کرده است. این نکته ای است که رهبری جمهوری اسلامی از کنار آن می گذرد و بر پایه دیدگاه های استراتژیک خود برای بقای حکومتش رفتار می کند. با نگاهی به رشد فقر در کشور که در گزارش "تجارت نیوز" آمده ، می توان به ابعاد تاثیر گذاری تحریم ها و سیاست های غارتگرانه حاکمان در قبال مردم پی برد و نشان داد که فاجعه ای در کشور دهان کشوده است:« در تابستان سال ۱۳۹۶ خورشیدی و با نرخ دلار ۴۰۰۰ تومانی، هر شهروند ایرانی که ماهانه کمتر از ۵۷ دلار، یا ماهانه کمتر از ۲۲۸ هزار تومان درآمد داشت، زیر خط «فقر مطلق» زندگی می‌کرد. با در نظر گرفتن درآمد روزانه کمتر از ۳٫۱ دلار به ازای هر فرد، که خط «فقر نسبی» را نشان می‌داد، جمعیت فقرای ایران (در مجموع زیر خط «فقر مطلق» و زیر خط «فقر نسبی») به حدود ۶۶ درصد از جمعیت کشور می‌رسد. امروز بین ۲۷ میلیون تا ۴۲ میلیون نفر ایرانی (بین ۳۰ تا ۵۰ درصد از کل جمعیت ایران) به اذعان آمارهای رسمی و غیررسمی، زیر خط فقر قرار دارند. این جمعیت، در سال ۱۳۹۶ خورشیدی حدود ۵٫۳ میلیون نفر بود و در واقع اکنون پنج تا هشت برابر آن مقطع است.». با چنین فقر فزاینده و گسترش یابنده ای، عدم تلاش برای لغو تحریم ها و تکیه بر شعار توخالی "اقتصاد مقاومتی"  و دامن زدن به دور زدن تحریم ها، هدفی جز پر کردن جیب غارتگران و "کاسبان تحریم" و به فلاکت کشاندن مردم ایران ندارد.

.........................................................................

 دوشنبه ۱۵ فروردين ۱۴۰۱ برابر با  ۰۴ آوريل ۲۰۲۲

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2022 ©